عاقبت شکستن دل دیگران چیست؟

در روایات درباره عنایات و توفیقات الهی نسبت به دل شکسته چنین آمده است:
امام سجاد(ع) می‌فرماید: «خدا هر دل غمگینى را دوست دارد».
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «خداى تعالى در نزد دل‌شکستگان جاى دارد».
«هر گاه خداوند خیرى به بنده اراده نماید، در دلش پرده‏ اندوهى ایجاد می‌کند؛ زیرا دل‏ شکسته‏ و غمگین را دوست دارد».

 

گاهی مواقع «دل شکستگی» تنها به جهت غمگینی برای امور مادی و دنیایی است که آخرت در آن لحاظ نمی‌شود، چنین دل شکستگی، افسردگی و رکود روانی را به همراه خواهد داشت و آدمی را ناامید کرده و از ترقی و پیشرفت بازمی‌دارد، اما گاهی انسان برای اموری – حتی به ظاهر دنیائی - دل شکسته می‌شود که اثر چنین دل شکستگی، ارتباط بیشتر او با معنویت بوده و پیشرفت او را به دنبال خواهد داشت. به گونه‌ای که وقتی دلی شکسته و غمگین می‌شود، ارتباط او با عالم معنا بیشتر می‌گردد، با چنین حالتی، احساسات و عواطف ظریف، اشک، گریه و ... پدید می‌آید.

دل شکسته در پیشگاه خداوند جایگاه ویژه ای دارد و چنان مورد توجه است که به دعا و نفرین انسان دل شکسته خیلی زود اثر می بخشد.

عاقبت افرادی که دل دیگران را می‌شکنند چیست؟

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان؛ همیشه رفتار یک سری از آدم ها ذهن من را به خودش درگیر کرده و سؤالی را برایم بی جواب گذاشته است؛ کسانی که غرور کسی را له می کنند،بنده ای را نادیده می انگارند،آنانی که کاخ آرزوهای کسی را به ویرانی می کشانند،شمع امید کسی را خاموش می کنند،گوششان را می بندند تا صدای خورد شدن غروری را نشنوند، این نوع از آدم ها که این گونه در برابر بندگان خدا رفتار می کنند، دستانشان را به سوی کدام آسمان دراز می کنند تا برای خوشبختی خودشان دعا کنند؟!!

کسی که برای شکستن دل انسان مؤمن حرمتی قائل نیست، دلی که احترامش را بیش از احترام کعبه دانسته اند، دل شکسته ای که خود خداوند همنشینش می شود و هوایش را دارد؛ انا عند المنکسره قلوبهم،(1) آیا به آثار وضعی خواسته و ناخواسته اش توجه کرده است؟


بیشتر بخوانید: چطور گناه شکستن دل دیگران را جبران کنیم؟


و چه زیبا گفته شده؛
ﺑﺘﺮﺱ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﯽ ...
ﺍﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺟﺎﯼ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺯﺩ ...
ﻭ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺏ ﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺧﻮﺏﺗﺮ ﯾﺎﺩﺵ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ
ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﺳﯿﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ
ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺳﺮﺕ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺸﯿﺪ ...
ﻭ ﺗﻮ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺩﺭﮎ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ

ﭼﺮﺍ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ : ﺩﻧﯿﺎ ، ﺩﺍر ﻣﮑﺎﻓﺎﺕ ﺍﺳﺖ ! ؛ "إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لأَنفُسِکمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا"(2)

انسان ها نتیجه اعمال خود را تا حدودی به شکل های گوناگون در دنیا می بینند، این حقیقتی است که در آیات و روایات به آن اشاره شده است، اما جزای حقیقی اعمال در سرای دیگر است، در عین حال این منافات با بعضی از کیفرها و پاداش های موقت نسبت به بعضی از اعمال در دنیا ندارد؛ این که گفته می شود جزای اعمال در دنیا دیده می­شود، جزای تمام اعمال نیست، بلکه جزای برخی از اعمال و آن هم برای آگاهی و بیداری انسان ها و بازگشت از اعمال و کردار ناپسند یا برای تشویق آن ها و انگیزه یافتن برای خوبی و بندگی است.

دل شکستن دیگران هم از رفتارها و اعمالی است که افراد در دنیا نتیجه ای از آن را به طرق و شکل های مختلف خواهند دید.

