آثار و برکات و فواید و فضایل صلوات فرستادن و نوشتن صلوات

فضیلت نوشتن صلوات

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: هر کس در کتابی یا نوشته ای بر من صلوات بنویسد (الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ)، تا زمانی که نام من در کتاب هست فرشتگان پیوسته برای او از درگاه حق طلب آمرزش می کنند.

معنا و مفهوم صلوات

واژه صلاه ، صلوه  و جمع آن صلوات به معني نماز خواندن و درود و تحيت است. صلي الله عليه يعني خداوند بر او درود فرستاد، در معجم الوسيط هم صلاه  به معناي دعا است.

صاحب الميزان در مورد کلمه صلوه  مي گويد:«کلمه صلوه  در اصل به معناي انعطاف بوده، و صلاه  خدا بر پيغمبر به معناي انعطاف او به وي است، به وسيله رحمتش، البته، انعطافي مطلق، چون در آيه شريفه صلات را مقيد به قيدي نکرده، و همچنين صلاه  ملائکه او بر آن جناب، انعطاف ايشان است بر وي، به اينکه او را تزکيه نموده و برايش استغفار کنند، و صلات مومنين بر او انعطاف ايشان است به وسيله درخواست رحمت براي او.»(الميزان/ 61/705)

 راغب اصفهاني نيز در معني صلوه  معتقد است:«صلوات رسول الله و نماز مسلمانان، تزکيه ايشان است. همچنين دعا و استغفار فرشتگان مثل مردم است و صلاه که عبادت مخصوص است اصلش دعا است. و اين عبادت خاص به اين کلمه ناميده شده است.» (مفردات/ 392)

در تفسير جوان نيز آمده است که «چنانچه صلوات به خدا نسبت داده شود به معني فرستادن رحمت است و هرگاه به فرشتگان و مومنان منسوب گردد به معني طلب رحمت مي باشد.»(تفسير جوان/71/ 623)

صلوات در آينه قرآن و کلام معصوم (ع)

 در سوره احزاب آيه 65 خداوند با تاکيد مي فرمايد: «خدا و فرشتگان او بر پيامبر اسلام درود مي فرستند، شما هم اي کساني که ايمان آورده ايد بر او صلوات بفرستيد، و آن طور که بايد، تسليم شويد.»

خداوند در اين آيه تاکيد مي کند که ابتدا من و ملائکه بر پيامبر (ص) صلوات مي فرستيم و به پيروي از ما شما انسانها بر ايشان و آلش سلام و درود بفرستيد.

 در حکمت 163 نهج البلاغه آمده است «اذا کانت لک الي الله سبحانه حاجه فابدا بمساله الصلاه علي رسوله ثم سل حاجتک فان الله اکرم من ان يسال حاجتين فيقضي احدا هما و يمنع الاخري».

«هرگاه از خداي سبحان درخواستي داري، بر پيامبر اسلام (ص) درود بفرست سپس حاجت خود را بخوان، زيرا خداوند بزرگوارتر از آن است که از دو حاجت درخواست شده، يکي را برآورده و ديگري را بازدارد.»

 تمام دعاهاي صحيفه سجاديه نيز با صلوات آغاز مي شود و يا پايان مي يابد. در برخي از دعاها نيز در اواسط دعا، صلوات فرستاده شده است زيرا ائمه معتقدند صلوات، ذکر برآورده شدن حاجت است و در هر دعايي که صلوات فرستاده شود اجابت آن از سوي خدا حتمي است.

ايشان در دعاي 44 به کرات صلوات را تکرار کرده و دعا براي حفظ توحيد، رسيدن به منزلت بالا در نماز، شناخت حرمت خدا را از خداوند مسالت مي کند.

 در قسمتي از اين دعا مي فرمايند:«اللهم صل علي محمد و اله، في کل اوان وقت و کل و علي کل حال عدد ماصليت عليه، و افعان ذلک کله بالاضعاف التي لا يحصيها غيرک، انک فعال لما تريد «بار خدايا بر محمد و آل محمد درود فرست، به شمار درودهايي که بر هر کس نثار فرموده اي و چندين برابر آن به چندين برابر که هيچ کس جز تو شمار آن نداند، که تو هر چه خواهي کني.»امام صادق (ع) نيز در باب اهميت صلوات  مي فرمايند:«کسي که شهادت بدهد خدايي جز خدايي يگانه نيست و اگر شهادت دهد که حضرت محمد (ص) رسول خداست، ده هزار حسنه براي او نوشته مي شود.»  (ثواب الاعمال/ 32)
 

کيفيت صلوات بر پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم

در مورد کيفيت صلوات، روايات فراواني است که درود و سلام بر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را همراه با آلش مقبول مي دانند.
اين نوع کيفيت صلوات از منابع شيعه و سني قابل اثبات است، چنانکه در صحيح مسلم، سن ابن داود ترمذي، نساني، موطا مالک، مسند احمد و سنن دارمي، از ابومسعود انصاري روايت کنند که گفت:
«رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم آمد و با ما در مجلس سعد بن عباده نشست «بشيربن سعده ابونعمان بن بشير به او گفت: اي رسول خدصلي الله عليه و آله و سلم خداوند ما را فرمان داده تا بر شما صلوات فرستيم، چگونه بر شما صلوات فرستيم؟ راوي گويد: رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم (به گونه اي) ساکت شد که ما آرزو کرديم اي کاش او چنين سوالي نکرده بود سپس فرمود بگوييد خداوندا بر محمد و آل محمد صلوات فرست، همان گونه که بر ابراهيم صلوات فرستادي، و بر محمد آل محمد فزوني بخش، همان گونه که بر ابراهيم در جهانيان فزوني دادي.
از حضرت علي  عليه السلام نيز روايت است که ايشان فرمودند «اصحاب گفتند اي رسول خدا چگونه بر شما صلوات فرستيم که فرمود «بگوييد: خداوندا بر محمد و آل محمد صلوات فرست، همان گونه که بر ابراهيم و آل ابراهيم صلوات فرستادي، راستي که تو ستوده و والايي، و بر محمد و آل محمد فزوني بخش، همان گونه که بر ابراهيم و آل ابراهيم فزوني دادي، براستي که تو پسنديده و عظمايي» (کنزالعمال)

برکات و ثواب صلوات
در باب ثواب صلوات روايات فراواني است که تاکيد مي کند ده هزار بار حسنه دارد، رحمت و برکت و لطف و کرامت خدا را به همراه دارد، معادل با پاداش و ثواب تسبيح و تکبير خداست، ارتقاء درجه به همراه دارد، معادل سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر است.
صلوات برکات فراواني را براي شخص بدنبال دارد که برکات صلوات را مي توان به برکتهاي دنيوي و اخروي تقسيم کرد.
در دنيا صلوات باعث برآورده شدن حاجت، ازدياد مال، رفع فقر، بخشش گناهان، اداي قرض، خوشبو شدن، درمان فراموشي، رفع نفاق، نجات از سختي، تندرستي، خواب مقصود ديدن و درک امام قائم مي شود.
براي اثبات برخي از موارد ذکر شده به کلام ائمه استناد مي کنيم.
حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمايند «صلوات فرستادن، فقر ر ابرطرف مي کند»
امام صادق  عليه السلام مي فرمايند: هر کس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگويد:«اللهم صل علي محمد و آل محمد وعجل فرجهم » (خدايا بر محمد و آلش درود بفرست و به فرجشان سرعت بخش) نخواهد مرد تا آن که امام قائم از خاندان پيغمبر  عليه السلام را درک و به ملاقاتش نايل آيد.»
از ديگر برکات حائز اهميت صلوات از بين رفتن گناهان است، چنانکه امام رضا به نقل از رسول خدا مي فرمايند:«الصلاه علي و علي اهل بيتي تذهب بالنفاق» «صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بين مي برد».
و اما برکات اخروي صلوات را مي توان به پنج مرحله تقسيم کرد. 1- عالم برزخ 2- قيامت 3- پل صراط 4- جهنم 5- بهشت.


1- عالم برزخ
مداومت بر صلوات، عذاب قبر را در عالم برزخ دور مي کند، ظلمت گناه را از بين مي برد، عذاب را از همه اهل قبرستان دور مي کند، ثواب صلوات سنگين تر از گناهان است، صلوات، فريادرس ايشان در قبر است، چهره انسان را در برزخ نوراني و جان کندن را راحت مي کند.
ابوعلقه مي گويد: پيامبرصلي الله عليه و آله و سلم بعد از نماز صبح رو به طرف ما کرد و فرمود: «اصحاب من! ديشب عمويم حمزه و برادرم جعفر(طيار) را در خواب ديدم به آن دو نزديک شدم و گفتم: پدر و مادرم فدايتان، کدام عمل را برتر يافتيد؟ پاسخ دادند: پدر و مادر به فدايت، ما صلوات بر تو، تشنه را سيراب کردن و محبت علي بن ابيطالب را برترين اعمال يافتيم.»


2- قيامت
از ائمه عليه السلام آمده که هر کس در دنيا مداومت بر صلوات داشته باشد خصوصاً در روز جمعه، صلوات، شفيع ايشان مي شود در قيامت، همچنين صلوات بسيار، صلوات فرستنده را در روز قيامت نزديک ترين فرد به پيامبر قرار مي دهد، خداوند از هر جهت بر فرد نور مي تاباند، هفتاد حاجتش را در قيامت برآورده مي کند و او را در زير عرش الهي قرار مي دهد. همچنين اين صلوات ها موجب سنگيني اعمال در قيامت و افضل اعمال محسوب مي شود و ذخيره اي خوب براي ايشان در قيامت به حساب مي آيد.
از پيغمبر نقل است که فرمودند: «سه کس در روز رستاخيز آن روزي که سايه اي جز سايه خداوند نخواهد بود در زير عرش الهي خواهند بود: «عرض شد: يا رسول الله آنها چه کساني هستند؟»
فرمود: «آن کس که اندوه غمزده اي از امت من را برطرف سازد و کسي که سنت مرا زنده نمايد و آن کس که فراوان بر من صلوات فرستد.»


3- پل صراط
صلوات، راهنماي انسان در هنگام عبور از پل صراط است و نوري است که راه را بر او روشن مي کند، چنانکه رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمايند: «اکثروا الصلاه علي فان الصلوه علي نور في القبر و نور علي الصراط و نور في الجنه»
«بر من بسيار درود بفرستيد چرا که درود فرستادن بر من، براي صلوات فرستنده، نوري است در قبر و نوري است بالاي صراط و نوري است در بهشت.»


4- جهنم
صلوات انسان را از گرماي جهنم مصون مي دارد و مانعي است در ورود به آتش جهنم.
رسول خدصلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: «لن يلج النار من صلي علي و من نسي الصلوه علي فقد أخطأ طريق الجنه» «آن کس که بر من درود بفرستد، داخل آتش نخواهد گرديد و هر کس درود فرستادن بر من را فراموش کند، از راه بهشت به خطا خواهد رفت.»


5- بهشت
صلوات فرستندگان در بهشت، حورالعين نصيبشان مي شود، دوست پيامبر در بهشت شده و هفتاد هزار قصر بهشتي دريافت مي کنند، شراب سلسبيل مي نوشند، در زمره خواص پيامبر وارد بهشت مي شوند.
شخصي از پيامبر پرسيد: صلوات فرستادن امت، ارسال تحفه اي است به نزد شما، آيا از جانب شما تحفه اي براي ايشان خواهد بود؟
آن حضرت فرمود:«امروز، صلوات امت بر من، تحفه اي است از ايشان براي من، و فردا، تحفه من براي ايشان، در بهشت خواهد بود.»


آداب صلوات
حال که به اهميت صلوات و آثار و برکات آن پي برديم بهتر است بدانيم چه موقع و کجا صلوات فرستادن ثواب بيشتري دارد البته، هدف، ذکر صلوات و مداومت بر آن است اما از آنجا که مؤمن باهوش است به دنبال چيزهايي است که اين حساب را چندين برابر مي کند لذا به دنبال زمان مناسب و مکان مناسب براي فرستادن صلوات مي گردد.


زمان صلوات
بهترين زمان صلوات پنج شنبه شب تا غروب جمعه است.
از امام جعفر صادق نقل است که: «در آخر روز پنج شنبه و شب جمعه، جمعي از ملائکه، از آسمان فرود مي آيند، که با ايشان، قلم ها از طلا و لوحها از نقره هست، و در آخر روز پنج شنبه و شب جمعه و روز جمعه تا وقت غروب، چيزي به جز صلوات بر پيغمبر و آل آن حضرت عليهم السلام را نمي نويسند» هر وقت که انسان ياد خداست بهتر است که صلوات فرستد، روز مبعث، هنگام شنيدن صداي اذان، ماه شعبان بعد از نماز صبح و هنگام طلب حاجت، از بهترين اوقات صلوات فرستادن است. امام صادق عليه السلام فرمودند: پس از نماز صبح، پيش از آن که حرفي بزني صدبار بگوييد: «يا رب صلي علي محمد و آل محمد و عجل فرج آل محمد و اعتق رقبتي من النار»


مکان صلوات
در هنگام عبور از مسجد، ورود به مسجد، عطسه کردن، وزش باد، ذبح گوسفند، و در مکان خوانده شدن خطبه ازدواج، فرستادن صلوات مستحب است. رسول خدا مي فرمايند: هر که باشيد بر من درود فرستيد زيرا درود شما به من مي رسد اما در روايات بر برخي مکانها تأکيد شده از جمله: حضرت علي عليه السلام مي فرمايند: «هرگاه از مسجدي عبور کرديد، بر پيغمبرصلي الله عليه و آله و سلم صلوات بفرستيد»
آنچه که از بررسي آيات و روايات مي توان استنباط نمود اين است که فرستادن صلوات اولاً بايد به شکل درود و سلام بر پيامبر و آلش باشد تا قبول شود، از طرفي فرستادن صلوات در همه زمان ها و همه مکان ها ضروري است و ذکر برآورده شدن حاجت به حساب مي آيد و داراي ثواب و برکات فراواني است که در دنيا و آخرت برفرستنده صلوات سرازير مي شود.
 دستور ختم صلوات
براى برآورده شدن حاجات و اداى دين و رسيدن به مطالب ختم صلوات مجرب است كه چهار نوع آن را ذكر مى كنيم .
نوع اول ؛ آن است كه اگر كسى حاجتى داشته باشد به دل مى گذراند يا به زبان مى گويد: كه چنان حاجتم تا فلان مدت برآورده شود، چهارده هزار صلوات بفرستيم و هر هزارى براى يكى از ائمه - (عليه السلام ) - هديه باشد و چنان چه حاجت برآورده شد وفا كند.
نوع دوم ؛ روزى هزار بار صلوات بفرستد و هر هزار تا را براى يكى از ائمه - (عليهم السلام ) - هديه كند در بين يا در پايان حاجت روا شود.
نوع سوم ؛ روزى هزار بار صلوات بفرستد، تا دو ماه پى در پى چون ماه تمام شود آن مطلب ان شاءالله برآورده شود.
نوع چهارم : براى قضاى حاجت و اداى دين مجرب است ، از شب جمعه شروع كند تا دو هفته و در هر شب ، نصف شب بخواند.
شب اول غسل كند و ساير شب ها ضرورى نيست . شب جمعه ؛ اللهم صل على محمد و آل محمد، هزار بار.
شب شنبه ؛ اللهم صل على اميرالمؤ منين .
شب يكشنبه ؛ اللهم صل على فاطمة الزهراء
شب دوشنبه ؛ اللهم صل على الحسن .
شب سه شنبه ؛ اللهم صل على الحسين .
شب چهارشنبه ؛ اللهم صل على على بن الحسين .
شب پنج شنبه ؛ اللهم صل على محمد بن على .
شب جمعه ؛ اللهم صل على جعفر بن محمد.
شب شنبه ؛ اللهم صل على موسى بن جعفر.
شب يكشنبه ؛ اللهم صل على على بن موسى .
شب دوشنبه ؛ اللهم صل على محمد بن على .
شب سه شنبه ؛ اللهم صل على على بن محمد.
شب چهارشنبه ؛ اللهم صل على حسن بن على .
شب پنج شنبه ؛ اللهم صل على حجة بن الحسن .
شب جمعه سوم ؛ اللهم صل على العباس الشهيد.
ان شاءالله برآورده مى شود و هر شب بايد هزار بار اين صلوات را بگويد.

اهمیت صلوات

امام صادق علیه السلام نیز در باب اهمّیت صلوات می‌فرمایند: «كسی كه شهادت بدهد خدایی جز خدایی یگانه نیست و اگر شهادت دهد كه حضرت محمّد صل الله رسول خداست، ده هزار حسنه برای او نوشته می‌شود.» در مورد كیفيّت صلوات، روایات فراوانی است كه درود و سلام بر پیامبر(ص) را همراه با آلش، مقبول می‌دانند. این نوع كیفيّت صلوات از منابع شیعه و سنّی قابل اثبات است. روایات فراوانی است كه تأكید می‌كند كه صلوات ده هزار بار حسنه دارد، رحمت و بركت و لطف و كرامت خدا را به همراه دارد، معادل با پاداش و ثواب تسبیح و تكبیر خداست، ارتقای درجه به همراه دارد، معادل سبحان الله و الحمدالله و لا اله الّا الله و الله اكبر است. صلوات بركات فراوانی را برای شخص به دنبال دارد. بركات صلوات را می‌توان به بركت‌های دنیوی و اخروی تقسیم كرد. در دنیا صلوات باعث برآورده شدن حاجت، ازدیاد مال، رفع فقر، بخشش گناهان، ادای قرض، خوشبو شدن، درمان فراموشی، رفع نفاق، نجات از سختی، تندرستی، خواب مقصود دیدن و درك امام قائم علیه السلام می‌باشد.

برای اثبات برخی از موارد ذكر شده، به كلام ائمّه علیهما السلام استناد می‌كنیم. حضرت رسول اكرم صل الله می‌فرمایند: «صلوات فرستادن، فقر را برطرف می‌كند.» از دیگر بركات حائز اهمّیت صلوات، از بین رفتن گناهان است؛ چنان‌كه امام رضا علیه السلام به نقل از رسول خدا صل الله می‌فرمایند: «الصّلاه علی و علی اهل بیتی تذهب بالنّفاق؛ صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین می‌برد.»

در قیامت شفاعت امام حسین (علیه السلام) شامل حق‌الناس می‌شود؟

حق الناس یکی از موضوعات مهمی است که هر مسلمانی تا قبل از مرگ‌ش باید تکلیف آن را مشخص کند، اما آیا اگر کسی نتوانست حسابش را قبل از مرگ صاف کند، امام حسین (ع) حق الناس را هم عفو می‌کند؟

۱. ازاحادیث و آیات قرآن کریم به دست می‌‌آید که اگر انسان پیش از مردن، نتواند از عهده حقّ الناس برآید و در همان حال بمیرد، در آن جهان سخت گرفتار خواهد شد. بعد از شرک، گناهی بدتر از ظلم در حق مردم نیست؛ زیرا ممکن است خداوند از حق خودش(حقّ الله) یعنی گناهانی که تنها تخلّف و معصیت الهی باشند، گذشت کند؛ ولی حق الناس که در دنیا ضایع شده است قابل بخشش نیست. مگر گذشت ازطرف صاحب حق باشد. یا ازاعمال حسنه بدهکار بردارند و به طلبکار میدهند.

۲. ﺑﺎ ﺗﻮﺟّﻪ ﺑﻪ ﺁﻳﺎﺕ شفاعت این شفاﻋﺖ ﺑﻰ ﻗﻴﺪ ﻭ ﺷﺮﻁ ﻧﻴﺴﺖ ﻭ ﺷﻔﺎﻋﺖ ﺑﻪ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻭ ﺍﺫﻥ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﻭ ﺷﻔﺎﻋﺖ ﺷﻮﻧﺪﻩ، ﺑﺎﻳﺪ ﻭﺍﺟﺪ ﺷﺮﺍﻳﻄﻰ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻛﺴﻰ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﺷﻔﺎﻋﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺍ ﻧﺒﺎﺷﺪ، ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻫﻤﺴﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺧﺪﺍ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﻮﺭﺩ ﺷﻔﺎﻋﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﻤﻰ ﮔﻴﺮﺩ. ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ ﻫﻤﺴﺮ ﻧﻮﺡ ﻭ ﻟﻮﻁ ﻋﻠﻴﻬﻤﺎ ﺍﻟﺴﻠﺎم ﺑﻪ ﻋﻠّﺖ ﻓﺴﻖ، ﻣﺸﻤﻮﻝ ﺷﻔﺎﻋﺖ ﻧﺸﺪﻧﺪ. ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻣﺤﺒّﺖ ﻭ ﺍﺭﺍﺩﺕ ﻭ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﺍﺯ ﺍﻭﻟﻴﺎﻯ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎ، ﻣﺸﻤﻮﻝ ﺷﻔﺎﻋﺖ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ شفاعتی مورد قبول آنان قرار می گیرد که فرد کار نیکویی انجام داده ولی این کار خالص برای خدا نبوده همچنان که در سوره تغابن ذکر شده است ویا نسبت به نماز و روزه و... کوتاهی کرده باشد ولی کسی که حق فردی را ولو کوچک باشد پایمال کرده است،ظلم و ستم است و کسی هم که ظلم و ستمی کرده باشد به دلیل آیه ﻣﺎ ﻟﻠﻈّﺎﻟﻤﻴﻦ ﻣﻦ ﺣﻤﻴﻢ ﻭﻟﺎ ﺷﻔﻴﻊ (ﻏﺎﻓﺮ،18)مورد شفاعت قرار نخواهد گرفت. شفاعت، لیاقت می‌خواهد و معلوم است کسی که حق‌ّ النّاس دارد، لیاقت بهره‌مندی از شفاعت اهل بیت را نخواهد داشت. ضمن اینکه در برخی روایات، از قول اهل بیت آمده است که شفاعت را برای قیامت بگذارید و در عالم برزخ، باید خود پاسخگوی اعمالتان باشید.بناربراین مواظبت از حقّ النّاس، ضروری است.

۳. شفاعت امام حسین(ع) روز قیامت براساس قانون کلی شفاعت است، وباید دید شرایط شفاعت چیست؟ شرایط شفاعت: شفاعت اولیای الهی در روز قیامت برای گنه کاران و واسطه شدن آنان در رساندن رحمت مغفرت و آمرزش الهی بدون حساب نیست بلکه این که کسانی مورد شفاعت قرار گیرند متوقف بر شرایطی است که در آیات و روایات بیان شده است.

۱. رضایت خداوند: باید توجه داشت که شفاعت از سوی خداوند آغاز می شود. شفاعت فیض مغفرت الهی است که مانند تمام فیوضات از جانب خدا اعطا می شود و شفیعان اسباب و وسائط ومجاری این فیض هستند. فیاض و اعطا کننده این رحمت خداوند است. به همین جهت در آیات و روایات شرط اصلی و اساسی شفاعت این است که مورد رضایت و پسند خداوند باشد. شفیعان کسانی هستند که خداوند آنان را برای این امر پسندیده و به آنان اجازه شفاعت داده است «یومئذ لا تنفع الشفاعة الا من اذن لهالرحمن و رضی له قولا؛ در آن روز شفاعت سودی ندارد مگر کسی که خدای رحمان به او اجازه دهد و سخن او را بپسندد» (طه آیه 109). شفاعت شوندگان نیز کسانی هستند که مورد رضایت و پسند خداوند باشند «ولا یشفعون الا لمن ارتضی؛ (شفیعان) شفاعت نمی کنند مگر برای کسی که مورد رضایت و پسند خداوند باشد» (انبیأ آیه 28). یعنی شفاعت شفیعان در حق کسی موءثر واقع می شود که به مقام ارتضای الهی نایل آمده باشد. یعنی هم اصل شفاعت از سوی خداوند و اعطای اوست و هم شفیعان را خداوند برای این مقام تعیین کرده و هم شفاعت شوندگان کسانی هستند که خداوند می خواهد.

۲. گنه کارانی مورد شفاعت قرار می گیرند که گناهان آنان اصل ایمانشان را به خطر نیفکنده باشد. به همین جهت در منابع دینی آمده است که کافر و مشرک در روز قیامت شفاعت نمی شوند و شفاعت شفاعت کنندگان به حال آنان سودی نخواهد داشت. قال رسول الله(ص): «الشفاعة لاتکون لاهل الشک والشرک و لا لاهل الکفر والجحود بل یکون للموءمنین من اهل التوحید؛ شفاعت برای تردید کنندگان و مشرکین و کافرین نیست بلکه برای موءمن موحد است»

۳. گنه کارانی مورد شفاعت قرار می گیرند که مطیع دستورات خدا و رسول و امامان باشند. در منابع دینی شرط این که شفاعت شامل حال بنده گنه کار بشود عمل کردن به احکام و دستورات دین ذکر شده است. کسی که روش و بنای عملی اش اطاعت از خدا و فرستادگان او بوده لکن گهگاهی دچار لغزش و خطا شده است قابلیت و استحقاق شمول رحمت مغفرت و آمرزش الهی را در روز قیامت از طریق وسائط و مجاری آن یعنی شفاعت شفیعان خواهد داشت. امام صادق(ع) می فرمایند: «هر کس دوست دارد شفاعت شافعین در مورد او سودمند واقع شود باید در صدد جلب رضایت خداوند برآید و بدانید هیچ کس رضایت خداوند را جلب نخواهد کرد مگر با اطاعت از خدا و پیامبر و اولیای الهی از آل محمد» (بحارالانوار ج 78ص 220). اهمیت عمل به احکام و وظایف دینی در شمول شفاعت به حدی است که حتی سبک شمردن و اهمیت ندادن به آن سبب محرومیت از شفاعت می شود. رسول اکرم(ص) می فرمایند: «لاینال شفاعتی من استخف بصلوته؛ شفاعت من به کسی که نمازش را سبک بشمارد نمی رسد» امام صادق(ع) می فرمایند: «لاتنال شفاعتنا من استخف بالصلوة؛ شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نمی رسد.

۴. وجود رابطه روحی و معنوی میان شافع و شفاعت شونده. اگر اولیای الهی در روز قیامت از عده ای شفاعت می کنند و در حقیقت واسطه فیض مغفرت و آمرزش الهی می شوند این شفاعت بی حساب و جزاف نیست. بلکه ناشی ازرابطه معنوی خاصی است که در دنیا میان شفاعت کننده و شفاعت شونده برقرار شده است. بر این اساس وقتی کسی در زندگی دنیوی با اولیای الهی هم عقیده و هم فکر و هم راه است و تحت جذبه هدایت گری آنان قرار گرفته وآنان را امام و پیشوای خود قرار داده است درجه ای از وحدت و هم سنخی و محبت میان آنان ایجاد شده است. این رابطه روحی و معنوی میان شفاعت کننده و شفاعت شونده در این دنیا پایه و اساس شفاعت در آخرت خواهد بود. بنابراین شفاعت اولیای الهی شامل حال کسانی که در دنیا چنین رابطه روحی و معنوی با انبیا و اوصیا و ائمه معصومین نداشته اند نخواهد شد.

برخی از ویژگی های شفاعت:

۱. مراتب و درجات شفاعت. شفاعت اولیای الهی برای انسان خطاکار مراتبی دارد. این شفاعت همان گونه که در شرط چهارم شفاعت گذشت براساس رابطه معنوی میان شخص با اولیای الهی است و هراندازه که این رابطه بیشتر باشد تأثیر بیشتر خواهد گذاشت. شفاعت ممکن است در برزخ موجب نجات شود ممکن است در قیامت و مواقف متعدد آن وممکن است حتی پس از دخول در جهنم موءثر بیافتد. امام باقر(ع) می فرمایند: «گروهی از مردم پس از آن که در آتش جهنم می سوزند شفاعت به سراغشان می آید و آنها را نجات می دهد» این خصوصیت شفاعت مانع از جرأت افراد بر ارتکاب گناه می شود و در عین حال روزنه امید را بازمی گذارد و افراد را به سعی در تحصیل شرایط شمول شفاعت که در یک کلام در رضایت خدا و عمل به دستورات او خلاصه می شود وامی دارد.

۲. خداوند تحت تأثیر شفیعان نیست. برخلاف شفاعت مرسوم درمیان مردم که حاکم به خاطر نفوذی که شفیع نزد او دارد و متأثر از نفوذ وی مجرم را مورد عفو قرار می دهد شفاعت فعل خداوند است. شفاعت از سوی خداوند آغاز می شود. فیضی است که او عطا می کند و شفیعان واسطه ایصال این فیض هستند. شفیعان تحت تأثیر خداوندند و نه بالعکس.

۳. شفاعت پاداشی برای صالحان است. در کلام معصومین یکی از حکمت های شفاعت هدیه و جایزه به صالحین ذکر شده است. فرق است میان کسی که عمری را به مخالفت و عصیان و کفر نسبت به خداوند گذرانده و کسی که عقیده و عملش مورد پسند خداوند بوده است. هر چند دچار لغزش ها و خطاهایی نیز شده است. شفاعت در حقیقت هدیه و جایزه ای است به چنین انسان هایی به این صورت که به خاطر عقیده و اعمال خوب آنها اعمال بدشان بخشیده می شود. امام صادق(ع): «والشفاعة جائزة لهم اذا ارتضی الله عزوجل دینهم؛ شفاعت جایزه ای است برای موءمنین گنه کاری که دین آنان مورد رضایت و پسند خداوند است» با توجه به مطالب ذکر شده شفاعت امام حسین(ع) (که همان شفاعت الهی است) شامل افرادی می شود که ارتباط روحی و عملی با آن حضرت برقرار کرده و تلاش می کنند در راه آن امام بزرگ قدم بردارند هر چند در زندگی گاه دچار خطا و لغزش می شوند .شفاعت برای هیچ کس ضمانت شده نیست پس نه می توان جرات بر گناه شد و نه مأیوس از رحمت حق بلکه باید تلاش نمود و امید داشت که مشمول شفاعت ائمه اطهار(ع) خواهیم شد.

منبع: پایگاه عرفان

دعایی که پیامبر (صل الله) در شب نیمه شعبان می‌خواند

رسول اکرم (صل الله) در شب نیمۀ شعبان دعایی را می‌خواند چون شب نیمۀ شعبان به خودی خود عظمت داشته و بعدها با ولادت امام زمان (عج) در نیز بر عظمت آن افزوده شد.

آن دعا این است:

اللّٰهُمَّ اقْسِمْ لَنا مِنْ خَشْیَتِكَ مَا یَحُولُ بَیْنَنا وَبَیْنَ مَعْصِیَتِكَ، وَمِنْ طاعَتِكَ مَا تُبَلِّغُنا بِهِ رِضْوانَكَ، وَمِنَ الْیَقِینِ مَا یَهُونُ عَلَیْنا بِهِ مُصِیباتُ الدُّنْیا. اللّٰهُمَّ أَمْتِعْنا بِأَسْماعِنا وَأَبْصارِنا وَقُوَّتِنا مَا أَحْیَیْتَنا وَاجْعَلْهُ الْوارِثَ مِنَّا، وَاجْعَلْ ثارَنا عَلَىٰ مَنْ ظَلَمَنا، وَانْصُرْنا عَلَىٰ مَنْ عادانا، وَلَا تَجْعَلْ مُصِیبَتَنا فِى دِینِنا، وَلَا تَجْعَلِ الدُّنْیا أَكْبَرَ هَمِّنا وَلَا مَبْلَغَ عِلْمِنا، وَلَا تُسَلِّطْ عَلَیْنا مَنْ لَایَرْحَمُنا، بِرَحْمَتِكَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.

خدایا، از خشیتت چنان نصیب ما کن که بین ما و نافرمانی تو حائل شود و از طاعتت آنچه ما را به خشنودی‌ات برساند و از یقین به قدری که گرفتاری‌های دنیا را بر ما آسان کند، خدایا ما را به گوش‌هایمان و دیدگانمان و نیرویمان تا گاهی که ما را زنده می‌داری بهره‌مند گردان و آن را وارث ما قرار بده و انتقام ما را بر عهده کسی قرار بده که بر ما ستم روا داشته و ما را بر کسی که با ما دشمنی ورزیده یاری بده و مصیبت ما را در دین ما قرار نده و دنیا را بزرگ‌ترین اندیشه و نهایت دانش ما قرار مده و آن را که به ما رحم نمی‌کند بر ما چیره مکن، به مهربانی‌ات ای مهربان‌ترین مهربانان.

این دعا، دعای جامع و کاملی است که خواندن آن در اوقات دیگر هم مغتنم است و از کتاب «غوالی اللئالی» چنین روایت شده: که حضرت رسول (صل الله) همواره این دعا را می‌خواندند.

آمرزش گناهان در شب نیمه شعبان در بیان امام باقر (علیه السلام)

بر این اساس این شب پس از شب قدر برترین شب‌هاست. همچنین بر اساس برخی دیگر از روایات، در این شب خدا فضل خود را بر بندگان سرازیر می‌کند و آنان را به بخشش و کرم خویش می‌آمرزد.

از دیگر سو آنچه به برکت این شب افزوده،  تقارنش با شب میلاد مبارک امام عصر (عج) به عنوان منجی بشریت و صاحب شب قدر است که این خود خالی از حکمت نمی‌تواند باشد.

درباره فضیلت شب نیمه شعبان امام صادق (علیه السلام) فرمود از پدر بزرگوارشان امام باقر علیه‌السلام درباره فضیلت شب نیمه شعبان سؤال شد. امام فرمود:


«بعد از شب قدر، برترین شب است که خدا در آن شب، از فضلش بندگانش را عطا می‌کند و از روی منت خود آنان را می‌آمرزد؛ پس تلاش کنید در این شب برای نزدیکی به خدا‌ که خدا برخود لازم کرده هیچ درخواستی را در این شب، مادام که گناه نباشد، رد نکند. همان‌طور که خداوند به پیامبر  شب قدر مرحمت فرمود، به ما اهل‌بیت نیز نیمه شعبان را عطا کرد. پس در دعا و اذکار در این شب، تلاش کنید؛

جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ (ع) قَالَ: سُئِلَ الْبَاقِرُ (ع) عَنْ فَضْلِ لَیْلَةِ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فَقَالَ هِیَ أَفْضَلُ لَیْلَةٍ بَعْدَ لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ فِیهَا یَمْنَحُ اللَّهُ تَعَالَى الْعِبَادَ فَضْلَهُ وَ یَغْفِرُ لَهُمْ بِمَنِّهِ فَاجْتَهِدُوا فِی الْقُرْبَةِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فِیهَا فَإِنَّهَا لَیْلَةٌ آلَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى نَفْسِهِ أَنْ لَا یَرُدَّ فِیهَا سَائِلًا مَا لَمْ یَسْأَلِ اللَّهُ مَعْصِیَةً وَ إِنَّهَا اللَّیْلَةُ الَّتِی جَعَلَهَا اللَّهُ لَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ بِإِزَاءِ مَا جَعَلَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ لِنَبِیِّنَا ص فَاجْتَهِدُوا فِی الدُّعَاءِ وَ الثَّنَاءِ عَلَى اللَّهِ» (مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏2، ص831)

بر اساس این روایت: 1ـ شب نیمه شعبان پس از شب قدر فضیلت بالایی دارد، 2ـ خداوند به بندگانش از فضل خود عطا می‌کند 3ـ گناهان مورد آمرزش قرار می‌گیرد

فضیلت شب نیمه شعبان پس از شب قدر، عطای فضل و بخشش به بندگان، آمرزش گناهان، پذیرش دعای درخواست‌کنندگان به شرط مراقبت از گناه.

همچنین دو رفتاری که از شیعیان خواسته شده است که عبارتند از: 1ـ تلاش جهت قرب به خداوند متعال؛ فَاجْتَهِدُوا فِی الْقُرْبَةِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى 2ـ تلاش در دعا و مناجات الهی؛ فَاجْتَهِدُوا فِی الدُّعَاءِ وَ الثَّنَاءِ عَلَى اللَّهِ.

اعمال نیمه شعبان - اعمال جامع شب و روز نیمه شعبان - فضیلت روزه نیمه شعبان

شب پانزدهم شعبان، شب بسیار مبارکى است چنان که امام جعفر صادق (ع) از پدر بزرگوارشان روایت می‌کنند که از حضرت امام محمد باقر (ع) درباره فضل شب نیمه شعبان سؤال شد و ایشان فرمودند: «آن شب افضل شب ها بعد از لیلة القدر است.  خداوند به بندگان، فضل خود را در آن شب عطا مى فرماید، و  ایشان را به مَنّ و کَرَم خویش مى آمرزد، پس  در تقرب جستن به سوى خداى تعالى در آن شب سعى و کوشش کنید.

 آن شبى است که خدا به ذات مقدس خود قسم یاد کرده که سائلى را از درگاه خود دست خالى برنگرداند مادامى که سؤال نکند معصیت را و آن شب، شبى است که قرار داده حَق تعالى آن را براى ما،پس کوشش کنید در دُعا و ثنا بر خداى تعالى...»

برای شب نیمه شعبان چند عمل مستحبی مورد اشاره قرار گرفته است که در ادامه می آید:

 

اوّل: غسل است که باعث تخفیف گناهان مى شود.


دوّم: احیاءاین شب است به نماز و دعاء واستغفار چنانچه امام زین العابدین علیه السلام مى کردند و در روایتست که هر که احیادارد این شب را نمیرد دل اودر روزى که دلها بمیرند.


سوّم: زیارت حضرت امام حسین علیه السلام استکه افضل اعمال این شب و باعث آمرزش ‍ گناهانست و هر که خواهد با او مصافحه کند روح صد و بیست و چهار هزار پیغمبر زیارت کند آن جناب را در این شب و اَقَلِّ زیارت آنحضرت آن است که به بامى برآید و به جانب راست و چپ نظر کند پس سر به جانب آسمان کندپس زیارت کند آن حضرت را به این کلمات ((اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَةُاللّهِ وَ بَرَکاتُهُ)) و هرکس در هر کجا باشد درهر وقت که آن حضرت را به این کیفیّت زیارت کند امید است که ثواب حجّ وعُمره براىاونوشته شود وما زیارت مخصوصه این شب را در باب زیارات ذکر خواهیم نمود انشاءاللّه تعالى.


چهارم: خواندن این دعا که شیخ و سیّد نقلکرده اند و به منزله زیارت امام زمان صلوات الله و سلامُه عَلَیْهِ است :
اَللّهُمَّ بِحَقِّ لَیْلَتِنا [هذِهِ] وَمَوْلُودِها وَحُجَّتِکَ وَمَوْعُودِهَا الَّتى قَرَنْتَ اِلى فَضْلِها فَضْلاً فَتَمَّتْ کَلِمَتُکَ صِدْقاً وَعَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِکَ وَلا مُعَقِّبَ لاِیاتِکَ نُورُکَالْمُتَاَلِّقُ وَضِیاَّؤُکَ الْمُشْرِقُ وَالْعَلَمُ النُّورُ فى طَخْیاَّءِ الدَّیْجُورِالْغائِبُ الْمَسْتُورُ جَلَّ مَوْلِدُهُ وَکَرُمَ مَحْتِدُهُ وَالْمَلاَّئِکَةُشُهَّدُهُ وَاللّهُ ن اصِرُهُ وَمُؤَیِّدُهُ اِذا آنَ میعادُهُ وَالْمَلاَّئِکَةُ اَمْد ادُهُ سَیْفُ اللّهِ الَّذى لا یَنْبوُ وَنُورُهُ الَّذى لا یَخْبوُ وَ ذوُالْحِلْمِ الَّذى لا یَصْبوُا مَدارُالَّدهْرِ وَنَوامیسُ الْعَصْرِ وَوُلاةُ الاْمْرِ وَالْمُنَزَّلُ عَلَیْهِمْ مایَتَنَزَّلُ فى لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَاَصْحابُ الْحَشْرِ وَالنَّشْرِ تَراجِمَةُ وَحْیِهِ وَوُلاةُاَمْرِهِ وَنَهْیِهِ اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى خاتِمِهْم وَقآئِمِهِمُ الْمَسْتُورِ عَنْعَوالِمِهِمْ اَللّهُمَّ وَاَدْرِکَ بِنا اءَیّامَهُ وَظُهُورَهُ وَقِیامَهُ وَاجْعَلْنا مِنْ اَنْصارِهِ وَاقْرِنْ ثارَنا بِثارِهِ وَاکْتُبْنا فى اَعْوانِهِ وَخُلَصاَّئِهِ وَاَحْیِنا فى دَوْلَتِهِ ناعِمینَ وَبِصُحْبَتِهِ غانِمینَ وَبِحَقِّهِ قآئِمینَ وَمِنَ السُّوَّءِ سالِمینَ یااَرْحَمَ الرّاحِمینَ وَالْحَمْدُلِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَصَلَواتُهُ عَلى سَیِّدِنامُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیّینَ وَالْمُرْسَلینَ وَعَلى اَهْلِ بَیْتِهِ الصّادِقین َوَعِتْرَتِهَ النّاطِقینَ وَالْعَنْ جَمیعَ الظّالِمینَ واحْکُمْ بَیْنَنا وَبَیْنَهُمْ یااَحْکَمَ الْحاکِمینَ.


پنجم:شیخ روایتکرده از اسماعیل بن فضل هاشمى که گفت تعلیم کرد مرا حضرت صادق علیه السلام این دعارا که بخوانم آنرا در شب نیمه شعبان :
اَللّهُمَّ اَنْتَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ الْعَلِىُّ الْعَظیمُ الْخالِقُ الرّازِقُ الْمُحْیِى الْمُمیتُ الْبَدىَّءُ الْبَدیعُ لَکَ الْجَلالُ وَلَکَ الْفَضْلُ وَلَکَ الْحَمْدُ وَلَکَ الْمَنُّوَلَکَ الْجُودُ وَلَکَ الْکَرَمُ وَلَکَ الاْمْرُ وَلَکَ الْمَجْدُ وَلَکَ الْشُّکْرُ وَحْدَکَ لا شَریکَ لَکَ یا واحِدُ یا اَحَدُ یا صَمَدُ یا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ ما اَهَمَّنى وَاقْضِ دَیْنى وَوَسِّعْ عَلَىَّ فى رِزْقى فَاِنَّکَ فى هذِهِ اللَّیْلَةِ کُلَّ اَمْرٍ حَکیمٍ تَفْرُقُ وَمَنْ تَشاَّءُ مِنْ خَلْقِکَ تَرْزُقُ فَارْزُقْنى وَاَنْتَ خَیْرُ الرّازِقینَ فَاِنَّکَ قُلْتَ وَاَنْتَ خَیْرُ الْقاَّئِلینَ النّاطِقینَ وَاسْئَلوُا اللّهَ مِنْ فَضْلِهِ فَمِنْ فَضْلِکَ اَسْئَلُ وَاِیّاکَ قَصَدْتُ وَابْنِ نَبِیِّکَ اعْتَمَدْتُ وَلَکَ رَجَوْتُ فَارْحَمْنى یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.