نکته ی مهمی که در این سکانس از زندگی باید بدانیم آن است که از لحظات زندگی درس بگیریم و درس هایی که روزگار به ما می دهد را فراموش نکنیم و با این درس ها فلسفه زندگیمان را همیشه به روز رسانی کنیم .. چرا که با فراموش کردن درس های روزگار پدیده هایی برایمان رخ می دهد که با فراموش نکردن هایشان سرنوشتمان می توانست جور دیگری رقم بخورد. تجربه هایی که اگر فراموش نمی شدند دیگر داستان دل شکستن ها ادامه پیدا نمی کرد و حال آنکه دل شکستن ها هنوز ادامه دارد .. با وجود اینکه می دانیم شکستن دل دیگران به ناحق، بدون عقوبت نخواهد بود ولی در شرایط مختلف باز مرتکب آن می شویم .. و به همین شکل روز به روز دل هایمان به دست یکدیگر شکسته می شوند.

تنها راه این است که از خداوند مدد جوئیم. از او بخواهیم که ما را در رسیدن به خلق و خوی نیکو، درستکاری و حفظ حریم و حرمت دیگران یاری دهد. ما را یاری دهد که قلب کسی را بنا حق نشکنیم. باید به یاد بیاوریم که چه لطمات سخت و جبران ناپذیری از آه دلهایی که شکستیم متحمل شدیم. باید از تکرار اشتباهاتمان جلوگیری کنیم.

از چنین انسانی سخت بترس
دل شکسته در پیشگاه خداوند جایگاه ویژه ای دارد و چنان مورد توجه است که به دعا و نفرین انسان دل شکسته خیلی زود اثر می بخشد.
اهمیت این امر به حدی است که امام زین العابدین (علیه السلام) در حدیث شریفی می فرماید: پدرم در لحظات آخر عمر عزیزش، در آن شرایط سخت روز عاشورا در حالی که خون در رگ هایش می غلطید مرا در آغوش گرفت و به من فرمود تو را به آن چه پدرم نزدیک وفاتش به من فرمود وصیت می کنم و آن این که : "یا بنی! ایاک و ظلم من لاتجد علیک ناصرا الا الله" ؛ پسر عزیزم! از ظلم و ستم به کسی که یار و یاوری جز خدا ندارد بپرهیز."(3)

راه جبران دل شکسته

باید به طور جدّ، مراقب زبان و حرکات و سکنات خود باشیم که مبادا اسباب دل شکستن کسی را فراهم آوریم و اگر چنین کاری رخ داد بعد از توبه و استغفار جدی به درگاه ربوبی، باید، عملا جبران کنیم و پیش آن شخص برویم و دلش را به دست آوریم و اگر به او دسترسی نداریم در کنار کار خیری مانند قرآن و نماز خواندن به نیت او،صدقه‌ای هم به عنوان رد مظالم به فقیر بدهیم.
دل شکستن آثار بدی به دنبال دارد و شکستگی او در اعمال و زندگی و آسایش ما تاثیر منفی دارد و اگر جبران نشود، علاوه بر ناخشنودی الهی، عذاب اخروی را در پی دارد.

راه هایی که منجر شکستن دل می شود
1. مسخره کردن دیگران: "یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ یکُونُوا خَیراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ یکُنَّ خَیراً مِنْهُن‏"؛(4)

2. عیب جویی: "وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُم‏"؛(5)

3. یکدیگر را با نام زشت خواندن: "وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقاب‏"؛(6)

4. روی از دیگران برگرداندن: "وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاس‏"؛(7)

5. با تکبر و غرور راه رفتن: "لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحا"؛(8)

6. سر از کار دیگران در آوردن و غیبت کردن: "وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضا"؛(9)


پی نوشت:
1- تفسير صدرالمتألهين
2-اسراء،7.
3- منتهی الامال، ج 1، ص 713
4- حجرات، 11.
5-همان.
6-همان.
7-لقمان، 18.
8-همان.
9-حجرات،12.

گردآوری: تبیان

توضیح در مورد موقف حق الناس در قیامت (یاد مرگ)

سخت ترین و مهمترین موقف در قیامت موقف حق الناس است .

زیرا کمتر کسی است که تواسنته باشد تمام حقوق را رعایت کند و هر کسی از جهتی گرفتار حق الناس است . بنابراین باید به حق الناس اهمیت بدهیم .در قیامت به موقف حق الناس که در آن به حقوق دیگران رسیدگی می شود مرصاد می گویند.