ششم :بخواند این دعا را که حضرت رسول صلى الله علیه و آله دراین شب مى خواندند :
اَللّهُمَّ اقْسِمْ لَنا مِنْ خَشْیَتِکَ ما یَحُولُ بَیْنَنا وَبَیْنَ مَعْصِیَتِکَ وَمِنْ طاعَتِکَ ما تُبَلِّغُنا بِهِ رِضْوانَکَ وَمِنَ الْیَقینِ ما یَهُونُ عَلَیْنا بِهِ مُصیباتُ الدُّنْیا اَللّهُمَّ اَمْتِعْنا بِاَسْماعِناوَاَبْصارِنا وَقُوَّتِنا ما اَحْیَیْتَنا وَاجْعَلْهُ الْوارِثَ مِنّا وَاجْعَلْ ثارَناعَلى مَنْ ظَلَمَنا وَانْصُرنا عَلى مَنْ عادانا وَلا تَجْعَلْ مُصیبَتَنا فى دینِنا وَلاتَجْعَلِ الدُّنْیا اَکْبَرَ هَمِّنا وَلا مَبْلَغَ عِلْمِنا وَلا تُسَلِّطْ عَلَیْنامَنْ لا یَرْحَمُنا بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
و این دعاى جامع کاملى است و خواندن آن در اوقات دیگر نیز غنیمت است و از عوالى اللئالى نقل شده که حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله همیشه این دعا را مى خواندند.


هفتم: بخواند صلوات هر روز را که در وقت زوال مى خواند.


هشتم: بخواند دعاى کمیل را که ورودش ‍ در این شبست و در باب اوّل گذشت .


نهم: آنکه هر یک از سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُلِلّهِ وَاللّهُ اَکْبَرُ وَلااِلهَ اِلا اللّهُ را صد مرتبه بگوید تا خداوند تعالى گناهان گذشته او را بیامرزد وبرآورد حاجتهاى دنیا و آخرت او را .


دهم: شیخ در مصباح روایت کرده از ابویحیى در ضمن خبرى در فضیلت شب نیمه شعبان که گفت گفتم به مولاى خودم حضرت صادق علیه السلام که بهترین دعاها در این شب کداماست فرمود هر گاه به جا آوردى نماز عشا را پس دو رکعت نمازگذار بخوان در رکعت اوّل حمد و سُوره جحد که قُلْ یا اَیُّهَا الْکافِروُنَ باشد و بخوان در رکعت دویّم حمدو سوره توحید که قُلْ هُوَاللّهُ اَحَدٌ است پس چون سلام دادى بگو سُبْحانَ اللّهِ سى و سه مرتبه و اَلْحَمْدُلِلّهِ سى و سه مرتبه و اللّهُ اَکْبَرُ سى و چهار مرتبه پس بگو:
یا مَنْ اِلَیْهِ مَلْجَاءُ الْعِبادِ فِى الْمُهِمّاتِ وَاِلَیْهِ یَفْزَعُ الْخَلْقُ فىِ الْمُلِمّاتِ یا عالِمَ الْجَهْرِ وَالْخَفِیّاتِ وَ یا مَنْ لا تَخْفى عَلَیْهِ خَواطِرُالاْوْهامِ وَتَصَرُّفُ الْخَطَراتِ یا رَبَّ الْخَلایِقِ وَالْبَرِیّاتِ یا مَنْ بِیَدِهِ مَلَکُوتُ الاْرَضینَ وَالسَّمواتِ اَنْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَمُتُّ اِلَیْ بِلا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ فَیا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اجْعَلْنى فى هِذِهِ اللَّیْلَةِ مِمَّنْ نَظَرْتَ اِلَیْهِ الا انت )) فَرَحِمْتَهُ وَسَمِعْتَ دُعاَّئَهُ فَاَجَبْتَهُ وَعَلِمْتَ اسْتِقالَتَهُ فَاَقَلْتَهُ وَتَجاوَزْتَ عَنْ سالِفِ خَطیئَتِهِ وَعَظیمِ جَریرَتِهِ فَقَدِ اسْتَجَرْتُبِکَ مِنْ ذُنُوبى وَلَجَاْتُ اِلَیْکَ فى سَتْرِ عُیُوبى اَللّهُمَّ فَجُدْ عَلَىَّبِکَرَمِکَ وَفَضْلِکَ وَاحْطُطْ خَطایاىَ بِحِلْمِکَ وَعَفْوِکَ وَتَغَمَّدْنى فى هذِهِ اللَّیْلَةِ بِسابِغِ کَرامَتِکَ وَاجْعَلْنى فیها مِنْ اَوْلِیاَّئِکَ الَّذینَ اجْتَبَیْتَهُمْ لِطاعَتِکَ وَاخْتَرْتَهُمْ لِعِبادَتِکَ وَجَعَلْتَهُمْ خالِصَتَکَ وَصِفْوَتَکَ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِمَّنْ سَعَدَ جَدُّهُ وَتَوَفَّرَ مِنَ الْخَیْراتِ حَظُّهُ وَاجْعَلْنى مِمَّنْ سَلِمَ فَنَعِمَ وَفازَ فَغَنِمَ وَاکْفِنى شَرَّ ما اَسْلَفْتُ وَاعْصِمْنى مِنَ الاِْزدِیادِ فى مَعْصِیَتکَ وَحَبِّبْ اِلَىَّ طاعَتَکَ وَما یُقَرِّبُنى مِنْکَ وَیُزْلِفُنى عِنْدَکَ سَیِّدى اِلَیْکَ یَلْجَاءُ الْهارِبُ وَمِنْکَ یَلْتَمِسُ الطّالِبُ وَعَلى کَرَمِکَ یُعَوِّلُ الْمُسْتَقیلُ التّائِبُ اَدَّبْتَ عِبادَکَ بالتَّکَرُّمِ وَاَنْتَاَکْرَمُ الاْکْرَمینَ وَاَمَرْتَ بِالْعَفْوِ عِبادَکَ وَاَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ اَللّهُمَّ فَلا تَحْرِمْنى ما رَجَوْتُ مِنْ کَرَمِکَ وَلا تُؤْیِسْنى مِنْ سابِغِ نِعَمِکَ وَلا تُخَیِّبْنى مِنْ جَزیلِ قِسَمِکَ فى هذِهِ اللَّیْلَةِ لاِهْلِ طاعَتِکَ وَاجْعَلْنى فى جُنَّةٍمِنْ شِرارِ بَرِیَّتِکَ رَبِّ اِنْ لَمْ اَکُنْ مِنْ اَهْلِ ذلِکَ فَاَنْتَ اَهْل ُالْکَرَمِ وَالْعَفْوِ وَالْمَغْفِرَةِ وَجُدْ عَلَىَّ بِما اَنْتَ اَهْلُهُ لا بِما اَسْتَحِقُّهُ فَقَدْ حَسُنَ ظَنّى بِکَ وَتَحَقَّقَ رَجاَّئى لَکَ وَعَلِقَتْ نَفْسى بِکَرَمِکَ فَاَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ وَاَکْرَمُ الاْکْرَمینَ اَللّهُمَّ وَاخْصُصْنى مِنْ کَرَمِکَ بِجَزیلِ قِسَمِکَ وَاَعُوذُ بِعَفْوِکَ مِنْ عُقُوبَتِکَ وَاغْفِر لِىَ الَّذنْبَ الَّذى یَحْبِسُ عَلَىَّ الْخُلُقَ وَیُضَیِّقُ عَلىَّ الرِّزْقَ حَتّى اَقُومَ بِصالِحِ رِضاکَ وَاَنْعَمَ بِجَزیلِ عَطاَّئِکَ وَاَسْعَدَ بِسابِغِ نَعْماَّئِکَ فَقَدْ لُذْتُ بِحَرَمِکَ وَتَعَرَّضْتُ لِکَرَمِکَ وَاسْتَعَذْتُ بِعَفْوِکَ مِنْ عُقُوبَتِکَ وَبِحِلْمِکَ مِنْ غَضَبِکَ فَجُدْ بِما سَئَلْتُکَ وَاَنِلْ مَا الْتَمَسْتُ مِنْکَ اَسْئَلُکَ بِکَ لا بِشَىءٍ هُوَ اَعْظَمُ مِنْکَ.
پس به سجده مى روى و مى گوئى یا رَبِّ بیست مرتبه یااَللّهُ هفت مرتبه لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ هفت مرتبه ما شآءَ اللّهُ ده مرتبه لا قُوّةَ اِلاّ بِاللّهِ ده مرتبه پس صلوات مى فرستى بر پیغمبر و آلاوعَلیهمُ السلام و مى خواهى از خدا حاجت خود را پس قسم به خدا که اگر حاجت بخواهى بسبب این عمل به عدد قطرات باران هر آینه برساند به تو خداوند عَزَّوَجَلَّ آن حاجتها را بکَرَم عَمیم وفَضْل جَسیمِ خود .


یازدهم: شیخ طوسى و کفعمى فرموده اندکه بخواند دراین شب :
اِلهى تَعَرَّضَ لَکَ فى هذَا اللَّیْلِ الْمُتَعَرِّضُونَ وَقَصَدَکَ الْقاصِدُونَ وَاَمَّلَ فَضْلَکَ وَمَعْرُوفَکَ الطّالِبُونَ وَلَکَفى هذَا اللّیْلِ نَفَحاتٌ وَجَواَّئِزُ وَعَطایا وَمَواهِبُ تَمُنُّ بِها عَلىمَنْ تَشاَّءُ مِنْ عِبادِکَ وَتَمْنَعُها مَنْ لَمْ تَسْبِقْ لَهُ الْعِنایَةُ مِنْکَ وَهااَنَا ذا عُبَیْدُکَ الْفَقیرُ اِلَیْکَ الْمُؤَمِّلُ فَضْلَکَ وَمَعْرُوفَکَ فَاِنْ کُنْتَ یامَولاىَ تَفَضَّلْتَ فى هذِهِ اللَّیْلَةِ عَلى اَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ وَعُدْتَ عَلَیْهِ بِعائِدَةٍمِنْ عَطْفِکَ
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ الْخَیِّرینَ الْفاضِلینَ وَجُدْ عَلَىَّ بِطَولِکَ وَمَعْرُوفِکَ یا رَبَّ الْعالَمی نَوَصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍخاتَمِ النَّبیّینَ وَ الِهِ الطّاهِرینَ وَسَلَّمَ تَسْلیماًاِنَّ اللّهَ حَمیدٌ مَجیدٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوکَ کَما اَمَرْتَ فَاسْتَجِبْ لى کَما وَعَدْتَاِنَّکَ لا تُخْلِفُ الْمیعادَ.


و این دعائیست که در سحرها در عقب نماز شفع خوانده مى شود .


دوازدهم: بخواند بعد از هر دو رکعت از نماز شب و شفع و بعد از دعاهاى وِتْردعاهائى را که شیخ و سیّد نقل کرده اند .


سیزدهم : بجا آورد سجده ها و دعاهایى را که از رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِیه ِوَاله روایت شده از جمله روایتى است که شیخ از حَمّاد بن عیسى از اَبانِ بنِ تَغْلب روایت کرده که گفت حضرت صادق علیه السلام فرمودند شب نیمه شعبانى داخل شد و بودرسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله در آن شب نزد عایشه همین که نصف شب شد برخاست رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله از رختخواب خود براى عبادت پس چون بیدار شدعایشه یافت که پیغمبرصَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله بیرون رفته از رختخواب او و داخلشد بر او آنچه که فرو گیرد زنها را یعنى غیرت و گمان کرد که آن حضرت رفته پیش بعض زنهاى خود پس برخاست و پیچید بر خود شَمْله یعنى چادر خود را و قسم به خدا که شَمْله او از ابریشم و کتان و پنبه نبود ولکن تار آن مو و پُود آن از کُرکهاى شتربود و جستجو مى کرد رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله را در حجره هاى زنهاىدیگرش حجره به حجره پس در این بین که در جستجوى آن حضرت بود به ناگاه نظرش افتاد بررسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله که در سجده است مثل جامه اى که چسبیده شده بر روى زمین پس نزدیک آن حضرت شد شنید که مى گوید در سجده خود :
سَجَدَ لَکَ سَوادى وَخَیالى وَآمَنَ بِکَ فؤ ادى هذِهِ یَداىَوَماجَنَیْتُهُ عَلى نَفْسى یا عَظیمُ [عَظیماً] تُرْجى لِکُلِّ عَظیمٍ اِغْفِرْ لِىَ الْعَظیمَ فَاِنَّهُ لایَغْفِرُ الذَّنْبَ الْعَظیمَ اِلا الرَّبُّ الْعَظیمُ اَعُوذُ بُنُورِ وَجْهِکَ الَّذى اَضائَتْ لَهُ السَّمواتُ وَالاْرَضُونَ وَانْکَشَفَتْ لَهُ الظُّلُماتُ وَصَلَحَ عَلْیْهِ اَمرُالاْوَّلینَ وَالاْخِرینَ مِنْ فُجاءَةِ نَقِمَتِکَ وَمِنْ تَحْویلِ عافِیَتِکَ وَمِنْزَوالِ نِعْمَتِکَ اَللّهُمَّ ارْزُقْنى قَلْباً تَقِیّاً نَقِیّاً وَمِنَ الشِّرْکِبَریئاً لا کافِراً ولا شَقِیّاً عَفَّرْتُ وَجْهى فِى التُّرابِ وَحُقَّ لى اَنْ اَسْجُدَ لَکَ.
پس همین که خواست رسول خدا صلى الله علیه و آله برگردد شتافت عایشه به سوى رختخواب خود پس رسولخداصَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله آمد به رختخواب او و شنید که نفس ‍ بلند مى زندفرمود چیست این نفس بلند آیا نداسته اى که چه شبى است امشب این شب نیمه شعبان استکه در آن قسمت مى شود روزیها و در آن نوشته مى شود اَجَلْها و در آن نوشته مى شودروندگان به حج و بدرستى که خداى تعالى مى آمرزد در این شب از خلق خود بیشتر از عددموهاى بُزهاى قبیله کَلْب و مى فرستد خداى تعالى ملائکه خود را از جانب آسمان به سوى زمین در مکه .


چهاردهم: نماز جناب جعفر را به جا آورد چنانکه شیخ از حضرت امام رضاعلیه السلام روایت کرده .
پانزدهم: بجا آورد نمازهاى این شب را و آن بسیار است از جمله نمازیست که روایتکرده ابویحیى صَنْعانى از حضرت باقر و صادق عَلیهِماالسَّلام و هم روایت کرده انداز آن دو بزرگوار سى نفر از کسانى که وثوق و اعتماد است به ایشان که آن دو بزرگوارفرمودندکه هرگاه شب نیمه شعبان شد پس بجا آور چهار رکعت نماز، بخوان در هر رکعت حمدو قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ صد مرتبه پس چون فارغ شدى بگو :
اَللّهُمَّ اِنّى اِلَیْکَ فَقیرٌ وَمِنْ عَذاِبکَ خائِفٌ مُسْتَجیرٌ اَللّهُمَّ لا تُبَدِّلْ اِسْمى وَلا تُغَیِّرْجِسْمى وَلاتَجْهَدْ بَلاَّئى وَلا تُشْمِتْ بى اَعْداَّئى اَعُوذُ بِعَفْوِکَ مِنْ عِقابِکَ وَاَعُوذُ بِرَحْمَتِکَ مِنْ عَذابِکَ وَاَعُوذُ بِرِضاکَ مِنْ سَخَطِکَ وَاَعُوذُبِکَ مِنْکَ جَلَّ ثَناَّؤُکَ اَنْتَ کَما اَثْنَیْتَ عَلى نَفْسِکَ وَفَوْقَ مایَقُولُ الْقآئِلُونَ
و بدان که فضیلت بسیار وارد شده براى خواندن صد رکعت نماز در این شب در هر رکعتى یک مرتبه حمد و ده مرتبه توحید و گذشت در ماه رجب دستورالعمل شش رکعت نماز در این شب بحمد و یَّس و تَبارَکَ و توحید .

اعمال روز نیمه شعبان

همچنین از از اعمال روز نیمه شعبان علاوه بر استحباب روزه و غسل، مستحب است زیارت آن حضرت (عج) در هر زمان و مکان و در هر جا و دعا براى تعجیل ظهور آن حضرت در هنگام زیارت و به خصوص تاکید شده به زیارت آن حضرت در سرداب سامراء، و ظهور آن حضرت و فرمانروائی‌اش مسلم است و او است که زمین را پر از عدل و داد کند چنانچه پر شده باشد از ستم و بیدادگرى...»

فضیلت روزه نیمه شعبان در روایات

فضیلت روزه نیمه شعبان به قدری زیاد است که روایات مختلفی در مورد آن ذکر شده است. درباره فضیلت روزه شعبان پیامبر (ص) تاکید فراوانی داشته اند.

روزه نیمه شعبان

ماه شعبان و خصوصا روز نیمه شعبان از جمله روزهای پر برکت می باشند که اعمال زیادی از جمله روزه گرفتن در این ایام بسیار توصیه شده است. درباره فضیلت روزه نیمه شعبان روایاتی وجود دارد که نشان دهنده ثواب بسیار بالای روزه گرفتن در این روز می باشد.

فضیلت روزه نیمه شعبان

امام على (ع) فرمود:

پيامبر اكرم (ص) فرمودند:

إِذَا كَانَ لَيْلَةُ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فَقُومُوا لَيْلَهَا وَ صُومُوا نَهَارَهَا فَإِنَّ اللَّهَ يَنْزِلُ فِيهَا مِنْ غُرُوبِ الشَّمْسِ إِلَى السَّمَاءِ فَيَقُولُ أَ لَا مُسْتَغْفِرٍ فَاغْفِرْ لَهُ أَ لَا مسترزق فأرزقه حَتَّى يَطْلُعَ الْفَجْر

هرگاه شب نيمه شعبان فرا رسيد، در آن شب برخيزيد و روز آن را روزه بداريد؛ زيرا از غروب آفتاب آن شب خداوند به آسمان فرود مى‌آيد و تا سپيده‌دم مى‌گويد: آيا آمرزش خواهى هست تا او را بيامرزم؟ آيا روزى خواهى هست تا به او روزى بدهم؟

 

فضیلت روزه نیمه شعبان

نيت روزه نیمه شعبان

  • در مورد این که آيا برای روزه نیمه شعبان باید نیت کرد بین علما اختلاف است.
  • برخی از علما روزه مستحب معين را به روزه ماه رمضان ملحق کرده و تعيين نوع آن را در نیت روزه شرط ندانسته اند.
  • بعضی از علما بر این عقیده اند که در روزه های مستحب دارای زمان خاص مثل روزه نیمه شعبان، گرفتن روزه در آن زمان خاص خودش نشان دهنده نیت روزه است و نیازی به نیت برای آن نیست.
  • زمان نیت در روزه مستحب بنابر قولی تا ظهر ادامه دارد. برخی دیگر معتقدند که در روزه مستحب، زمان نیت تا قبل از غروب خورشید فرصت دارد.

 

بیشتر بدانید: اعمال مشترک ماه شعبان - چگونه از ماه شعبان بیشترین بهره را ببریم؟

 

احکام روزه نیمه شعبان

  • طبق نظر اکثر علما برای روزه نیمه شعبان و سایر روزه های مستحب فرد نباید روزه واجب قضا داشته باشد.
  • فرو بردن سر در آب، بنابر قول اکثر علما بر روزه دار حرام است؛ ليکن در مورد این که آیا این عمل باعث باطل شدن روزه می شود یا نه بین علما اختلاف است.
  • طبق نظر اکثر علما افطار سهوی، روزه نیمه شعبان و سایر روزه های مستحب را (مانند روزه واجب) باطل نمی‏کند.
  • افطار روزه نیمه شعبان مانند سایر روزه های مستحب بعد از گذشتن از زمان ظهر کراهت دارد.
  • کسی که روزه نیمه شعبان را گرفته اگر مهمان مؤمنی شود و او برایش غذايی تهيه کرده باشد، مستحب است بدون آن که ميزبان را از روزه خود مطلع سازد، نزد او افطار کند.
  • مستحب است انسان روزه نیمه شعبان و سایر روزه های مستحب را از ديگران مخفی کند.

 

فضیلت روزه نیمه شعبان فضیلت روزه ی نیمه شعبان

 

فضیلت روزه ماه شعبان در کلام پیامبر (ص)

رسول خدا (ص) در روایتی درباره ماه شعبان و رمضان می فرماید: شعبان ماه من است و رمضان ماه خدای عزوجل. پس هر كه ماه مرا روزه بدارد، در روز قیامت شفیعش خواهم بود و هر كه ماه خدا را روزه بدارد خداوند در قبرش وحشتش را از بین می برد و او را مانوس می سازد و تنهاییش را می زداید و هرگاه از قبرش خارج شود با روی سفید و در حالی باشد كه در دست راستش كتابش را گرفته و جاودانگی را در دست چپش و می آید تا در برابر خدای عزوجل قرار می گیرد...

 

بیشتر بدانید: اعمال مخصوص ماه شعبان به تفکیک روز

 

فضیلت روزه ماه شعبان در کلام امام علی (ع)

امیرالمومنین (ع) فرمود: ماه رسول خدا را روزه بدارید تا در روز رستاخیز شفیعتان باشد و ماه خدا را روزه بگیرید تا از رحیق مختوم (شراب گوارای بهشتی) بیاشامید و هر كه ماه شعبان را به ماه رمضان بپیوندد، برای او پاداش دو ماه پی در پی نوشته شود.

 

فضیلت روزه ماه شعبان در کلام امام سجاد (ع)

در ماه شعبان امام زین العابدین (ع) اصحاب خود را جمع می كرد و می فرمود: یاران من! می دانید این چه ماهی است؟ این ماه شعبان است كه رسول خدا (ص) می فرمود: شعبان ماه من است، پس در آن روزه بگیرید به خاطر محبت و دوستی پیامبرتان و برای تقرب به پروردگارتان، به همان خدایی كه جان علی بن الحسین در دست اوست از پدرم حسین بن علی (ع) شنیدم كه امیرالمومنین (ع) می فرمود: هر كه به خاطر محبت پیامبر و برای تقرب به خدای عزوجل ماه شعبان را روزه بدارد، خداوند او را دوست خواهد داشت و به كرامتش در روز رستاخیز نزدیك خواهد كرد و بهشت را بر او واجب خواهد گردانید.

 

روزه نیمه شعبان

 

فضیلت روزه ماه شعبان در کلام امام صادق (ع)

امام صادق (ع) در فضیلت روزه ماه شعبان فرمود: هر كه سه روز از ماه شعبان را روزه بدارد، بهشت برای او واجب شود و رسول خدا در روز قیامت شفیعش خواهد بود.

 

فضیلت روزه ماه شعبان در کلام امام رضا (ع)

ابوالصلت هروی گوید: در آخرین جمعه از ماه شعبان خدمت امام هشتم (ع) مشرف شدم. حضرت فرمود: ای اباالصلت! ماه شعبان بیشترش گذشت و اینک جمعه آخرش فرا رسیده پس تلافی كن در این چند روز آخر، آنچه از تقصیرهایت در این ماه گذشته است و رو آور به آنچه برای تو سودمند است و بسیار دعا كن و از خدا طلب آمرزش گناهانت نما و قرآن را بسیار تلاوت كن و از گناهانت توبه كن تا چون ماه مبارك رمضان فرا رسد خود را برای خدا خالص و آماده گردانیده باشی و امانت كسی را در گردن خود نگذار جز آنكه آن را ادا كنی و كینه مومنی را در دل قرار نده جز آنكه بیرونش كنی و تقوای الهی داشته باش و بر او در پنهان و آشكار توكل كن زیرا هر كه بر خدا توكل كند، خدا او را بس است و در بقیه این ماه بسیار خدا را بخوان.

هشت توصیه‌ آیت‌الله وحید خراسانی برای رهایی از بیماری (مانند کرونا)

توصیه‌های آیت‌الله وحید خراسانی برای رهایی از کرونا

گفت‌وگوی خبرگزاری فارس با حجت‌الاسلام حسین اصلانی، استاد حوزه علمیه قم و از شاگردان ممتاز آیت‌الله وحید خراسانی را می‌خوانیم:

با توجه به اینکه شما از شاگردان آیت‌الله وحید خراسانی هستید، ایشان توصیه‌هایی برای رهایی از گرفتاری‌ها که اکنون این گرفتاری در قالب کرونا جلوه‌گر است، در جلسات مختلف داشتند؟

آیت‌الله وحید خراسانی در جلسات متعدد، همواره برای گرفتاری و بلا توصیه داشتند و اخیرا نیز با شیوع ویروس کرونا به نکات قابل توجهی اشاره کردند. یکی از توصیه‌های این مرجع تقلید آن است که برای رهایی از نگرانی کرونا هر روز دست روی قلب گذاشته و هفت مرتبه سوره مبارکه «فاتحه» قرائت شود.

مداومت به اذکار برای ایمن بودن از کرونا

توصیه دوم ایشان، قرائت آیةالکرسی است که هر روز ۱۴ مرتبه این آیه شریف خوانده شود؛ به طوری که هفت مرتبه صبح و هفت مرتبه شب تلاوت شود.

توصیه سوم و چهارم در این ایام ذکر «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» و «لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلا بِالله اَلعَلِیِّ العَظیمِ» است که بهتر است مداوم و زیاد گفته شود. همچنین روایت داریم که اگر کسی هر روز ۱۰۰ مرتبه «لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلا بِالله اَلعَلِیِّ العَظیمِ» بگوید، خداوند از او ۷۰ نوع بلا و زشتی را دور می‌کند و کمترین بلاها هم «غم» است.

پنجمین سفارش آیت‌الله وحید خراسانی «استغفار» است. به طوری که توصیه کردند بعد از نماز صبح ۱۰۰ مرتبه، بعد از نماز عصر ۷۰ مرتبه و قبل از خواب ۱۰۰ مرتبه «أَسْتَغْفِرُالله رَبِّى وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» گفته شود.

ششمین سفارش سلام به ۱۴ معصوم (علیهما السلام) است. ائمه اطهار (علیهما السلام) واسطه بین عالم و خداوند هستند و وقتی به آن بزرگان سلام می‌دهیم و عرض ارادت می‌کنیم، محبت آن‌ها شامل حال ما می‌شود.

هفتمین و هشتمین سفارش نیز قرائت دعای ۱۵ صحیفه سجادیه و ذکر مصیبت باب‌الحوائج و توسل به ائمه اطهار (علیهما السلام) و همچنین قرائت دعای توسل است.

تا می‌توانید قرآن بخوانید/ هر روز سوره «توحید» قرائت شود

همچنین آیت الله وحید خراسانی همواره توصیه می‌کنند که هر قدری که برایتان میسر است، قرآن بخوانید و به نرجس خاتون (س) مادر امام زمان (عج) هدیه کنید. همچنین در جلسات عام درس فقه هم توصیه کردند که حتما لازم نیست هر روز قرآن بخوانید، اما تا جایی که امکان دارد در روز سوره مبارکه «توحید» را قرائت کرده و ثواب آن را به ائمه اطهار (ع) به ویژه به حضرت مهدی (عج) هدیه کنید که البته در این ایام سفارش داشتند که ثواب تلاوت قرآن را به نرجس خاتون (س) هدیه کنید که به فرزندش امام زمان (عج) برای گرفتاری از این بلا و ویروس کرونا سفارش کند و این گرفتاری از کشور و جهان رفع شود.

دعایی که برای در امان بودن از کرونا هنگام خروج از خانه باید بخوانیم/ چه کنیم که کرونا زودتر دفع شود؟

به توصیه‌های ائمه اطهار (علیهما السلام) در زمان گرفتاری‌ها و عمل به دستورات آن‌ها نیز اشاره کردید. مهم‌ترین توصیه‌های این بزرگواران برای رهایی از گرفتاری یا در امان بودن از بلایا چیست؟

به روایاتی از ائمه اطهار (علیهما السلام) درباره رفع گرفتاری‌ها اشاره می‌کنم. از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که هرکس سوره‌های مبارکه «ناس و فلق» را هر کدام ۳ مرتبه صبح و ۳ مرتبه شب بخواند، از بلا ایمن خواهد بود؛ به طوری که اگر صبح این سوره‌ها قرائت شود تا غروب و اگر شب قرائت شود تا صبح در امان است.

در روایت دیگری از امام صادق (علیه السلام) است که می‌فرمایند: «هر کسی ۷ مرتبه سوره مبارکه «قریش» را برای دفع بلای دنیوی بخواند، این بلا از وی دور می‌شود». همچنین با توجه به توصیه‌های مکرر ستاد مبارزه با کرونا و کادر درمانی توصیه شده است که از بیرون رفتن خودداری شود و همه در خانه بمانند. اما ممکن است کار واجبی برای کسی پیش بیاید و مجبور به خروج از خانه شود و پس از خروج نگران سلامتی خود شود که مبادا کرونا بگیرد. در این ایام در روایتی از امام ششم شیعیان داریم که فرمودند که هنگام خروج از خانه ۶ بار سوره مباره «اخلاص» خوانده شود با این کیفیت که یک مرتبه قبل از خروج این سوره را خوانده و به جهت‌های مختلف بدمد. این ۶ بار قرائت سوره مبارکه «اخلاص» باعث می‌شود تا زمانی که به خانه باز می‌گردد از بلایا حفظ باشد.

آیت‌الله کشمیری برای محفوظ ماندن از بلا و گرفتاری‌ها نیز توصیه کردند که بعد از نماز صبح ۷ مرتبه «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» و بعد از نماز مغرب هم ۷ مرتبه «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» گفته شود.

اما چه کنیم که کرونا و این بلا زودتر رفع شود؟ در کتاب «مِصْباحُ الشّریعَة و مِفْتاحُ الْحَقیقَة» سفارش شده که برای گشایش در کارها و خارج شدن از گرفتاری‌ها ذکر «لَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ الْمُبِین» را زیاد بگویید. در روایتی از امام رضا (علیه السلام) هم توصیه شده است که وقتی مردم دچار گرفتاری و بلای ناگهانی می‌شوند، ذکر «یا خبیر» زیاد بگویند.

دعای عظیم برای طلب حاجت و خواسته های بزرگ و مهم

اگر حاجت بزرگ و مهمی دارید و می خواهید زود تر به آن برسید، دعای عظیم برای طلب حاجت و خواسته های بزرگ و مهم را بخوانید که به لطف الله متعال از مشکلات بزرگ عبور می کنید.

اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الْعَظیمِ الاَْعْظَمِ الاَْجَلِّ الاَْکْرَمِ الْمَخْزوُنِ الْمَکْنُونِ النُّورِ الْحَقِّ الْبُرْهانِ الْمُبینَ الَّذی هُوَ نُورٌ مَعَ نُورٍ وَ نُورٌ مِنْ نُورٍ وَ نُورٌ فی نُورٍ وَ نُورٌ عَلی کُلِّ نُورٍ وَ نُورٌ فَوْقَ کُلِّ نُورٍ وَ نُورٌ تُضیئُ بِهِ کُلُّ ظُلْمَةٍ وَ یُکْسَرُ بِهِ کُلُّ شِدَّةٍ وَ کُلُّ شَیْطانٍ مَریدٍ وَ کُلُّ جَبارٍ عَنیدٍ لا تَقِرُّبِهِ‏ اَرْضٌ وَلایَقُومُ بِهِ سَمآءٌ وَ یَاْمَنُ بِهِ کُلُّ خآئِفٍ وَ یَبْطُلُ بِهِ سِحْرُ کُلِّ ساحِرٍ وَ بَغْیُ کُلِّ باغٍ وَ حَسَدُ کُلِّ حاسِدٍ وَ یَتَصَدَّعُ لِعَظَمَتِهِ الْبَرُّ وَالْبَحْرُ وَ یَسْتَقِلُّ بِهِ الْفُلْکُ حینَ یَتَکَلَّمُ بِهِ الْمَلَکُ فَلا یَکُونُ لِلْمَوْجِ عَلَیْهِ سَبیلٌ وَ هُوَ اسْمُکَ الاَْعْظَمُ الاَعْظَمُ الاَجَلُّ الاَْجَلّ‏ُ النُّورُ الاَْکْبَرُ الَّذی سَمَّیْتَ بِهِ‏ نَفْسَکَ وَاسْتَوَیْتَ بِهِ عَلی عَرْشِکَ وَ اَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ بِمُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَیْتِهِ وَاَسْئَلُکَ بِکَ وَ بِهِمْ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَفْعَلَ بی کَذا وَ کَذا.

کذا و کذا

در دعاهایی که انتهای آن نوشته کذا و کذا و نوشته به جای کذا و کذا حاجت خود را بنویسید یا بگویید حاجت حتما باید بیان شود یا اینکه فقط حاجت خود را از ذهن بگذرانیم کافی است؟
در چنين مواردي بايد حاجت خود را بخواهید و به زبان آورید وگرنه فقط ثواب خواندن دعا را مي برید و نبايد انتظار برآورده شدن حاجات را داشته باشید. كسي كه چنين دعاهايي مي خواند مثل اين است كه مقدمه چيني مي كند و خدا را حمد و سپاس كرده و ... به نتيجه كه بيان حاجت است مي رسد، سكوت كند و چيزي ابراز نكند. در بيان خواسته و دعای خود هم نيازي نيست به عربي باشد بلكه به هر زباني مي توانید بيان كنید.

دعای سریع  الأجابه

روایت شده که مردی خدمت حضرت امیر المؤمنین ( علیه السلام ) شکایت کرد از دیر شدن جواب دعایش فرمود چرا نمی  خوانی دعای سریع  الأجابه را پرسید که آن کدام دعا است فرمود بگو :


اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الْعَظیمِ الاَْعْظَمِ الاَْجَلِّ الاَْکْرَمِ
خدایا از تو می خواهم به اسم بزرگ بزرگتر
الْمَخْزوُنِ الْمَکْنُونِ النُّورِ الْحَقِّ الْبُرْهانِ الْمُبینَ
محفوظ پنهان نور پایدار برهان آشکار
الَّذی هُوَ نُورٌ مَعَ نُور وَ نُورٌ مِنْ نُور
"آن که نوری است با نور،و نوری است از نور،"
وَ نُورٌ فی نُور وَ نُورٌ عَلی کُلِّ نُور
"و نوری است در نور،و نوری است بر هر نور،"
وَ نُورٌ فَوْقَ کُلِّ نُور وَ نُورٌ تُضیئُ بِهِ کُلُّ ظُلْمَة
"و نوری است بالای هر نور،و نوری است که روشنی گیرد به آن هر تاریکی،"
وَ یُکْسَرُ بِهِ کُلُّ شِدَّة وَ کُلُّ شَیْطان مَرید
"و با آن هر سختی شکسته شود،و هر شیطان گردنکشی،"
وَ کُلُّ جَبار عَنید لا تَقِرُّبِهِ اَرْضٌ
"و هر جبّار لجبازی،نوری که هیچ زمینی با وجود آن قرار نگیرد،"
وَلایَقُومُ بِهِ سَمآءٌ وَ یَاْمَنُ بِهِ کُلُّ خآئِف
"و هیچ آسمانی با وجود آن نایستد،هر هراسنده ای به آن ایمنی یابد،"
وَ یَبْطُلُ بِهِ سِحْرُ کُلِّ ساحِر وَ بَغْیُ کُلِّ باغ
"و سحر هر جادوگری به آن باطل می شود،و به آن تجاوز هر متجاوزی،"
وَ حَسَدُ کُلِّ حاسِد وَ یَتَصَدَّعُ لِعَظَمَتِهِ الْبَرُّ وَالْبَحْرُ
"و حسد هر حسدورزی از بین می رود،و در برابر عظمتش خشکی و دریا می شکافد،"
وَ یَسْتَقِلُّ بِهِ الْفُلْکُ حینَ یَتَکَلَّمُ بِهِ الْمَلَکُ
"و حمل می کند آن را کشتی،زمانی که فرشته به آن سخن می گوید،"
فَلا یَکُونُ لِلْمَوْجِ عَلَیْهِ سَبیلٌ
"پس برای موج بر کشتی راهی نباشد،"
وَ هُوَ اسْمُکَ الاَْعْظَمُ الأَعْظَمُ الأَجَلُّ الاَْجَلُّ النُّورُ الاَْکْبَرُ
"و آن نام توست نام بزرگتر بزرگتر برجسته تر برجسته تر،نور اکبر،"
الَّذی سَمَّیْتَ بِهِ نَفْسَکَ وَاسْتَوَیْتَ بِهِ عَلی عَرْشِکَ
"که خود را به آن نامیدی،و با آن بر عرشت استوار شدی،"
وَ اَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ بِمُحَمَّد وَ اَهْلِ بَیْتِهِ وَاَسْئَلُکَ بِکَ
و به محمّد و اهل بیتش به تو رو می کنم و از تو می خواهم به حق تو
وَ بِهِمْ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
"و به حق ایشان اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی،"
وَ اَنْ تَفْعَلَ بی کَذا وَ کَذا
و با من چنین وچنان کنی.
بجای کذا و کذا حاجت بخواهد.

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

دعای حفظ از بلا و تصادفات رانندگی هنگام سوار شدن در ماشین

خواندن در هنگام سوار شدن به ماشین

دعای ذیل از امام هفتم (علیه السلام) روایت شده که فرمود پیامبر اکرم (صل الله علیه) فرمودند اگر هنگام سوار شدن بر مرکب (یا ماشین) دعای ذیل را بخواند خودش و مرکبش (ماشینش) کاملا در امان خواهد بود .

 

دعا این است :

«بسم الله و لا حول ولا قـــــوّه الا بالله ، الحمدالله الّـــــذی هَـــــدانا لِـــــهذا وَ سُبْحان الَّذی سَخّـــــَر لَـــــنا هذا و ما کـــــنّا لَهُ مُـــــقّـــــرِنینَ»

عوارض خودارضایی در مردان و زنان - روش ترک خودارضایی

اگرچه در هر دو حالت رابطه جنسی (شرعی و قانونی) و خودارضایی فرد ارضا می‌شود اما ماهیت آن‌ها کاملا متفاوت است و همین تفاوت است که بر روی سلامت جسم و روح بدن تاثیرگذار است. برای آگاهی بیشتر در رابطه با عوارض خودارضایی و همچنین تفاوتی که با روابط جنسی معمول دارد، این مطلب را از دست ندهید. توجه کنید که حتی افراط در امور جنسی با همسر شرعی و قانونی سبب آسیب شدید به بدن و از عوامل کوتاهی عمر و مرگ زودرس شمرده شده است. در مقام مقایسه با غذاخوردن است همان گونه که غذا کمش دوا، متوسطش غذا و زیادش سم هست افراط در امور جنسی (به هر شکل و شیوه حتی با همسر شرعی) سبب آسیب شدید و مهلک و مرگ آور است. سردردهای جنسی زناشویی یا سکته مغزی در افراد میانسال حین و پس از عمل جنسی از نمونه های آن است.

میان خود ارضایی و رابطه جنسی با همسر تفاوت های بسیار زیادی وجود دارد که سبب می‌شود خود ارضایی دارای عوارض زیاد معنوی، روحی و جسمی باشد. جنابت از راه درست که با فطرت انسانی سازگار باشد، برای سلامت انسان (هم جسماً و هم روحاً) لازم است. به علاوه همان فرقی که بین زنا و جماع هست بین استمناء و جماع هم هست. جنابت از بیراهه (خودارضای ، زنا، هم جنس بازی، لواط و ...) باعث از بین رفتن سلامت روحی و نفسانی و جسمی می شود.

عوارض روحی خودارضایی در مردان

علت خودارضایی در دختران مجرد

مردانی که زود تحریک می‌شوند و برای ارضای خود به سوی انجام خودارضایی می‌روند باید بدانند که خودارضایی تحریک پذیری را به میزان زیادی افزایش می دهد. از این رو تنها با این کار عطش خود را زیادتر می کنند. مردانی که به خودارضایی اعتیاد دارند مطمئناً در زندگی زناشویی خود و در رابطه جنسی با شریک خود دچار مشکل جدی خواهند شد. این افراد از رابطه جنسی حقیقی به ارگاسم نخواهند رسید و قادر نخواهند بود تا خود و شریک جنسی خود را ارضاء کنند و از لذت کافی بهره مند شوند. از تاثیرات روحی اعتیاد به خودارضایی در مردان می‌توان به بی حوصلگی، عدم تمرکز، لاغری، ناتوانی جسمی و سردردهای میگرنی اشاره کرد.

یکی از اثرات روحی خودارضایی در مردان مبتلا شدن آنها به اضطراب شدید است. خودارضایی یک نوع مرگ تدریجی است که عوارض خیلی بد و گاهی جبران ناپذیری نیز دارد.

عوارض جسمی خودارضایی در مردان

علت خودارضایی در دختران مجرد

خودارضایی و ضعف در قوای جسمی

ضعف و تحلیل قواى جسمانى‏ و کاهش انرژى جسمانى بدن از مضرات مهم و جبران ‏ناپذیر خودارضایى مردان است. احساس خستگى عارضه طبیعى انزال در مردان است حال اگر خودارضایى بصورت یک عادت مدام تکرار شود این ضعف و خستگی همواره همراه فرد خواهد بود. در نتیجه به مرور زمان ضعف و بى حالى در فرد تثبیت شده و یک طبیعت ثانوى براى او ایجاد مى‏ کند. کاهش و تخلیه مکرر قواى جسمانى در مردانی که خودارضایی می کنند به ضعف عمومى و دائمى بدن مى ‏انجامد.

ایجاد درد در استخوانها و کمر به علت خودارضایی

از مضرات خودارضایی مردان ایجاد دردهای استخوانی و کمر درد در آنها است. هنگام انزال مردان مقادیری کلسیم از بدن فرد خارج می شود و به همین خاطر احساس ضعف و درد پس از آن احساس می شود.

ضعیف شدن اعصاب به علت خودارضایی

پرخاش‏گرى و بداخلاقی از دیگر عوارض خودارضایی در مردان است.‏ ممکن است به مرور شخص نسبت به کوچک‏ترین محرک محیطى حساس شود، حوصله گفت و گو با دیگران را نداشته باشد، زود رنج شود و سریعاً از کوره در ‏رود. همچنین این امکان وجود دارد که به نور زیاد، صدا، رفت و آمد و محرک های دیگر حساسیت پیدا کند و بطور خلاصه اصطلاحا افرادی که خودارضایی می کنند اعصاب ضعیفی دارند.