در قرآن داریم که خدای تو در کمینگاه است . یعنی مراقب است و رصد می کند. و اعمال انسان را یکی یکی بررسی می کند. افرادی که در این دنیا مراقبت بیشتری داشته اند بررسی اعمال شان کمتر طول می کشد ولی برای عده ای این بررسی زیاد طول می کشد .

وقتی در قیامت طلبکارها می خواهند حق شان را بگیرند ، در آنجا کار سخت می شود. در دعای بیستم صحیفه ی سجاده ی داریم :خدایا رستگاری، پیروزی در معاد و سلامتی از این گذرگاه و ایستگاه را از تو درخواست می کنم .

امام صادق (ع) می فرماید : کسی که ظلمی کرده باشد از این ایستگاه نمی تواند رد بشود و صلاحیت ورود به بهشت را پیدا بکند.

حضرت امیر جمله ای را از پروردگار در قیامت نقل می کند که امروز من بین شما با عدل حکم می کنم و به هیچ کس ظلم نمی شود. در اینجا حق ضعیف را از ظالم می گیرم . کسی که ظلمی به او شده، خدا حق او را می گیرد و تلافی می کند.

در قیامت نوع تلافی کردن با سیئات و حسنات است. خوبی هایی که شخص ظالم کرده است به حساب مظلوم می رود تا مظلوم او را حلال کند . وقتی که حسنات تمام می شود از گناه دیگران بر می دارند تا آنها راضی بشوند.

خدا می فرماید :کسی که در قیامت از حقش بگذرد من ثواب زیادی به او می دهم. ولی آنها می توانند از حق شان نگذرند. حضرت می فرماید: هیچ کس نمی تواند از این گذرگاه رد بشود که دینی بر گردن او باشد مگر ظلمی که مورد بخشش قرار گیرد .

حق الناس علاوه بر اینکه حق مردم است حق خدا هم هست . حق الله فقط حق خداست مثل نماز ولی حق الناس مثل تلف کردن مال کسی یا آبروی کسی را بردن ،حق خدا هم هست زیرا خدا امر کرده است و آن فرد مخلوق خدا است و کسی حق ندارد به مخلوق خدا بی احترامی کند. پس حق الناسی نوعی تمرد از خدا و ضایع کردن حق خدا هم هست . بخاطر همین حق الناس مهمتر است .

پیامبر فرمود :مفلس کسی است که در عرصه ی قیامت با اعمال خیر می آید و در مرصاد (گردنه ی) وقتی می خواهد طلبکارانش را راضی کند آنها می گویند که باید اعمال خیر خودت را به ما بدهی . اگر اعمال خیر او تمام شد از بدهی های طرف بر می دارند و به دوش او می گذارند، این مفلس و ورشکسته ی واقعی است.

حق الناس علاوه بر قیامت در دنیا هم عقوباتی دارد . بعضی از ظلم ها در دنیا بسرعت پاسخ داده می شود .

امام صادق(ع) می فرماید: از ظلم کردن به کسی که جز خدا یاوری ندارد بترس زیرا عقوبت آن سریع دامن شما را می گیرد .

 

عالمی در زمان ناصر الدین شاه نقل می کند که قحطی شده بود و جوان یهودی به نانوا التماس می کرد که نانی به او بدهد . نانوا او را کشید و به طرف تنور برد و مقداری سنگ ریزه های داغ را بر پشت گردن او ریخت . جوان سوخت و نفرین کرد و رفت .

مدتی بعد خود نانوا فریاد می زد که سوختم و وقتی او را گرفتند، دیدند که تا پایین گردن او تاول های بزرگی زده است. دکتر گفت که جوان یهودی را بیاورید. به او گفتند که هر چقدر پول بخواهی به تو می دهیم تا تو از نانوا بگذری  .

جوان گفت: آن حالی که من آن موقع داشتم و نفرین کردم الان ندارم که برای او دعا بکنم تا موثر باشد . چند ساعت بعد نانوا از دنیا رفت . البته تمام ظلم هایی که در دنیا می شود حتما جزایش در همین دنیا است. این کلیت ندارد . دنیا، دنیای عمل و عکس العمل است .

اینجا عالمی است که اگر شما بزنید، می خورید زیرا خدا حسیب است .

حسیب بودن خدا به این معنا است که هیچ عملی رها و مهمل نمی ماند .پس هر عملی عکس العملی دارد ولی الزما عکس العمل آن در این دنیا نیست . بخشی از عالم وجود دنیا است ولی بخش مهمتر عالم وجود، آخرت است .