عوارض روحی خودارضایی در زنان

علت خودارضایی در دختران مجرد

خودارضایی در زنان و دختران عوارض بسیاری را در پی خواهد داشت و در صورتی که به صورت رفتار روزانه درآید خطرناک می شود و مانند هر اعتیادی، روح و جسم و روان فرد را به هم می ریزد. زمانی که فردی اقدام به خودارضایی می کند خیلی سریع فاز هیجان جنسی اتفاق می افتد و جنبه های مهم و عاطفی در یک ارتباط صحیح جنسی را دریافت نمی کند و دچار خلاء عاطفی، افسردگی، اضطراب و عدم اعتماد به نفس شده و بعد از ازدواج و در یک رابطه زناشویی نیز دیگر تحریک نمی شود و در به ارگاسم رسیدن دچار مشکل می شود. دلیل این امر این است که اصطلاحا او با خودارضایی شرطی شده است تا در یک وضعیت خاص که او را تحریک می کند به ارگاسم برسد، لذا به هنگام نزدیکی با همسر خود به یاد رفتارهای خود در زمان خودارضایی افتاده و گمان می کند تنها در آن شرایط می تواند به ارگاسم برسد.

یکی از مهمترین مشکلاتی که این زنان به آن دچار می شوند این است که دچار نارضایتی جنسی شده و رفته رفته با بی میلی جنسی مواجه می شوند. بنابراین بایستی گفت ممکن است این افراد در دوره مجردی با خودارضایی بتوانند نیازهای جنسی خود را برآورده کنند اما آینده طولانی زندگی مشترک و لذت به ارگاسم رسیدن با همسر خود را از دست خواهند داد که به این امر آنورگاسمی می گوین

همچنین در مورد دختران آنورگاسمی یکی از مهمترین عوارض خودارضایی است. ممکن است این فرد در دوره مجردی با خودارضایی بتواند نیازهای جنسی خود را برآورده کند اما درآینده رضایتمندی جنسی در زندگی مشترک و لذت به ارگاسم رسیدن با همسر خود را از دست خواهد داد.

عوارض جسمی خودارضایی در زنان

علت خودارضایی در دختران مجرد

خودارضایی در دختران با تحریک قسمت های خارجی دستگاه تناسلی رایج تر است که صدمه چندانی به دستگاه تناسلی نمی رساند اما زمانی که خودارضایی دختران با تحریک قسمت های داخلی تر دستگاه تناسلی باشد بسته به نوع فشار و ناحیه لمس شونده ممکن است در صورتی که به صورت مداوم خودارضایی تکرار شود آسیب های جدی به دستگاه تناسلی دختران وارد سازد.

تفاوت خودارضایی و رابطه جنسی

میان خودارضایی و رابطه جنسی با همسر تفاوت‌های بسیار زیادی وجود دارد که سبب می‌شود خودارضایی دارای عوارض زیاد معنوی، روحی و جسمی باشد، اما رابطه جنسی با همسر نه تنها این عوارض را نداشته باشد بلکه زوجین را از لحاظ عاطفی و جسمی و حتی معنوی ارتقاء بدهد. رسیدن به اوج لذت جنسی آن هم از راه درست که با فطرت انسانی سازگار باشد، برای سلامت جسمی و روحی انسان لازم است. 

انزال منی که پس از ازدواج و از طریق ارتباط جنسی با همسر صورت می‌گیرد، دارای تفاوت‌هایی با خودارضایی است که در زیر به صورت خلاصه به آن اشاره می‌شود:

  • در رابطه با همسر چون ارتباط عاطفی ایجاد می‌شود (از طریق ملاعبه و ...) سیستم اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک به صورت متعادل تحریک گشته و اندام‌هایی که تحت تاثیر این سیستم‌ها هستند به صورت طبیعی فعالیتشان افزایش یا کاهش می‌یابند (تندی ضربان قلب، تندی تنفس و ...)، اما در خودارضایی یا استمنا چون فرد از طریق خیالات و بدون وجود ارتباط عاطفی مستقیم خود را تحریک می‌کند تحریک اعصاب فوق به صورت متعادل صورت نمی‌گیرد و بنابراین فعالیت اعضای تحت تاثیر این اعصاب به صورت غیرطبیعی کاهش یا افزایش می‌یابد و خود باعث عوارض جسمی می‌گردد.
  • عمل جنسی که در ازدواج صورت می‌گیرد صرفا قرار گرفتن دو جسم مادی در کنار همدیگر نیست بلکه این عمل ظاهری، محبت به یکدیگر، ایثار و از خودگذشتگی در حق همدیگر و بسیاری از فواید روحی و روانی را در پی دارد ولی خودارضایی یک انحراف جنسی است که عواقب بسیار وخیمی برای فرد به همراه دارد.
  • در ارتباط طبیعی و به خصوص اگر انزال منی از طریق مقاربت صورت گیرد کیسه‌های منی به طور کامل تخلیه شده و ارضای کامل صورت می‌گیرد. ولی در استمنا بستگی به شدت خیالات فرد تخلیه کیسه‌ها متفاوت است و در بعضی مواقع بزرگی بیش از حد پروستات، عدم تخلیه کامل کیسه‌های منی، سوزش ادرار و ... بروز می‌دهد.
  • خودارضایی در واقع آمیزش با خود است، لذا تحریک‌کننده و تحریک‌پذیر یک نفر است. همینطور ایجاد کننده شرایط اوج و لذت (گرم شدن، تصور لذت و...) توسط خود ارضا شونده فراهم می‌شود. در این جا تمام وجود فرد (در عین وحدت و یکپارچگی) باید دو پاره شود یکی ارضا شونده و دیگری ارضا کننده، هم گرم‌ کننده و هم گرم‌ شونده و هم نعوظ‌ آور و هم نعوظ پذیر و این دو پاره شدن، بزرگترین آسیب را در سیستم بینایی و ذهنی (عدم تمرکز و...) و در نهایت به بخش روانی شخصیت وارد می‌کند.
  • از نظر روحی روانی نیز حالت احساس گناه، پشیمانی، افسردگی، اضطراب و ... که پس از استمنا برای فرد رخ می‌دهد پس از مقاربت طبیعی برای فرد وجود ندارد بلکه برخلاف آن حالت شادی و آرامش روحی ایجاد می‌شود.

درمان خودارضایی - چگونه خودارضایی را ترک کنیم؟

علت خودارضایی در دختران مجرد

ترک خودارضایی و درمان خودارضایی به آسانی خاموش کردن یک چراغ نیست. بلکه یک فرایندی است که نیازمند تعهد است و ممکن است شما در مراحل مختلف دچار برگشت یا اشتباه بشوید. مهم این است که بر تصمیم و تعهد خود باقی بمانید و در هر نقطه دوباره آغاز کنید. بنابراین برای ترک خودارضایی اولین قدم تصمیم گیری است. شما باید تصمیم بگیرید این کار را کنار بگذارید. زمانی که این تصمیم را گرفتید، مشکل تا حد زیادی حل شده است. این تصمیم گیری باید فراتر از یک امید یا آرزو باشد، باید واقعا یک تصمیم باشد.

خودتان را ببخشید و به خاطر داشته باشید که شما بزرگتر از مشکلتان هستید. اگر شما مدام در حال تنبیه و سرزنش کردن خود برای انجام خودارضایی هستید، هم چنان در حال فکر کردن به این مسئله به صورت تمام وقت هستید. به جای سرزنش کردن، به این فکر کنید که این موضوع یک مسئله است و شما تصمیم دارید که برای آن راه حلی پیدا کنید.

1. هر چیزی که شما را برای خودارضایی وسوسه می کند، حذف کنید. اگر شما عکس یا فیلم های تحریک کننده دارید باید دسترسی به آنها را برای خود سخت کنید. مثلا اگر در کامپیوتر یا موبایل خود تصاویر، فیلم ها یا آدرس سایت های تحریک کننده را دارید، آنها را حذف کنید.

2. اگر در زمان های خاصی بیشتر وسوسه به خودارضایی می شوید، برای آن زمان برنامه ای را تنظیم کنید. مثلا اگر در پایان شب بیشتر وسوسه به خودارضایی می شوید، تا زمانی که به شدت خواب آلوده نشده اید به اتاق خواب و تخت خواب خود نروید. سعی کنید با دیدن تلویزیون، کتاب و مجله خواندن یا انجام کارهای مورد علاقه، خودتان را سرگرم کنید.

3. اگر تنها ماندن در اوقات مختلف باعث تحریک شما برای انجام خودارضایی می شود به دنبال راه هایی برای پرکردن تنهایی تان باشید. افزایش ارتباطات با دوستان و خویشاوندان، شرکت در دوره ها و جلسات عمومی و رفتن به پارک برای پیاده روی از راه های پرکردن تنهایی و ترک خودارضایی است.

4. زندگی تان را با فعالیت های مختلف پر کنید. هیجان کارهای مختلف می تواند جایگزین تمایل به خودارضایی شود و باعث شود تا در نوبت بعدی که دچار وسوسه خودارضایی می شوید، روشی برای پرت کردن حواس خود داشته باشید.

5. فعالیت های هنری مانند نقاشی، موسیقی و نمایش تا حد زیادی به تغییر مسیر تمایلات جنسی و ترک خودارضایی و نیز قرار گرفتن در مسیر خلاقیت و سازندگی کمک کننده هستند.

6. ورزش مورد علاقه خود را پیدا کنید و آن را پیگیری کنید. در اصل ورزش می تواند هیجانات جسمی شما که یکی از عوامل تحریک برای انجام خودارضایی است را کاهش و آن را در مسیر درستی قرار دهد.

7. برای ترک خودارضایی یک سرگرمی جدید پیدا کنید یا مهارت جدیدی را فرا بگیرید. یاد گرفتن چیزی که نیازمند تلاش و وقت گذاشتن است تمرکز ذهن شما را به جای لذت زود هنگام حاصل از خودارضایی بر لذت تاخیر یافته حاصل از دستیابی به اهداف قرار می دهد. مهارت هایی مثل آشپزی، باغبانی، نجاری، سخنرانی را امتحان کنید.

8. کارهای داوطلبانه و خیریه انجام دهید. انرژی خود را در راه کمک به مردمی اختصاص دهید که نیازمند کمک شما هستند. عضویت و فعالیت در گروه ها و انجمن های مردم نهاد و خیریه علاوه بر اینکه در شما حس مفید بودن ایجاد می کند، باعث می شود در محیط اجتماعی قرار بگیرید و دوستان زیادی پیدا کنید.

9. یک سیستم پاداش برای خود طراحی کنید. بطور مثال با خودتان قرارداد بگذارید تا در ازای هر روزی که در آن خودارضایی نکردید، مبلغی را در یک صندوق بیندازید و در پایان هفته با پول آن چیزی را که دوست دارید برای خود بخرید. این روش کمک زیادی به ترک خودارضایی می کند.

10. اگر با دوستانی ارتباط دارید که آنها هم عادت به خودارضایی دارند ارتباطتان را با آنها کمتر کنید.

11. زیاد در آینه خود را نگاه نکنید و دیدن خودتان را فقط محدود به نظافت و مرتب کردن در حد معمول کنید.

12. ذهن خود را به مطالب مفید و آموزنده مشغول کنید. فهرستی از کتاب ها، مجلات و سایت های مورد علاقه خود تهیه کنید و آنها را در دسترس خود قرار دهید. در هر روز زمانی را به مطالعه کتاب ها، مجلات و رمان های موردعلاقه تان اختصاص دهید. رمان به شما کمک می کند در طول روز به داستان آن فکر کنید و از تمرکز بر روی موضوعات محرک دور بمانید.

حرمت خودارضایی در آیات و روایات:
خداوند در سوره مؤمنون می فرماید یکی از ویژگی های انسان های مؤمن این است که در مسائل جنسی خودشان را از آلوده شدن به گناه حفظ می کنند و صرفا از طریق ازدواج غریزه جنسی خود را ارضا می کند سپس می فرماید هر کس از غیر مسیر ازدواج غریزه جنسی خودش را ارضا کند از تجاوز کاران است «الذین هم لفروجهم حافظون . الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم فانهم غیر ملومین . فمن ابتغاء وراء ذلک فاولئک هم العادون » و عمل استمنا مشمول آیه ۷ سوره مؤمنون می شود که می فرماید هر کسی غیر از این طریق را (جهت بهره گیری جنسی) طلب کند تجاوزگر است».

علاوه بر این در سخنان گهربار معصومین(علیهما السلام) نیز از عمل استمنا به زشتی یاد شده و مورد نهی قرار گرفته است که در اینجا به احادیثی از پیامبر(صل الله علیه) و امام صادق(علیه السلام) اشاره می کنیم:

۱. امام صادق(علیه السلام): روز قیامت خداوند با شخص خودارضا گفت و گو نمى کند و از چشم خدا مى افتد. (میزان الحکمة، ح ۱۸۷۴۹)
۲. رسول خدا(صل الله علیه): لعنت خدا و ملائکه خداوند و تمام بشر بر شخص خودارضا. (همان، ح ۱۸۷۴۸)
۳. رسول خدا(صل الله علیه): کسى که خودارضایى مى کند، ملعون است. (همان، ح ۱۸۷۵۱)

۴. امام صادق(علیه السلام): خودارضایى گناه بزرگى است که خداوند در قرآن از آن نهى فرموده است. (همان، ح ۱۸۷۵۰)
۵. امام صادق(علیه السلام): براى کسى که خودارضایى کند در قیامت عذاب دردناکى در نظر گرفته شده است. (همان، ح ۱۸۷۴۹)


گفتنى است؛ که حرمت استمنا تنها به خاطر آثار و زیان جسمانى آن نیست، بلکه حکمت هاى دیگرى نیز دارد که بر ما مخفى است. پاره اى از زیان هاى جسمانى، روانى و اجتماعى استمنا عبارتند از: ۱. خستگى و کوفتگى، ۲. عدم تمرکز حواس، ۳. ضعف حافظه، ۴. استرس و اضطراب. ۵. حساسیت بیش از حد و زودرنجى، ۶. کمردرد، ۷. ریزش موها، ۸. ناتوانى جنسى زودرس در جوانى، ۹. بى خوابى یا بدخوابى و مشکلات مشابه. ۱۰. انزال زودرس و غیرارادى یا خروج منى به صورت قطره قطره، ۱۱. بى میل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، احساس طرد شدن، دیر ازدواج کردن و لذت نبردن از زندگى مشترک.

دعای عظیم برای عمر طولانی و با برکت

داشتن عمر طولانی تنها در شرایطی جایز است که فرد بتواند از برکات زندگی به خوبی استفاده کرده، پیشرفت کرده و همین طور مفید در جامعه باشد. در غیر این صورت قطعا فایده ای نخواهد داشت که او بتواند شرایطی عمر طولانی بیش از 100 سال را تجربه کند. مگر این که خواسته ی خدای متعال باشد که او در چنین وضعیتی بتواند عمری طولانی کسب کند. برخی اما چنین موردی را بسیار مبارک می بینند و دعای عظیم برای عمر طولانی و با برکت را همواره می خوانند. قطعا اگر صلاح باشد به آرزوی خود می رسند.

دعای عظیم برای عمر طولانی و با برکت

این دعا را بعد از هر نماز بخوانید:

اللَّهُمَّ إِنَ‏ رَسُولَكَ‏ الصَّادِقَ‏ الْمُصَدَّقَ‏ صَلَوَاتُكَ‏ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ إِنَّكَ قُلْتَ مَا تَرَدَّدْتُ فِي شَيْ‏ءٍ أَنَا فَاعِلُهُ

كَتَرَدُّدِي فِي قَبْضِ رُوحِ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وَ أَنَا أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

وَ عَجِّلْ لِأَوْلِيَائِكَ الْفَرَجَ وَ النَّصْرَ وَ الْعَافِيَةَ وَ لَا تَسُوؤُنِي فِي نَفْسِي وَ لَا فِي‏ أَحَدٍ مِنْ‏ أَحِبَّتِي

و اگر می خواهید هر یک از دوستان خود را نام ببرید و بگویید : وَ لَا فِي‏ فُلَانٍ‏ وَ لَا فِي‏ فُلَانٍ‏

انشالله که از سوی الله متعال به عمری با عزت دست خواهند یافت.

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

توضیح در مورد موقف حق الناس در قیامت

سخت ترین و مهمترین موقف در قیامت موقف حق الناس است .

زیرا کمتر کسی است که تواسنته باشد تمام حقوق را رعایت کند و هر کسی از جهتی گرفتار حق الناس است . بنابراین باید به حق الناس اهمیت بدهیم .در قیامت به موقف حق الناس که در آن به حقوق دیگران رسیدگی می شود مرصاد می گویند.

در قرآن داریم که خدای تو در کمینگاه است . یعنی مراقب است و رصد می کند. و اعمال انسان را یکی یکی بررسی می کند. افرادی که در این دنیا مراقبت بیشتری داشته اند بررسی اعمال شان کمتر طول می کشد ولی برای عده ای این بررسی زیاد طول می کشد .

وقتی در قیامت طلبکارها می خواهند حق شان را بگیرند ، در آنجا کار سخت می شود. در دعای بیستم صحیفه ی سجاده ی داریم :خدایا رستگاری، پیروزی در معاد و سلامتی از این گذرگاه و ایستگاه را از تو درخواست می کنم .

امام صادق (ع) می فرماید : کسی که ظلمی کرده باشد از این ایستگاه نمی تواند رد بشود و صلاحیت ورود به بهشت را پیدا بکند.

حضرت امیر جمله ای را از پروردگار در قیامت نقل می کند که امروز من بین شما با عدل حکم می کنم و به هیچ کس ظلم نمی شود. در اینجا حق ضعیف را از ظالم می گیرم . کسی که ظلمی به او شده، خدا حق او را می گیرد و تلافی می کند.

در قیامت نوع تلافی کردن با سیئات و حسنات است. خوبی هایی که شخص ظالم کرده است به حساب مظلوم می رود تا مظلوم او را حلال کند . وقتی که حسنات تمام می شود از گناه دیگران بر می دارند تا آنها راضی بشوند.

خدا می فرماید :کسی که در قیامت از حقش بگذرد من ثواب زیادی به او می دهم. ولی آنها می توانند از حق شان نگذرند. حضرت می فرماید: هیچ کس نمی تواند از این گذرگاه رد بشود که دینی بر گردن او باشد مگر ظلمی که مورد بخشش قرار گیرد .

حق الناس علاوه بر اینکه حق مردم است حق خدا هم هست . حق الله فقط حق خداست مثل نماز ولی حق الناس مثل تلف کردن مال کسی یا آبروی کسی را بردن ،حق خدا هم هست زیرا خدا امر کرده است و آن فرد مخلوق خدا است و کسی حق ندارد به مخلوق خدا بی احترامی کند. پس حق الناسی نوعی تمرد از خدا و ضایع کردن حق خدا هم هست . بخاطر همین حق الناس مهمتر است .

پیامبر فرمود :مفلس کسی است که در عرصه ی قیامت با اعمال خیر می آید و در مرصاد (گردنه ی) وقتی می خواهد طلبکارانش را راضی کند آنها می گویند که باید اعمال خیر خودت را به ما بدهی . اگر اعمال خیر او تمام شد از بدهی های طرف بر می دارند و به دوش او می گذارند، این مفلس و ورشکسته ی واقعی است.

حق الناس علاوه بر قیامت در دنیا هم عقوباتی دارد . بعضی از ظلم ها در دنیا بسرعت پاسخ داده می شود .

امام صادق(ع) می فرماید: از ظلم کردن به کسی که جز خدا یاوری ندارد بترس زیرا عقوبت آن سریع دامن شما را می گیرد .

 

عالمی در زمان ناصر الدین شاه نقل می کند که قحطی شده بود و جوان یهودی به نانوا التماس می کرد که نانی به او بدهد . نانوا او را کشید و به طرف تنور برد و مقداری سنگ ریزه های داغ را بر پشت گردن او ریخت . جوان سوخت و نفرین کرد و رفت .

مدتی بعد خود نانوا فریاد می زد که سوختم و وقتی او را گرفتند، دیدند که تا پایین گردن او تاول های بزرگی زده است. دکتر گفت که جوان یهودی را بیاورید. به او گفتند که هر چقدر پول بخواهی به تو می دهیم تا تو از نانوا بگذری  .

جوان گفت: آن حالی که من آن موقع داشتم و نفرین کردم الان ندارم که برای او دعا بکنم تا موثر باشد . چند ساعت بعد نانوا از دنیا رفت . البته تمام ظلم هایی که در دنیا می شود حتما جزایش در همین دنیا است. این کلیت ندارد . دنیا، دنیای عمل و عکس العمل است .

اینجا عالمی است که اگر شما بزنید، می خورید زیرا خدا حسیب است .

حسیب بودن خدا به این معنا است که هیچ عملی رها و مهمل نمی ماند .پس هر عملی عکس العملی دارد ولی الزما عکس العمل آن در این دنیا نیست . بخشی از عالم وجود دنیا است ولی بخش مهمتر عالم وجود، آخرت است .

پاداش و کیفر هر عملی همین الان هست ولی زمان آن مشخص نیست و بدست خدا است . ممکن است که بنظر ما عملی کوچک باشد ولی پیش خدا ظلم بزرگی بحساب بیاید. پس استاندارد این اعمال دست ما نیست .خدا مهلت می دهد ولی کار را مُهمل نمی گذارد .

حضرت امیر می فرماید : ممکن است که خدا به ظلم و مظلوم مهلت بدهد ولی خدا این ظلم را رها نمی گذارد که گم بشود.

ما به آخرت اعتقاد داریم. صدام هزاران نفر را کشت و به شهادت رساند. این عالم فقط ظرفیت یک بار کشتن صدام را داشت. ولی عالم آخرت این ظرفیت را دارد . مثلا کسی ظلمی می کند و همان موقع از دنیا می رود .او در این دنیا چیزی نمی بیند .

در روایت داریم: ظلم کردن باعث بی برکت شدن رزق ی شود. وقتی شما حق کسی را می خورید، در عالم وجود رزق، حق شما هم خورده می شود و رزق شما کم می شود.

پس ممکن است که فردی چند شیفت کار کند ولی در زندگی اش به آرامش  نمی رسد و چاله های زندگی اش زیاد است.

من از حرم امام رضا (ع) سوار تاکسی شدم . او فردی را سوار کرد و پول زیادتری از او گرفت . طرف متوجه شد ولی به روی خودش نیاورد و پیاده شد. راننده تاکسی به من گفت که من خیلی کار می کنم ولی دخلم به خرجم نمی رسد . آیا ذکری هست که من بگویم ؟ من به او گفتم :اگر شما ظلم نکنی، روزی ات زیاد خواهد شد و نیازی به ذکر نیست .

ظلم چاله ای در زندگی انسان درست می کند که با اشک، ریاضت ،گریه و توسل پر نمی شود. ما باید ظلم را جبران کنیم .

پیامبر فرمود : اگر کسی چیزی از حقوق برادر مومنش را ضایع بکند خدا برکت رزق را از او می گیرد مگر اینکه توبه بکند و آنرا جبران بکند .

مثلا در غیبت ، اگر غیبتی شده است که به گوش او نرسیده است و اگر من به او بگویم، کدورت پیش می آید پس لازم نیست که من به او بگویم.

حق الناس در مسائل مالی ،جانی و آبرویی است .

یکی دیگر از آثار دنیایی ظلم کردن و حق الناس این است که دعای انسان پذیرفته نمی شود. مانع استجابت دعا ، اعمال ما است .

امام صادق (ع) فرمود : اگر کسی می خواهد دعایش برآورده بشود کسب حلال داشته باشد و گردنش را از مظالم بیرون آورده باشد.

دعای هیچ عبدی بالا نمی رود در صورتی که مال حرام خورده باشد یا ظلمی به کسی کرده باشد. معصومین روی حق الناس خیلی تاکید کرده اند . امام حسین (ع) در روز عاشورا به یارانش گفت که اگر کسی حق الناسی بر گردنش است ،از میان ما برود. پیامبر فرمود : اگر کسی از ما برود و برگردنش دینی باشد با شهادت آن دین جبران نمی شود.


امام باقر (ع) می فرماید : اولین قطره ی خون شهید گناهان او را پاک می کند مگر دین های او .


بعضی ها استدلال می کنند که ما فردی را که به ما ظلم کرده است نمی بخشیم تا در روز قیامت از حسنات او بردارند و به حسنات ما اضافه بشود . آیا این استدلال درست است ؟

به گفته ی قرآن معیار رفتن به بهشت داشتن قلب سلیم و دل پاک است . اگر ما حالتی داشته باشیم که بخواهیم کینه ای از کسی در دل مان بپرورانیم ممکن است که صلاحیت رفتن به بهشت خودمان را منتفی بکنیم .

ما فکر نکنیم که با گرفتن چند تا حسنه از دیگران در قیامت بارمان سنگین تر می شود زیرا ما خودمان هم بدهکار کس دیگری هستیم. امام صادق (ع) می فرمایند :ببخشید تا شما را هم ببخشند . کسی که گذشت ندارد و می خواهد تلافی کند، خودش هم ظلم هایی کرده است که آن طرف ها هم او را نمی بخشند.

اگر در این دنیا انسان کسی را حلال بکند معنایش این نیست که فرد ظالم به بهشت می رود بلکه شما که گذشت کردی اهل گذشت هستی و دلت صاف است و صلاحیت بهشتی برای خودت درست کرده ای.

خدا ظلم های فردی که به تو کرده است حساب می کند . پس در حلال کردن دیگران ، بخش زیادی از آن، نصیب خود ما می شود.

در روایت ما توصیه شده است که از یکدیگر بگذرید. شما کار را به خدایی بسپارید که عادل است . یک قسمت حق الناس در مسائل مادی است. مثلا تلف کردن مال دیگری و همه این موارد را می دانیم .یک قسمت آن آبرو بردن دیگران است. اگر کسی از دیگری قرضی گرفته است و می تواند آنرا پرداخت کند و معطل می کند این کار دزدی است .

مثلا در مورد مهریه حق زن است و می تواند مطالبه بکند. اگر مرد در زمان حیاتش یا بعد از فوت ( یعنی وصیت نکند که حق زن را بدهند ) آنرا نپردازد ، این بر گردن مرد می ماند و حق الناس است و این هم نوعی دزدی است .

اگر بعضی از وارثین وصیت میت را نسبت به ثلث رعایت نکنند این نوعی دزدی است یا این که یک ورثه نسبت به دیگران اجحاف بکند ، این هم نوعی دزدی است.  حالا اگر به عمر کسی دیگری لطمه بزند چه می شود ؟ مثلا معلمی دیر به سر کلاس بیاید یا کارمندی دیر سر کار بیاید یا در اداره می تواند کاری را تسهیل بکند ولی او را به قسمت های دیگر ارجاع بدهد و وقت او را تلف کند، این هم حق الناس و دزدی است . حضرت امیر گاهی اوقات به در دارالاماره  می نشست تا وقتی کسی با ایشان کار دارد تا داخل نیاید که وقتش تلف بشود.

پس تلف کردن حق مردم هم حق الناس است . مثلا آسیب های جسمی یا روحی به دیگران زدن یا آلودگی های صوتی که در شهر ایجاد می شود یا بوق زدن های غیر وقت یا در هنگام استراحت مردم یا بوق زدن های غیر متعارف کاروان عروس در شهر یا آلودگی های زیستی مثل سیگار کشیدن در محیط های بسته، اینها حق الناس است و حرام است .

مثلا فردی بیماری دارد که مسری است و مراقبت نمی کند و دیگران هم از او می گیرند . این از موارد حق الناس است.

پیامبر روبروی خانه ی کعبه ایستاده بود و فرمود : ای کعبه حرمت تو خیلی بالا است ولی حرمت آبروی مومن از تو بالاتر است. زیرا خانه ی کعبه خودش محترم است ولی مومن مال، جان و آبرویش محترم است و باید رعایت بشود.

در این رعایت ها است که مسلمانی پیدا می شود.

امام صادق (ع) می فرمایند : به طول رکوع و سجود فرد نگاه نکنید ،اگر می خواهید مسلمانی بودن فردی را بدانید، ببینید امانت داری او چطور است و کارهایی که بر عهده اش است خوب انجام می دهد یا خیر .

خوب است که انسان به یک اصولی پایبند باشد و حق دیگران را رعایت کند .کاروانی به سمت کربلا می رفت و دچار راهزنان شد. یکی از اهالی کاروان فرار کرد و از تپه ها بالا رفت و چادرهایی را دید و به پیرمردی رسید و گفت که من می خواهم اموالم را به امانت نزد تو بگذارم .پیرمرد قبول کرد . در همان موقع دزدها به طرف چادر پیرمرد آمدند. و اموال دزدیده شده را در چادر او گذاشتند. معلوم شد که او رئیس دزدها بوده است.

فرد خواست فرار کند ولی رئیس دزدها فریاد زد که چرا مال خودت را نمی بری؟ زیرا تو آنرا نزد من به امانت سپردی . درست است که ما دزدی می کنیم ولی یک جایی آنرا رعایت می کنیم . خوب است که انسان به اصولی پایبند باشد.

کتاب احکام حق الناس نوشته ی محمد اکبری و کتاب حق الناس نوشته ی علی محمدحیدر نرافی ، کتاب های خوبی برای مطالعه در مورد حق الناس است .

دچار حق الناس شده ام ، چگونه جبران کنم؟

جبران حق الناس با استغفار؟

مردم گمان می کنند حق الناس فقط از دیوار مردم بالا رفتن یا دست در جیب مردم کردن است، غافل از آنکه حق الناس بسیار ریز است.

زندگی های امروز را که نگاه می کنیم می بینیم که سرشار است از افراط و تفریط های بی مورد. مثلاً اگر عده ای از مردم آنقدری كه برای نجس و پاكی، ادای مخرج اذکار آن هم خارج از توان، وسواس دارند كمی هم به حق الناس اهمیت می دادند، مشکلات خیلی کم می شد. در حالی كه اسلام ، طهارت و نجاست را آسان گرفته و مردم بر خود سخت می گیرند؛ اما به حق الناس ، بسیار اهمیت داده ، ولی مردم آنها را ساده می گیرند.

معمولا مردم گمان می کنند حق الناس فقط از دیوار مردم بالا رفتن یا دست در جیب مردم کردن است، غافل از آنکه حق الناس بسیار ریز است مانند:

خدای متعال راهی برای مؤمنین گشوده تا در بن بست گرفتار نباشند. مثلا اگر مال کسی را ضایع کرده ایم، می توانیم با اجازۀ حاکم شرع، این مال را به جای آن شخص صدقه بدهیم تا در قیامت با پرداخت ثواب صدقه به کسی که مالش ضایع شده، رضایت او را کسب کنند.


ماشینش را جایی پارک می کند که مزاحمت برای مردم است.
 جلوی ماشین ها می پیچد.
بدون دلیل بوق می زند.
دزدگیر ماشینش را شب ها  حالتی می گزارد که اگر پرنده ای هم روی آن نشست صدا کند.
پول کالا را به بیشتر رند می کند مثلا شده هزار و نهصد تومان می گوید دو هزار تومان.
عابر پیاده از چراغ قرمز می گذرد.
از پله های آپارتمان چنان می دود که همسایه ها اذیت می شوند.
در منزل را طوری می بندد که همه از خواب بیدار شوند.
کالای تاریخ گذشته یا بی کیفیت می فروشد.
امام جماعتی که دیر می آید.
صدای آهنگ یا حتی مداحی و قرآنش از مغازه یا منزل بلند است و دیگران را اذیت می کند.
در کتابخانه صحبت می کند و باعث آزار دیگران می شود.
در اداره از وقت مردم می زند و نماز مستحبی یا کتاب یا ... می خواند.
حرفی می زند كه باعث ناراحتی دیگران می شود و ...
اینها بسیار ظریف است. اگر این مسائل كوچك و ظریف دقت نشوند نتیجه این خواهد شد که كم كم، تخم مرغ دزد، 3 هزار میلیارد شتر اختلاس می كند.
 

حق الناس هم اقسامی دارد

حق الناس را می توان به دو دسته تقسیم کرد. حق الناس مالی و غیر مالی. کسی که حقی یا مالی را از دیگران ضایع کرده باشد، نخست باید از این گناه بزرگ توبه کند ، و از خدا عذر خواهی نماید. زیرا در درجه اول قانون خدا نا دیده گرفته شده، یعنی اول حق الله ضایع شده، سپس حق الناس. پس از توبه و استغفار، جبران حق الناس واجب است، مالی باشد یا غیر مالی.
 

آیا حق الناس را می توان با استغفار جبران کرد؟

1- هر حق الناسی، حق الله هم محسوب می شود. علتش هم این است که وقتی انسان (مثلا) غیبت می کند. علاوه بر آن که آبروی دیگران را می ریزد، از اطاعت دستور الهی هم سرپیچی کرده است. بنابراین کسی که حق الناس کرده، علاوه بر آن که باید رضایت صاحب حق را کسب کند، باید با دعا و استغفار، رضایت خدای متعال را هم جلب نماید.
۲ ـ راه ادای حق الناس، در اساسی ترین گام، طلب رضایت از خود شخصی است که حقش ضایع شده است. بنابراین اگر مال کسی را برده باشیم، معنایی ندارد که بخواهیم با پرداخت صدقه، رضایت صاحب مال را کسب کنیم! یا اگر آبروی کسی را برده باشیم، معنایی ندارد که بخواهیم با صرف استغفار، حق او را ادا کرده باشیم! 
۳ ـ گاهی اوقات، بنا به هر دلیلی امکان رضایت گرفتن از شخصی که حقش ضایع شده وجود ندارد.
* آن شخص برای ما مجهول است و وی را نمی شناسیم؛
* آن شخص را می شناسیم، اما نمی دانیم کجاست؛
* به علت غفلت یا فراموشی، متوجه ضایع شدن حق دیگری نیستیم؛ 
در این صورت، خدای متعال راهی برای مؤمنین گشوده تا در بن بست گرفتار نباشند. مثلا اگر مال کسی را ضایع کرده ایم، می توانیم با اجازۀ حاکم شرع، این مال را به جای آن شخص صدقه بدهیم تا در قیامت با پرداخت ثواب صدقه به کسی که مالش ضایع شده، رضایت او را کسب کنند.

در برخی موارد، کسب رضایت، موجب بروز مفسده است. در چنین صورتی در امور غیر مالی، می فرمایند برای او استغفار کنید. مثلا غیبت کسی را کرده ایم و اگر بخواهیم حلالیت بطلبیم، موجب بروز کینه و کدورت، یا قطع ارتباط می شود.


یا این که اگر آبروی او را برده ایم، برای او طلب استغفار کنیم و از خداوند بخواهیم که دلش را نسبت به ما نرم کند. همۀ ما ممکن است حقوق افرادی را ضایع کرده باشیم و خبری از آن نداشته باشیم. راه جبران چنین ظلمی آن است که در امور مالی، به مقداری، رد مظالم بدهیم. و در امور مالی، در دعا و مناجات خود از خدای متعال بخواهیم که اگر حقی از کسی ضایع کرده ایم، خدای متعال دستگیرمان باشد و با نرم کردن دل آن شخص نسبت به ما کاری کند تا ما را حلال کند. 

در برخی موارد، کسب رضایت، موجب بروز مفسده است. در چنین صورتی در امور غیر مالی، می فرمایند برای او استغفار کنید. مثلا غیبت کسی را کرده ایم و اگر بخواهیم حلالیت بطلبیم، موجب بروز کینه و کدورت، یا قطع ارتباط می شود. 

در امور مالی هم می فرمایند به هر صورتی که شده مال را به او برگردانید. هر چند در قالب شخصی ناشناس باشد. در این صورت می توانیم مال را به حساب آن شخص واریز کنیم یا به شخص ثالثی بدهیم تا به گونه ای به او برساند.

چگونه اثرات حق‌الناس را از خود دور کنیم

حق‌الناس ممکن است معنوی باشد یا مادی، اگر معنوی است باید جبران کرد به این نحو که: در مراجعه به فرد او را از کار زشت خود مطلع می‌کنیم و از او طلب حلالیت می‌کنیم، مثلاً اگر غیبت و بدگویی او را کرده‌ایم، از وی حلالیت می‌طلبیم و تا جایی که امکان دارد و در توان ماست، کمر همت در عیب‌زدایی او می‌بندیم.

حقوق ناشی از گناه که بر گردن عمال گناه قرار می‌گیرد را می‌توان در سه گروه جای داد: 1-حق‌الله: مانند شخصی که نماز را عمداً ترک گوید. 2- حق‌النفس: مانند شخصی که سیگار می‌کشد، هر چند هر گناهی که در دایره حق‌النفس قابل بخشش نیست و این از فضل خداست که کسی را مورد عفو قرار دهد، چرا که خداوند فرموده است: «وَلاَ تُلْقُواْ بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَه»؛ خود را به دست خود به هلاکت نیفکنید، 3- حق‌الناس: مانند ظلم در جان،‌مال و آبروی دیگران.

مرصاد کجاست؟

قرآن مرصاد را این گونه معرفی می‌کند: «إِنَّ رَبَّکَ لَبِالمِرصادِ» به یقین پروردگار تو در کمینگاه است، امام صادق(ع) ذیل این آیه چنین فرموده است: پلی است بر صراط که هیچ بنده‌ای که بدهکار است (و حقوق مردم بر گردن اوست) از آن نگذرد.

و در روایت داریم که اگر شهید هم حق‌الناس به گردن داشته باشد، پشت در بهشت متوقف می‌شود تا آن را ادا کند،  این حق‌الناس اثر وضعی در زندگی دارد، فرد در رسیدن به اهداف مادی و معنوی با دشواری روبرو می‌شود، پیشرفت و ترقی یا حاصل نمی‌شود یا به کندی صورت می‌پذیرد، این‌ها گوشه‌ای از اثرات حق‌الناس است.

چگونه اثرات حق‌الناس را از خود دور کنیم؟

حق‌الناس ممکن است معنوی باشد یا مادی، اگر معنوی است باید جبران کرد به این نحو که: در مراجعه به فرد او را از کار زشت خود مطلع می‌کنیم و از او طلب حلالیت می‌کنیم، مثلاً اگر غیبت و بدگویی او را کرده‌ایم، از وی حلالیت می‌طلبیم و تا جایی که امکان دارد و در توان ماست، کمر همت در عیب‌زدایی او می‌بندیم، البته اگر خوف مفسده در طرح چنین موضوعاتی باشد، گفتن آن جایز نیست و تنها باید برای او استغفار کرد.

راه‌های شناسایی طلبکار و ادای دین

اما حق‌الناس شکل دیگری دارد که به مسائل مالی و اقتصادی مربوط می‌شود، فرد بدهکار قصد پرداخت بدهی خویش را دارد، او در شناسایی طلبکار و تشخیص میزان بدهی با 4 حالت مواجه است:

1-فرد را می‌شناسد و به او دسترسی دارد و مبلغ بدهی را می‌داند، در این فرض به او مراجعه می‌کند و با پرداخت بدهی، خود را بری‌الذمه می‌کند،‌گاهی بدهی مربوط به چندین سال قبل است و نرخ امروز آن ارزش چندانی ندارد، مثلاً 1000 تومان در 20 سال پیش مقروض بوده و الان قصد پرداخت دارد! آیا می‌توان گفت حق طلبکار همان 1000 تومان است؟! در این شرایط به مرجع خود مراجعه کند تا تکلیف آن را مشخص کند.

2-فرد را می‌شناسد و به او دسترسی دارد، اما مبلغ بدهی را نمی‌داند، در این فرض به او مراجعه می‌کند، شاید طلبکار در ذهن داشته باشد، اما اگر او هم فراموش کرده بود، آن مقدار را که اطمینان دارد و یا نزدیک به یقین است به او می‌پردازند، در این حالت تراضی طرفین شرط است، البته به معنای فشار بر بدهکار نیست که چون حالا مدتی گذشته است و دیرکرد داشته است و چون مجبور به اخذ و جلب رضایت است، پس طلبکار هر گونه خواست بتازد، در تمام موارد رعایت انصاف از سوی طرفین زیبنده و مرضی رضای خداوند است.

3-فرد را نمی‌شناسد (جایش را نمی‌داند) و مبلغ را می‌داند، در این صورت باید رد مظالم کند، یعنی از طرف طلبکار صدقه دهد،‌ بهتر است صدقه را به افراد مختلف بدهد، یعنی اگر قرار است 5000 تومان بدهد،‌آن را به یک نفر ندهد، بلکه میان پنج نفر تقسیم کند.

4- فرد را نمی‌شناسد (جایش را نمی‌داند) و مبلغ را هم نمی‌داند، بهتر است به قدری که اطمینان حاصل شود،‌ بیش از میزان بدهی بوده است و یا لااقل در حد برابر با دین بوده است رد مظالم کند.

روایت است اگر طلبکار وارد شد و در حال نماز بودید، باید نماز را شکسته و بدهی او را بپردازید، اما اگر بدهکار توانایی ادای دین و پرداخت بدهی را نداشت چه کند؟ توکل بر خدا کند و نیت انجام این کار (پرداخت دیون) را داشته باشد، إن‌شاءالله گشایش حاصل شود و خداوند به واسطه نیت پاک این شخص او را از درگاه فضل خویش مورد کرم قرار خواهد داد.