پاداش و کیفر هر عملی همین الان هست ولی زمان آن مشخص نیست و بدست خدا است . ممکن است که بنظر ما عملی کوچک باشد ولی پیش خدا ظلم بزرگی بحساب بیاید. پس استاندارد این اعمال دست ما نیست .خدا مهلت می دهد ولی کار را مُهمل نمی گذارد .

حضرت امیر می فرماید : ممکن است که خدا به ظلم و مظلوم مهلت بدهد ولی خدا این ظلم را رها نمی گذارد که گم بشود.

ما به آخرت اعتقاد داریم. صدام هزاران نفر را کشت و به شهادت رساند. این عالم فقط ظرفیت یک بار کشتن صدام را داشت. ولی عالم آخرت این ظرفیت را دارد . مثلا کسی ظلمی می کند و همان موقع از دنیا می رود .او در این دنیا چیزی نمی بیند .

در روایت داریم: ظلم کردن باعث بی برکت شدن رزق ی شود. وقتی شما حق کسی را می خورید، در عالم وجود رزق، حق شما هم خورده می شود و رزق شما کم می شود.

پس ممکن است که فردی چند شیفت کار کند ولی در زندگی اش به آرامش  نمی رسد و چاله های زندگی اش زیاد است.

من از حرم امام رضا (ع) سوار تاکسی شدم . او فردی را سوار کرد و پول زیادتری از او گرفت . طرف متوجه شد ولی به روی خودش نیاورد و پیاده شد. راننده تاکسی به من گفت که من خیلی کار می کنم ولی دخلم به خرجم نمی رسد . آیا ذکری هست که من بگویم ؟ من به او گفتم :اگر شما ظلم نکنی، روزی ات زیاد خواهد شد و نیازی به ذکر نیست .

ظلم چاله ای در زندگی انسان درست می کند که با اشک، ریاضت ،گریه و توسل پر نمی شود. ما باید ظلم را جبران کنیم .

پیامبر فرمود : اگر کسی چیزی از حقوق برادر مومنش را ضایع بکند خدا برکت رزق را از او می گیرد مگر اینکه توبه بکند و آنرا جبران بکند .

مثلا در غیبت ، اگر غیبتی شده است که به گوش او نرسیده است و اگر من به او بگویم، کدورت پیش می آید پس لازم نیست که من به او بگویم.

حق الناس در مسائل مالی ،جانی و آبرویی است .

یکی دیگر از آثار دنیایی ظلم کردن و حق الناس این است که دعای انسان پذیرفته نمی شود. مانع استجابت دعا ، اعمال ما است .

امام صادق (ع) فرمود : اگر کسی می خواهد دعایش برآورده بشود کسب حلال داشته باشد و گردنش را از مظالم بیرون آورده باشد.

دعای هیچ عبدی بالا نمی رود در صورتی که مال حرام خورده باشد یا ظلمی به کسی کرده باشد. معصومین روی حق الناس خیلی تاکید کرده اند . امام حسین (ع) در روز عاشورا به یارانش گفت که اگر کسی حق الناسی بر گردنش است ،از میان ما برود. پیامبر فرمود : اگر کسی از ما برود و برگردنش دینی باشد با شهادت آن دین جبران نمی شود.


امام باقر (ع) می فرماید : اولین قطره ی خون شهید گناهان او را پاک می کند مگر دین های او .


بعضی ها استدلال می کنند که ما فردی را که به ما ظلم کرده است نمی بخشیم تا در روز قیامت از حسنات او بردارند و به حسنات ما اضافه بشود . آیا این استدلال درست است ؟

به گفته ی قرآن معیار رفتن به بهشت داشتن قلب سلیم و دل پاک است . اگر ما حالتی داشته باشیم که بخواهیم کینه ای از کسی در دل مان بپرورانیم ممکن است که صلاحیت رفتن به بهشت خودمان را منتفی بکنیم .

ما فکر نکنیم که با گرفتن چند تا حسنه از دیگران در قیامت بارمان سنگین تر می شود زیرا ما خودمان هم بدهکار کس دیگری هستیم. امام صادق (ع) می فرمایند :ببخشید تا شما را هم ببخشند . کسی که گذشت ندارد و می خواهد تلافی کند، خودش هم ظلم هایی کرده است که آن طرف ها هم او را نمی بخشند.