دیدگاه قرآن و امامان درباره موجودات فضایی - دیدگاه اسلام درباره فرازمینی ها


یا الله - اللهم صل علی محمد و آل محمد - بسم الله الرحمن الرحیم

 



خداوند متعال از روز ازل، یعنی از بی نهایت سال قبل، مخلوق دارد، و از همان ازل، موجودات هوشمند و مکلّفی بوده اند؛ که خدا را عبادت نموده اند؛ اکنون نیز در سیّارات فراوانی چنین موجوداتی هستند؛ و در آینده و تا بی نهایت سال بعد هم چنین خواهد بود. هیچگاه عالم خلقت از موجود مکلّف خالی نبوده، نیست و نخواهد بود. نسل آدم(ع) روزی منقرض خواهد شد. امّا نسل هزاران آدم دیگر در سایر کرات، همچنان خواهند بود. این، آن حقیقتی است که از احادیث اهل بیت(ع) استفاده می شود.
 طبق قواعد عقلی، و نیز طبق بیان اهل بیت(ع)، در عوالم و کرات مسکونی دیگر نیز هادیان الهی وجود داشته اند و وجود دارند؛ امّا اینکه آیا در آنجا هم امام غایبی خواهد بود یا نه؟ چندان معلوم نیست. بلکه در برخی روایات تصریح شده که موجودات برخی از این عوالم، مطیع هادیان خود هستند و معصیت نمی کنند. لذا با تکیه بر این گونه روایات می توان گفت که لا اقلّ در برخی از آن عوالم، جریان دین و دینداری، با زمین ما تفاوتهایی دارد. همچنین در برخی روایات آمده که مردم آن عوالم، خبری از شیطان ندارند.
پس بی گمان خداوند غیر از موجودات و آفریده هایی که می شناسیم آفریده های دیگری نیز دارد که ما هیچ گونه شناختی از آن ها نداریم و تنها به علم اجمالی و به نصهای قرآنی می دانیم که موجودات و آفریده های دیگری نیز وجود دارد.
یکی از بهترین منابع برای جستجو جهت امکان این امر کلام الله مجید است که به تعبیر قرآن کریم «تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ» نازل شده است.
مثلا خداوند در قرآن کریم می فرماید: «هر چه در آسمان ها و زمین است از جنبندگان و ملائکه، بدون هیچ تکبّر تسلیم و خاضع در برابر پروردگارند» (فصلت/11). بنابراین اصل وجود موجوداتی در آسمان ها (کرات دیگر) مورد تأیید قرآن است، گرچه جزئیات آن برای ما مکشوف نیست.
در برخی از روایات آمده که غیر از منظومه شمسی، منظومه های دیگری هست که در برخی از کرات آنها، موجودات زنده ای وجود دارند. ظاهربرخی از آیات قرآن نیز چنین است؛ مثلاً در آیه 29 سوره ( ( شوری ) ) می فرماید: ( ( ومن آیاته خلق السموات والارض و مابث فیهما من دابه؛ و ازنشانه های او است آفرینش آسمان ها و زمین و آنچه از جنبندگان در آن دوپراکنده ساخته است ) ). چنان که مشاهده می شود، در این آیه یکی ازنشانه های خداوند، آفرینش و پراکندن جانداران در زمین و آسمان ها قلمداد شده است. ] کلمه «دابه» و کلمه «فیهما» صریحاً می گویند، جنبندگان و موجودات زنده منحصر به کره زمین نیستند، بلکه در آسمانها و کرات عالم بالا نیز جنبندگان و موجودات زنده ای وجود دارد.
  موجودات هوشمند فرازمینی از منظر مفسران قرآن 
قرآن کریم به آفرینش موجودات بی شماری در آسمان ها و زمین اشاره کرده است. در این میان، تعدادی از آن ها موجودات زنده اند که بخشی از آنها در خارج از زمین زندگی می کنند. برخی صاحب نظران با استناد به تعابیر قرآنی نظیر «دَابَّةُ»، «الْمَشَار ق وَ الْمَغَار ب »، «الْعَالَمِینَ»، «مَنْ فی السَّمَاوَاتِ»، «وَ السَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوج» وجود چنین موجودات زنده را در آسمان ها ممکن و حتی ضروری دانسته اند. اطلاق «دابّه» بر جنبندگان مادی، و اشاره قرآن به وجود مشرق ها و مغرب های متعدد از سویی، و اتصاف خداوند به پرودگار جهانیان بودن از سوی دیگر، برخی را بر این داشته است تا اشاره قرآن به حیات فرازمینی را به عنوان نظریه پردازی این کتاب مقدس طرح نمایند.
این پرسش که «آیا ما زمینیان تنها موجودات هوشمند جهان هستی هستیم» سؤالی است که از زمان های بسیار دور، ذهن دانشمندان و فلاسفه را به خود مشغول کرده است. اعتقاد به وجود حیات در بخش هایی از آسمان در آثار فیلسوفانی چون آناکسیماندر (. Anaximander) و دموکریتوس (. Dimokeritous (ریچارد، 1375: 11) مطرح شده است نشان دهنده قدمت این تفکر و اهمیت آن نزد فلاسفه باستان است. علاوه بر این، در برخی متون مذهبی ادیان کهن شرقی نیز به این مسئله اشاره شده است. (بوتلار، 1372: 232)
پس از اسلام و نزول آیاتی از قرآن که به نحوی به وجود موجوداتی خارج از زمین اشاره می کرد، این موضوع در بین مفسران و دانشمندان مسلمان نیز جای خود را باز کرد. سؤالاتی که از پیامبر و امامان و دیگر بزرگان صحابه در این زمینه پرسیده شده، شاهد این مدعاست.
  حیات در خارج از زمین از منظر علم
این مسئله که آیا زیست آلی در جای دیگری از جهان وجود دارد و اینکه آیا ممکن است تمدن ماورای زمینی وجود داشته باشد، موضوع مهمی برای دانشمندان و عموم مردم بوده است. با وجود چنین واقعیتی که هیچ موجود زنده ای در خارج از سیاره ما کشف نشده، علوم طبیعی جدید به قدری پیشرفت نموده اند که اکنون می توان این مسئله را بر مبنای علمی استواری بنیان نهاد. پژوهش هایی در این مورد به وسیله بیشتر فیزیک دانان و زیست شناسان فضایی و دانشمندانی که در زمینه های مرتبط فعالیت دارند، در دست اجراست
.به عقیده کیهان شناسان، احتمال وجود حیات در دیگر سیارات محدوده منظومه شمسی بسیار ضعیف است، زیرا عطارد و زهره بسیار سوزان و خفه کننده، مریخ سرد و مشتری و زحل در «آمونیک» و «متان» غوطه ورند، ولی این نوع داوری ها درباره کرات منظومه شمسی نیز چندان منطقی نیست، زیرا اگر خود را در یکی از این سیارات قرار دهیم، درباره زمین می گوییم: زمین از گاز کشنده اکسیژن احاطه شده است و نمی توانیم بفهمیم که چگونه ساختمان بدن انسان با اکسیژن سازگاری دارد.
   علل امکان وجود زندگی فرا زمینی
ابتدا به نظر می آید که اطلاعات علمی موجود، امکان پخش گسترده حیات هوشمند در جهان را کاملاً تصدیق می نماید؛ زیرا اولاً اگر موجودات زنده به طور طبیعی ضمن تکامل سیاره ما در زمین به وجود آمده اند، چنین تصوری منطقی است که تکامل مشابهی می تواند در اجسام فضایی دیگر از نوع زمین صورت گیرد.
ثانیاً کربن که اساس شیمیایی ماده زنده است، یکی از فراوان ترین عناصر در جهان است. علاوه بر اینکه به وسیله روش اخترشناسی مولکولی، ثابت گردیده سنتز مولکول های آلی پیچیده ـ که از آن حیات آلی می تواند به وجود آید ـ در توده های گاز و گرد و غباری که فضای بین ستاره ای را اشغال نموده اند، انجام می گیرد. ولی تمام این مطالب در قلمرو استدلال نظری است، به گونه ای که واقعیت این مسئله بسیار پیچیده تر است.
با پیشرفت علم در قرن اخیر، دیگر می توانیم پاسخ های روشن تری را درباره حیات و احتمال وجود آن در کیهان بیابیم. با احتساب شماره تخمینی سیارات عالم، دانشمندان محاسبه کرده اند احتمال اینکه ما تنها باشیم و به جز زمین در سراسر کائنات، نشانی از حیات نباشد یک در 100 میلیون است. بسیاری از دانشمندان، پیرامون وجود یا عدم زیست فرازمینی اظهارنظر کرده اند که به چند مورد از آنها اشاره می شود:
(آیزاک آسیموف به روسی. (Исаак Юдович Озимов
در کتاب اکتشافات قرن بیستم می نویسد: :
به خاطر نتایج و داده های صحیح سفر فضایی، ما باید به ستارگان دست یابیم. ما باید سیاراتی نظیر زمین را که به دور آنها می چرخند و بر روی خود دوست و دشمن، ابرمردها و هیولاها را حمل می کنند، پیدا کنیم. (آسیموف، 1361: 67)
ریچارد موریس هانت. Richard Morris Hunt
) با تشریح روند تکاملی جهان هستی، ایجاد حیات را لازمه این روند می داند و می نویسد:
در سال های اخیر رسم شده است که آفرینش زندگی را به عنوان مرحله ای در حیات کیهانی، مورد بررسی قرار می دهند. نخست کهکشان ها و سپس سیارات و ستارگان به وجود آمدند. این، شرایطی را به وجود می آورد که لازمه تشکیل مولکول های آلی پیچیده و در نهایت شکل گیری زندگی است. این تسلسل آن چنان اجتناب ناپذیر به نظر می رسد که تصور عدم امکان وجود زندگی، دشوار است. همان طور که کارل ساگان بیان می کند: ظاهراً علت وجود زندگی، در بطن قوانین شیمیایی جهان نگاشته شده است. (ریچارد، 1375: 162)
موریس بوکای نیز امکان اختصاص حیات به زمین را بسیار ضعیف دانسته و می نویسد:
100میلیارد ستاره در کهکشان راه شیری وجود دارد و کهکشان ما یک کهکشان از میلیاردها کهکشان است.
در کهکشان ما، احتمالاً باید نیمی از 100 میلیارد ستاره، مانند خورشید، دارای منظومه های سیاره ای باشند، زیرا این 50 میلیارد ستاره، مانند خورشید حرکت دورانی کندی دارند، خصوصیتی که آدم را وامی دارد تا فکر کند سیاراتی حول آنها وجود دارند. دوری این ستارگان چنان است که سیارات تابع دیدنی نیست، اما وجود آنها، درنتیجه برخی مختصات مسیر، محتمل است. یک تموج ضعیف مسیر ستاره می تواند نشانه حضور سیاره ای همراه باشد. .. ازاین رو، منظومه های سیاره ای با وضوح تمام، به وفور در جهان پراکنده اند. منظومه شمسی و زمین یگانه نیست. .. و درنتیجه، زندگی همانند سیاراتی که به آن پناه می دهند، در تمام جهان، آنجاهایی که شرایط لازم برای شکفتن و بسط یافت می شود، پخش گردیده است. (بوکای، 1365: 198)
 مفسران چه تفاسیری از این قبیل آیات داشته اند؟
علامه طباطبائی (رحمه الله) در مورد آیه مذکور می فرماید: ظاهر آیه این است که در آسمانها خلقی از جنبندگان (دواب) مثل روی زمین وجود دارد و اگر کسی بگوید که منظور از جنبندگان آسمان ملائکه هستند مردود است چرا که کلمه «دواب» بر ملائکه اطلاق نشده است.
آیت الله مکارم شیرازی معتقد است: «کلمه «دابة» شامل موجودات ذره بینی تا حیوانات غول پیکر می شود. .. و این آیه دلالت بر وجود انواع موجودات زنده در آسمان ها دارد گر چه هنوز دانشمندان به صورت قاطعی در این زمینه قضاوت نمی کنند. و سر بسته می گویند در میان کواکب آسمان به احتمال قوی ستارگان (سیاره های) زیادی هستند که دارای موجودات زنده اند ولی قرآن با صراحت این حقیقت را بیان می دارد که در پهنه آسمان نیز جنبندگان زنده فراوانی وجود دارد.
زمخشری در تفسیر خود می گوید: بعید نیست در آسمان ها حیواناتی که بر روی زمین راه می روند آفریده شده باشد. فخر رازی هم بعید نمی داند که خدا در آسمانها انواعی از حیوانات را آفریده باشد که مانند مردمان روی زمین (در آسمان ها) راه بروند. فیض کاشانی نیز گرچه به صراحت به عقیده وجود موجودات فرازمینی با توجه به آیه ذکر شده اشاره ای ندارد اما ریشه واژه «دابة» را دارای معنای حرکت جسمانی می داند. سپس ادامه می دهد که ملائکه دارای حرکت جسمانی نیستند؛ بنابراین او معتقد است که دابة چیزی است غیر از فرشتگان یعنی جن یا موجودی غیر از آن.
آیت الله نوری همدانی نیز با ذکر این نکته که اخیراً برخی از دانشمندان فضایی شوروی اعلام کردند که در کهکشان ما دست کم ۱۰۰۰ میلیون کره قابل زندگی وجود دارد. می نویسد: جالب اینکه از این موضوع مهم در حدود چهارده قرن قبل قرآن مجید با صراحت خبر می دهد» و سپس به آیه (شوری/ ۲۹) استدلال کرده و دو نکته از آن برداشت می کند: در آسمان ها نیز مانند زمین موجودات زنده وجود دارد. هر موقع که مشیت خدا اقتضا کند سکنه کرات آسمانی و زمین با یک دیگر ملاقات خواهند کرد.
آیت الله قرشی با قاطعیت از آیه مذکور دلالت بر وجود موجودات در کره های آسمانی را می فهمد. او می نویسد: ضمیر «فِیهِما» به آسمانها و زمین راجع است و با قاطعیت تمام روشن می شود که در آسمانها جنبندگانی آفریده و پراکنده شده اند و از جمله «عَلی جَمْعِهِمْ إِذا یشاءُ قَدِیرٌ» به دست می آید که روزی میان اهل زمین و آنها ارتباط بر قرار خواهد شد. اگر منظور از جمع، رسیدن آنها به یکدیگر باشد.
یکی دیگر از آیات معروفی که از آن برای اثبات وجود موجودات فرازمینی استفاده شده است، «الحمد لله رب العالمین»(فاتحه/۲) است. جمع نمودن کلمه «عالم» با «بن» نشانه ذوی العقول بودن آن است. برخی مفسران مقصود از عالمین را جهان جن، جهان انس، جهان آب و. .. دانسته اند که هر کدام جهانی مستقل از دیگری هستند. اما علامه طباطبایی معتقد است که این کلمه هم بر تک تک افراد عالم دلالت دارد هم نوع نوع آنها.
اینجاست که می توان تعبیر قرآن در برخی موارد که فرموده است «مشارق و مغارب» را تأییدکننده جهان های مختلف و متعدد بداند و اینکه خورشیدهای متعددی در مکان های مختلف در بین کهکشان ها وجود دارد که منشأ جهان هایی مانند کره زمین خواهند بود.