اگر در این دنیا انسان کسی را حلال بکند معنایش این نیست که فرد ظالم به بهشت می رود بلکه شما که گذشت کردی اهل گذشت هستی و دلت صاف است و صلاحیت بهشتی برای خودت درست کرده ای.

خدا ظلم های فردی که به تو کرده است حساب می کند . پس در حلال کردن دیگران ، بخش زیادی از آن، نصیب خود ما می شود.

در روایت ما توصیه شده است که از یکدیگر بگذرید. شما کار را به خدایی بسپارید که عادل است . یک قسمت حق الناس در مسائل مادی است. مثلا تلف کردن مال دیگری و همه این موارد را می دانیم .یک قسمت آن آبرو بردن دیگران است. اگر کسی از دیگری قرضی گرفته است و می تواند آنرا پرداخت کند و معطل می کند این کار دزدی است .

مثلا در مورد مهریه حق زن است و می تواند مطالبه بکند. اگر مرد در زمان حیاتش یا بعد از فوت ( یعنی وصیت نکند که حق زن را بدهند ) آنرا نپردازد ، این بر گردن مرد می ماند و حق الناس است و این هم نوعی دزدی است .

اگر بعضی از وارثین وصیت میت را نسبت به ثلث رعایت نکنند این نوعی دزدی است یا این که یک ورثه نسبت به دیگران اجحاف بکند ، این هم نوعی دزدی است.  حالا اگر به عمر کسی دیگری لطمه بزند چه می شود ؟ مثلا معلمی دیر به سر کلاس بیاید یا کارمندی دیر سر کار بیاید یا در اداره می تواند کاری را تسهیل بکند ولی او را به قسمت های دیگر ارجاع بدهد و وقت او را تلف کند، این هم حق الناس و دزدی است . حضرت امیر گاهی اوقات به در دارالاماره  می نشست تا وقتی کسی با ایشان کار دارد تا داخل نیاید که وقتش تلف بشود.

پس تلف کردن حق مردم هم حق الناس است . مثلا آسیب های جسمی یا روحی به دیگران زدن یا آلودگی های صوتی که در شهر ایجاد می شود یا بوق زدن های غیر وقت یا در هنگام استراحت مردم یا بوق زدن های غیر متعارف کاروان عروس در شهر یا آلودگی های زیستی مثل سیگار کشیدن در محیط های بسته، اینها حق الناس است و حرام است .

مثلا فردی بیماری دارد که مسری است و مراقبت نمی کند و دیگران هم از او می گیرند . این از موارد حق الناس است.

پیامبر روبروی خانه ی کعبه ایستاده بود و فرمود : ای کعبه حرمت تو خیلی بالا است ولی حرمت آبروی مومن از تو بالاتر است. زیرا خانه ی کعبه خودش محترم است ولی مومن مال، جان و آبرویش محترم است و باید رعایت بشود.

در این رعایت ها است که مسلمانی پیدا می شود.

امام صادق (ع) می فرمایند : به طول رکوع و سجود فرد نگاه نکنید ،اگر می خواهید مسلمانی بودن فردی را بدانید، ببینید امانت داری او چطور است و کارهایی که بر عهده اش است خوب انجام می دهد یا خیر .

خوب است که انسان به یک اصولی پایبند باشد و حق دیگران را رعایت کند .کاروانی به سمت کربلا می رفت و دچار راهزنان شد. یکی از اهالی کاروان فرار کرد و از تپه ها بالا رفت و چادرهایی را دید و به پیرمردی رسید و گفت که من می خواهم اموالم را به امانت نزد تو بگذارم .پیرمرد قبول کرد . در همان موقع دزدها به طرف چادر پیرمرد آمدند. و اموال دزدیده شده را در چادر او گذاشتند. معلوم شد که او رئیس دزدها بوده است.

فرد خواست فرار کند ولی رئیس دزدها فریاد زد که چرا مال خودت را نمی بری؟ زیرا تو آنرا نزد من به امانت سپردی . درست است که ما دزدی می کنیم ولی یک جایی آنرا رعایت می کنیم . خوب است که انسان به اصولی پایبند باشد.

کتاب احکام حق الناس نوشته ی محمد اکبری و کتاب حق الناس نوشته ی علی محمدحیدر نرافی ، کتاب های خوبی برای مطالعه در مورد حق الناس است .


" مباحث یاد مرگ - حجت الاسلام عالی - برنامه سمت خدا - http://samtekhoda.tv3.ir "