 آیاتی از قرآن کریم که وجود موجودات فضایی را اثبات می کنند
 آیاتی از قرآن کریم با صراحت عنوان می کنند که در کرات دیگر هم موجوداتی مانند انسان و حتی حیوانات و گیاهان وجود دارند که البته احادیث و روایات هم این امر را تأیید می کنند.
در اینجا آیاتی از قرآن و نیز احادیث و روایاتی که وجود حیات بر سیارات دیگر را تأیید کرده اند با هم مرور می کنیم:
1 - آیه ۴۲ سوره نور، وَ لِله ملک السموات و الارض و الی الله المصیر
و (بدانید که) ملک و پادشاهی آسمانها و زمین خاص خداست و بازگشت (همه خلایق) به سوی خداست.
2 - آیه ۴۴ سوره الاسراء، تسبح له السموات السبع والارض و من فیهن و ان من شی ء الایسبح بحمده و لکن لاتفقهون تسبیحهم انه کان حلیماً غفورا.
آسمانهای هفتگانه و زمین و هر کس که در آنهاست او را تسبیح می گویند و هیچ چیز نیست مگر اینکه در حال ستایش تسبیح او می گوید ولی شما تسبیح آنها را درنم ی یابید به راستی که او همواره بردبار [و] آمرزنده است.
3 - آیه ۲۴ سوره الشعراء، قال ربُّ السموات و الارض و ما بینهما ان کتم موقنین.
موسی جواب داد: خدای آسمانها و زمین است و آنچه ما بین آنهاست، اگر به یقین باور دارید.
در آیات نام برده ملاحظه میکنید که شباهت این موجودات زنده از شکل آیات کاملاً مشهود است، آیاتی هم دلالت بر این دارند که انسان های بر روی زمین و کرات دیگر هم زمان دچار حوادث هولناک روز قیامت خواهند شد.
4 - آیه ۲۵ سوره نمل، الا سیجدو ا لله الذی یخرج الخب، فی السموات و الارض و یعلم ما تخفون و ما تعلنون
چرا برای خداوندی سجده نمی کنند که آنچه را در آسمانها و زمین پنهان است خارج ( و آشکار ) می سازد، و آنچه را پنهان می دارید یا آشکار می کنید می داند؟!
5 - آیه ۶۳ سوره الزمر، له مقالید السموات و الارض والذین کفرو ابایات الله او لئک هم الخاسرون.
کلیدهای آسمانها و زمین از آن اوست و کسانی که به آیات خداوند کافر شدند زیانکارانند.
این گزارش حاکی از آن است که چون روز قیامت به انسان ها و عقاب و ثواب آن ها تعلق دارد لذا حوادث هولناک آن از قبیل ترس و خوف و بیهوش شدن انسان ها را شامل می شود و فرشتگان از این قاعده مستثنی هستند.
به علاوه اگر منظور از ساکن آسمان ها فرشتگان باشند لازم می آید که منظور از سماوات، کرات، آسمانی نباشند بلکه همان هفت آسمانی باشند که دارای مراتب معنوی و رتبی هستند، در حالی که با توجه به قرائن فراوان در قرآن مجید هر جا «سماوات» با «ارض» کنار هم آمده اند، منظور آسمان های سیارات دیگر هستند.
6 - آیه ۲ سوره رعد، الله الذی رفع اسموت بغیر عمد ترون ها ثم استوی علی العرض و سخر الشمس والقمر کل یجری لاجل مسمی یدبر الامریفصل الایات العلکم بلقاء ربکم توقنون.
خداوند همان کسی است که آسمان ها را بدون ستون هایی که برای شما دیدنی باشد برافراشت، سپس به عرش استیلا یافت: خورشید و ماه را مسخر اراده خود ساخت، که هر کدام در وقت خاص به گردش در آیند، امر عالم را با نظامی محکم و آیات قدرت را با دلایلی مفصل منظم ساخت، باشد که شما به ملاقات پروردگار خود یقین کنید.
در این آیه منظور از ستون ها، نیروی جاذبه بین کرات است. به چند حدیث که موارد مذکور را تایید می کنند توجه نمایید:
7 - آیه ۱۵ سوره ق، افعیینا بالخلق الاول بل هم فی لبس من خلق جدید.
مگر ما از آفریدن بار نخست عالم خسته شدیم؟ نه همه این حرفها را می دانند ولی نسبت به خلقت جدید در قیامت شک دارند.
 (و آیات دیگر که می اید یا برای رعایت اختصار همه آنها را نمی آوریم.).
آیا روایاتی در تایید موجودات فرازمینی داریم؟
1 - در کتاب توحید و حصال روایتی است از جابر بن یزید که از امام باقر (ع) در مورد آیه ۱۵ سوره «ق» پرسید، حضرت فرمودند: ای جابر آیا گمان می کنی که خدا فقط این عالم واحد، کره زمین را خلق کرده و آیا فکر می کنی که او به جز شما بشری نیافرید به خدا قسم که خداوند هزار هزار عالم و هزار هزار آدم بیافرید که تو آخرین ایشان هستی و اینان نیز آدم اند.
 2 - امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید:
هذِهِ النُّجُومُ الَّتی فی السَّماءِ مَدائِنُ مِثلُ المَدائِنِ الَّتی فی الأرضِ مَربُوطَهٌ کُلُّ مَدینَةٍ اِلی عَمُودٍ مِن نُورٍ
این ستارگانی که در آسمان هستند شهرها (و آبادی هایی) همچون شهرهای زمینند، هر شهری از آنها با ستونی از نور (با شهرهای دیگر) پیوسته است.
سفینة البحار، جلد ۳، صفحه ی ۵۷۴
ماده « نجم» از تفسیر علی بن ابراهیم نقل می کند. ( هذه النجوم فی السماء مدائن مثل المدائن التی فی الارض مربوطة کل مدینة الی عمود من نور. )
شرح کوتاه آیت الله مکارم شیرازی: بسیار خودخواهانه است که تصور کنیم تنها کره مسکونی جهان، کره زمین ماست و میلیون ها میلیون کرات آسمانی همه بایر و خاموش و خالی از سکنه اند. دانشمندان امروز با محاسباتی که روی وجود شرایط حیات و زندگی در کرات آسمانی کرده اند قطع دارند که میلیون ها یا صدها میلیون از این کرات دارای ساکنانی هستند که به احتمال قوی بسیاری از آنها تمدن هایی پیشرفته تر و به مراتب عالی تر از تمدن ساکنان زمین دارند زیرا آغاز حیات در آنها هزاران یا میلیون ها سال قبل از کره زمین بوده است. حدیث بالا یکی از معجزات علمی امیر مومنان است که چهارده قرن پیش بیان فرموده است.
3 - روایتی از امام صادق (ع) هم وجود دارد که می فرماید: خدا دوازده هزار عالَم دارد که هر عالَمی بزرگتر از هفت آسمان و زمین است. هیچ عالَمی نمی داند که عالَم دیگری غیر از آنها وجود دارد. این روایت نشان می دهد که علم نداشتن نسبت به جهان دیگر بر فرض وجود جهان ها و عالم های دیگر معنا پیدا می کند.
4 - روایت دیگری وجود دارد که از شهرهای درون آسمان ها خبر می دهد که ساکنان آن زبان متفاوتی دارند و نسبت به وجود آدم بی خبرند.
امام صادق (ع) فرمودند: به غیر از این زمین شما، زمینی نورانی وجود دارد که نورش از آن است و در آن مردمی هستند که خدا را بندگی می کنند و چیزی را با او شریک نمی شوند. پشت سر این خورشید شما ۴۰ خورشید دیگر (کنایه از کرات زیاد دیگر) نیز وجود دارد که مخلوقات زیادی در آن زندگی می کنند و غیر از این ماه شما ۴۰ ماه دیگر نیز هستند که. مخلوقاتی در میان آنان زندگی می کنند که اساساً اطلاع ندارند که آیا مخلوقاتی به نام آدم در زمین وجود دارد یا نه.
  حیات در آسمان ها از منظر قرآن با بیان دیگر
قرآن کریم به آفرینش موجودات بی شماری در بین آسمان ها و زمین اشاره کرده است که در این میان، بخش مهمی از آنها موجودات زنده اند. برخی صاحب نظران با استناد به تعابیری از قرآن کریم، وجود موجودات زنده را در آسمان ها ممکن و حتی ضروری می دانند
.
این آیات را می توان از جهت دلالت، به سه دسته تقسیم کرد.۱. آیاتی که به صراحت، وجود موجودات آسمانی را مطرح می کنند.۲. آیاتی که وجود موجودات هوشمند را تأیید می کنند.۳. آیاتی که یکی از احتمالات تفسیری آن، وجود حیات در آسمان هاست.
  گروه اول: جنبندگان آسمانی
برخی مفسران و دانشمندان براین عقیده اند که واژه «دابّة» در آیات قرآن، به وجود موجوداتی زنده در خارج از زمین اشاره دارد.
وَ مِنْ آیَاتِه خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأ رْض وَ مَا بَثَّ فِیهمَا مِنْ دَابَّةٍ وَ هُوَ عَلَی جَمْعِهمْ إ ذَا یَشَاءُ قَدِیرٌ. (شوری29 در سوره نحل/ 49 نیز تعبیر «دابه» آمده است)
و از نشانه های اوست آفرینش آسمان ها و زمین و آنچه از جنبندگان در آن دو پراکنده کرده است؛ و او هرگاه بخواهد بر جمع آوری آنها تواناست.
, لغت «دابَّة» از ماده «دبب» به معنای راه رفتن و حرکت روی زمین است. (2 البته از راه رفتن معمولی آرام تر است. (ابن منظور، 1414: 1 / 369؛ ابن فارس، 1420: 2 / 263؛ راغب اصفهانی، 1426: 306)
قرآن کریم در سوره نور به توضیح چیستی دابّه پرداخته، می فرماید:
وَاللَّهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّةٍ مِنْ مَاءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلَی بَطْنِه وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلَی ر جْلَیْن وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلَی أ رْبَع یَخْلُقُ اللَّهُ مَا یَشَاءُ إ نَّ اللَّهَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. (نور / 45)
و خدا هر جنبنده ای را از آبی آفرید؛ پس برخی از آنها کسانی هستند که بر شکم خود راه می روند و برخی از آنها کسانی هستند که بر دو پای خود راه می روند و برخی از آنها کسانی هستند که بر چهار (پا) راه می روند؛ خدا آنچه را بخواهد می آفریند، [چرا]که خدا بر هر چیزی تواناست.
  دیدگاه های تفسیری در مورد آیه فوق
فخررازی در بیان مراد از دابّه، احتمالاتی را مطرح می کند و می نویسد:
بعید نیست بگوییم خداوند در آسمان ها، انواعی از حیوانات را خلق کرد که مانند انسان روی زمین، آنها هم حرکت دارند و راه می روند. (فخر رازی، 1420: 27 / 599)
زمخشری نیز دلالت آیه 49 سوره نحل بر وجود موجوداتی آسمانی که همچون انسان ها بر روی زمین راه می روند را به عنوان اولین احتمال در آیه بیان می کند. (زمخشری، 1407: 2 / 610)
فیض کاشانی نیز به اینکه ماده «دبب» بر حرکات جسمانی اطلاق می شود، تصریح دارد. ایشان اگرچه به دلالت آیه بر وجود حیات فرازمینی تصریح نکرده است ولی با بیان این نکته که ملائکه دارای مکان و حرکت جسمانی نیستند، به احتمالِ اشاره آیه به موجودات آسمانی، توجه داده است. (فیض کاشانی، 1418: 1 / 650)
نویسندگان المیزان و تفسیر نمونه (مکارم شیرازی، 1371: 20 / 436 ـ 439) نیز بر دلالت این آیات بر حیات فرازمینی تأکید دارند. علامه طباطبایی ذیل آیه 49 سوره نحل می نویسد: این آیه دلالت دارد که در غیر کره زمین از کرات آسمانی نیز جنبندگانی هستند که در آنجا مسکن داشته و زندگی می کنند. (طباطبایی، 1417: 12 / 266)
نویسنده قاموس قرآن نیز از معاصرینی است که دلالت این آیات را بر وجود زیست فرازمینی قطعی می داند و ادامه آیه که می فرماید: «عَلی جَمْعِهمْ إ ذا یَشاءُ قَدِیرٌ» را اشاره به برقراری ارتباط بین اهل زمین و آنها می شمارد. (قرشی، 1371: 3 / 341) آیت الله صادقی تهرانی ( 1408: 16 / 368)، عباسعلی محمودی (1362: 99 ـ 95) و احمد متولی ( 1426: 30) از دیگر مفسران و نویسندگانی هستند که تعبیر «دابّه» را اشاره به وجود موجودات زنده در آسمان می دانند.
با توجه به توصیفات و ویژگی هایی که قرآن از دابّه ارائه می دهد می توان دریافت که این واژه در زبان قرآن بر موجود مادی و جسمانی اطلاق می شود. خلقت از آب، حرکت بر دو یا چهار پا خزیدن از این ویژگی هاست. علاوه بر این، مفهوم لغوی ماده «دبب» نیز، به طور ضمنی، مادی بودن «دابّه» را تأیید می کند. از این رو، واژه «دابّه» جنبنده غیرمادی مانند فرشته یا جن را در برنمی گیرد.
  گروه دوم: موجودات هوشمند در آسمان ها
خداوند متعال با تعبیر «مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ» در سیزده آیه (آل عمران / 83؛ یونس / 66؛ حج / 18؛ نور / 41؛ الرحمن / 29؛ روم / 26؛ زمر / 68؛ نمل / 65 و87؛ اسراء / 55؛ رعد / 15؛ مریم / 93؛ انبیاء / 19) از قرآن کریم، از برخی موجودات آسمانی نام برده است. برخی مفسران با توجه به نکات ادبی و برخی قرائن در آیات، این تعبیر را اشاره به وجود حیات هوشمند فرازمینی می دانند.
وَ لِلَّه یَسْجُدُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأ رْض طَوْعًا وَ کَرْهًا. (رعد / 15) و هرکه در آسمان ها و زمین است ـ خواه و ناخواه ـ تنها برای خدا سجده می کنند.
افَغَیْرَ دِین اللَّه یَبْغُونَ وَ لَهُ أ سْلَمَ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأ رْض طَوْعًا وَ کَرْهًا وَ إ لَیْه یُرْجَعُونَ. (آل عمران / 83)
و آیا غیر از دین خدا را می طلبند؟! درحالی که هر کس در آسمان ها و زمین است، خواه و ناخواه تسلیم اوست؛ و فقط به سوی او بازگردانده می شوند.
کلمه «مَنْ» در زبان عربی از اسماء موصول و به معنای «کسی که» یا «کسانی که» است. این واژه برای صاحبان خِرد به کار می رود و در مقابل، «ما» به معنای «چیزی که» یا «چیزهایی که» است؛ که بر اشیاء و موجودات بی جان اطلاق می شود. وجه اشتراک «من» و «ما» عمومیت این دو واژه است که برای مفرد، تثنیه و جمع و نیز برای مذکر و مؤنث به یک صورت استعمال می شود. (ابن هشام، 1418: 1 / 91)
  دیدگاه های مفسران
 برخی از مفسران واژه «من» در این آیات را اشاره به موجودات زنده ای می داند که در آسمان ها زندگی می کنند.
صاحب قاموس قرآن از کسانی است که به این آیات، بر وجود حیات فرازمینی استناد کرده و می نویسد:
در این آیات دلالت بر افراد عاقل و ذی شعوری دارد و به خوبی روشن می کند که در آسمان ها مانند انسان، موجودات زنده و عاقل زندگی می کنند و به خدای خود خاضع اند و حوائج خویش از او می خواهند. (قرشی، 1371: 3 / 341)
عبدالرزاق نوفل ( 1407: 215)، عبدالغنی الخطیب ( 1362: 230) و سید عبدالامیر مؤمن ( 1386: 190) از دیگر کسانی هستند که به این آیات بر وجود حیات و موجودات زنده در آسمان ها استدلال کرده اند.
  پیام های دریافت شده از منابع ناشناس
پیام های دریافت شده از منابع ناشناس، سالهاست که دانشمندان را به خود مشغول ساخته است. به همین منظور و در پی یافتن پاسخ این سوال رادیو تلسکوپ های بسیار بزرگی ساخته شده اند تا پیامها و سیگنالهای ناشناخته را دریافت کنند. این احتمال وجود دارد که توسط سایر موجودات برای برقراری ارتباط با بشر پیامهایی ارسال شده باشند. از معروفترین این سیگنالها در ۱۵ آگوست سال ۱۹۷۷ در دانشگاه اوهایو امریکا ثبت شده است. این سیگنال هرگز شرح داده نشد ولی زمانی که ثبت شد، دانشمندان را به قدری شگفت زده کرد که در تمام دستنوشته های موجود عبارت “WoW” (به معنی تعجب خیلی زیاد) قابل مشاهده است!!
نگاهی به این دلایل و نظریه های موجود، احتمال وجود موجودات فضایی را بیشتر میکند. در این موارد، همیشه افراد شکاک و یا برخی اعتقادات مذهبی تحت هر شرایط این دلایل را رد می کنند ولی چیزی که وجود دارد شواهدی است که روز به روز روشنتر میشوند و به نظر میرسد خیلی زود، در آینده ای نزدیک این سوال را که آیا موجودات فضایی وجود دارند؟ با اطمینان پاسخ دهیم.
    ( نتیجه بحث )
با استفاده از منطوق و مفهوم آیات و اخبار و کلمات دانشمندان و فیلسوفان: در کرات فضائئ دیگر: موجودات و جنبنده های زیاد وجود دارد که در آینده مخصوصا پس از ظهور قلب عالم اکان و رکن زمین و آسمان حضرت بقیت الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء که طبق روایات وارده ( علم 27 حرف است دو حرف آن تا ظهور آن حضرت کشف خواهد شد و 25 حرف بعد از ظهور) یعنی تا ظهور هرقدر و به هر اندازه علم پیشرفت کند و اختراعات و صنایع ترقی نماید در اثرآن دوحرف خواهد بود
پس در زمان آنحضرت که امامتش فراگیر زمین و آسمان می شود: با آن کرات رابطه و رفت و آمد. بر قرار خواهد شد.
برای مزید اطلاع به کتاب دوجلدی ( سیمای جهان در عصر امام زمان (عج) از تالیفات اینجانب است و بوسیله مسجد مقدس جمکران چاپ می شود مراجعه نمائید
پس این همه تشکیلات جهان آفرینش برای یک مشت بنی آدم اختصاص ندارد اگرچه ماسوی الله به احترام چند نفر از اولاد همان حضرت آدم علیه السلام ( 14 معصوم علیهم السلام) آفریده شده است اما در میان این همه کره های فضائی ساکنان بیشماری هم وجود داردکه فعلابیرون از قاموس دانش ماست که گذشت زمان کشف خواهد شد.

فضیلت روزه نیمه شعبان در روایات

امام صادق (ع) در فضیلت ماه شعبان فرمود: ˈهر که سه روز از ماه شعبان را روزه بدارد، بهشت برای او واجب شود و رسول خدا در روز قیامت شفیعش خواهد بود.ˈ در ماه شعبان امام زین العابدین (ع) اصحاب خود را جمع می کرد و می فرمود: ˈیاران من! می دانید این چه ماهی است؟ این ماه شعبان است که رسول خدا (ص) می فرمود: شعبان ماه من است، پس در آن روزه بگیرید به خاطر محبت و دوستی پیامبرتان و برای تقرب به پروردگارتان،به همان خدایی که جان علی بن الحسین در دست اوست از پدرم حسین بن علی(ع) شنیدم که امیرالمومنین علیه السلام می فرمود: هر که به خاطر محبت پیامبر و برای تقرب به خدای عزوجل ماه شعبان را روزه بدارد، خداوند او را دوست خواهد داشت و به کرامتش در روز رستاخیز نزدیک خواهد کرد و بهشت را بر او واجب خواهد گردانید.

رسول خدا (ص) در روایتی درباره ماه شعبان و رمضان می فرماید: ˈشعبان ماه من است و رمضان ماه خدای عزوجل. پس هر که ماه مرا روزه بدارد، در روز قیامت شفیعش خواهم بود و هر که ماه خدا را روزه بدارد خداوند در قبرش وحشتش را از بین می برد و او را مانوس می سازد و تنهاییش را می زداید و هرگاه از قبرش خارج شود با روی سفید و در حالی باشد که در دست راستش کتابش را گرفته و جاودانگی را در دست چپش و می آید تا در برابر خدای عزوجل قرار گیرد پس خداوند به او می فرماید: بنده ام! پاسخ می دهد: لبیک یا مولای من! خداوند می فرماید: به خاطر من روزه گرفتی؟ عرض می کند: آری مولای من، پس خداوند تبارک و تعالی می فرماید: (ای فرشتگانم) دست بنده ام را بگیرید و او را نزد پیامبرم بیاورید. پس او را به حضور رسول خدا می رسانند. پس من به او می گویم: ماه مرا روزه گرفتی؟ (شاید مقصود جزیی از ماه شعبان باشد نه همه اش) می گوید: آری! پس من به او می گویم: من امروز شفاعتت می کنم. سپس خدای عزوجل می فرماید: اما من از حقوق خودم به خاطر بنده ام گذشتم و اما حقوق دیگر بندگانم که بر گردن او هست، هر که از او بگذرد و عفوش کند، من آنقدر تعویضش می کنم تا راضی شود. رسول خدا (ص) فرمود: پس من دست او را می گیرم تا اینکه او را به صراط می رسانم، پس آن را صاف و لغزنده می یابم که گام های خطاکاران بر آن ثابت نشود و بلغزد،پس من دست او را می گیرم، فرشته موکل به صراط می گوید: ای رسول خدا، این کیست؟ می گویم: این فلان است (اسمش را می آورم) او در ماه من (شعبان) به خاطر دریافت شفاعتم، روزه گرفته و ماه خدا (رمضان) را به خاطر وعده الهی روزه گرفته، پس در بهشت را برای او می گشایم و رضوان (فرشته بهشت) می گوید که در آن روز به ما امر می شود که در بهشت را بر امتت بگشاییم. 

سپس امیرالمومنین (ع) فرمود: ماه رسول خدا را روزه بدارید تا در روز رستاخیز شفیعتان باشد و ماه خدا را روزه بگیرید تا از رحیق مختوم (شراب گوارای بهشتی) بیاشامید و هر که ماه شعبان را به ماه رمضان بپیوندد، برای او پاداش دو ماه پی در پی نوشته شود. ابوالصلت هروی گوید: در آخرین جمعه از ماه شعبان خدمت امام هشتم (ع) مشرف شدم. حضرت فرمود: ای اباالصلت! ماه شعبان بیشترش گذشت و اینک جمعه آخرش فرا رسیده پس تلافی کن در این چند روز آخر، آنچه از تقصیرهایت در این ماه گذشته است و روآور به آنچه برای تو سودمند است و بسیار دعا کن و از خدا طلب آمرزش گناهانت نما و قرآن را بسیار تلاوت کن و از گناهانت توبه کن تا چون ماه مبارک رمضان فرا رسد خود را برای خدا خالص و آماده گردانیده باشی و امانت کسی را در گردن خود نگذار جز آنکه آن را ادا کنی و کینه مومنی را در دل قرار نده جز آنکه بیرونش کنی و تقوای الهی داشته باش و بر او در پنهان و آشکار توکل کن زیرا هر که بر خدا توکل کند، خدا او را بس است و در بقیه این ماه بسیار خدا را بخوان. و اما درفضیلت ماه رمضان آنقدر روایت از معصومین (ع) رسیده است که کتاب ها برای نوشتن لازم است، همین بس که در این ماه خدا، درهای بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می شود و پاداش کارهای خیر مضاعف و دو برابر می شود، پس باید بسیار تلاش کرد که خدای نخواسته درهای جهنم بر رویمان باز نشود.

فضیلت هاي نیمه شعبان و روزه گرفتن در این روز مبارک 

روزه گرفتن در نیمه شعبان ثواب بسیار دارد، این روز در زمین بسیار مبارک هست و برای آن فضائل بسیاری نقل شده هست.

*امام صادق علیه السلام در این باره فرموده هست: “کسی که روز اول ماه را روزه بگیرد، حتما وارد بهشت می‌شود. و کسی که دو روز را روزه بگیرد خداوند در هر شب و روزی «به چشم رحمت» به او می نگرد و در بهشت هم به این نگاه ادامه می‌دهد. و کسی که سه روز روزه بگیرد، با خداوند در عرش و بهشت او دیدار می‌کند.”

*امیرالمومنین علیه السلام فرموده هست: “در هر پنجشنبه شعبان آسمان ها زینت شده و آنگاه فرشتگان عرض میکنند: خدای ما! روزه داران شعبان را ببخش و بیامرز و دعایشان را اجابت فرما. بنابراین کسی که دو رکعت نماز بجا آورد که در هر رکعت سوره فاتحه را یک‌بار و قل هو الله احد را صد بار بخواند و بعد از درود دادن صد بار بر پیامبر صلی الله وعلیه واله وسلم درود فرستد،

خداوند تمام خواسته هاي دینی و دنیایی وی را بر آورده می فرماید. و کسی که یک روز آن را روزه بگیرد، خداوند بدن وی را بر آتش حرام میکند.”

درمورد روزه سه روز آخر ماه شعبان گفته شده هست:
روزه این سه روز برای کسی که تمام این ماه را روزه نگرفته، فضیلتی دارد که سزاوار نیست مراقب آن را ترک کند. از امام صادق علیه السلام روایت شده هست: “کسی که سه روز آخر شعبان را روزه گرفته و آن را به ماه رمضان وصل کند، خداوند روزه دو ماه پی درپی برای او می‌نویسد.”

در ماه شعبان امام زین العابدین «علیه السلام» اصحاب خود را جمع میکرد و می فرمود: یاران من! می‌دانید این چه ماهی هست؟ این ماه شعبان هست که رسول خدا «صلی الله علیه و آله» می فرمود: شعبان ماه من هست، پس در آن روزه بگیرید به دلیل محبت و دوستی پیامبرتان و برای تقرب به پروردگارتان،به همان خدایی که جان علی بن الحسین در دست اوست

از پدرم حسین بن علی«علیه السلام» شنیدم که امیرالمومنین علیه السلام می فرمود: هر که به دلیل محبت پیامبر و برای تقرب به خدای عزوجل ماه شعبان را روزه بدارد، خداوند وی را دوست خواهد داشت و به کرامتش در روز رستاخیز نزدیک خواهد کرد و بهشت را بر او واجب خواهد گردانید.

روزه این 3 روز ماه رجب را از دست ندهید - ثواب فراوان روزه داری در ماه رجب

وقتی خدای مهربان ماه زیبای رجب را ماه خود می نامد و نیز روزه را برای خود می داند، طبیعی است که بین این دو پدیده ی الهی، ارتباطی عمیق باشد. آری چنین است که روزه در ماه مبارک رجب فضیلتی باورنکردنی دارد!

با مطالعه ی منابع دینی می بینیم که خداوند متعال دو چیز را به خود نسبت می دهد و برای خود می داند: «ماه رجب» و «روزه»!

درباره ی ارزش ماه رجب پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله می فرماید: رجب ماه گرامی خدا است که در آن، باران رحمتش را بر سر و روی بندگانش می ریزد. (۱)

درباره ی ارزش روزه نیز می فرماید: خداوند می فرماید: روزه از آنِ من است و من، خود پاداش آن را می دهم. (۲)

وقتی خدای مهربان ماه زیبای رجب را ماه خود می نامد و نیز روزه را برای خود می داند، طبیعی است که بین این دو پدیده ی الهی، ارتباطی عمیق باشد. آری چنین است که روزه در ماه مبارک رجب فضیلتی باورنکردنی دارد!

ارزش بی نظیر روزه در ماه رجب

حضرت پیامبر (صلی الله و علیه و آله) درباره ی روزه ی ماه رجب می فرماید: هر کس یک روز از این ماه را روزه بگیرد، خشنودى عظیم خدا را به دست آورده، خشم الهى از او دور مى شود، و درهاى جهنّم به روى او بسته خواهد شد! (۳)

نیز می فرماید: اگر به روزه دار ماه رجب به اندازه ی گستره ی زمین طلا داده شود، برتر از روزه اش نخواهد بود. پاداش این روزه با هیچ اجر دنیوی کامل نمی شود. (۴)

 

روزه ی این 3 روز ماه رجب را از دست ندهید

روزه ی این 3 روز ماه رجب را از دست ندهید

چه روزی از ماه رجب را روزه بگیریم؟

روزه در هر روزی از ماه رجب ارزش و ثواب بسیار دارد. بسیاری از پیشگامان زهد و تقوا، همه ی این ماه را روزه می گیرند. رسول خدا (صلی الله و علیه و آله) در یکی از سخنرانی های معنوی خود، (۵) روزه گرفتن در ماه رجب را می ستاید و ثواب کسی را که در این ماه یک روز روزه بگیرد بیان می فرماید؛ سپس ثواب کسی را که دو روز روزه بگیرد توضیح می فرماید؛ سپس ثواب کسی را که سه روز و چهار روز و پنج روز و... تا اجر و ثواب کسی که همه ی ماه رجب را روزه بگیرد بیان می فرماید و امت خود را به روزه داشتنِ همه ی ماه رجب تشویق می فرماید. با این حال، برای کسانی که توانایی ندارند همه ی ماه رجب را روزه بدارند، روزهای خاصی تعیین شده تا دست کم از ثواب این روزها محروم نباشند:

۱. روز اول

در روایات آمده که هر که روز اول رجب را روزه بدارد، آتش دوزخ به فاصله ی یک سال راه، از او دور می شود. و آمده که حضرت نوح (علیه السلام) در این روز سوار کشتی شد و به همراهانش امر فرمود آن روز را روزه بدارند. (۶)

۲. روزهای ۱۳ و ۱۴ و ۱۵؛ به ویژه روز ۱۴

روزه گرفتن در روز سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه رجب که ایام البیض (٧) نام دارد ثواب فراوانی دارد. (۸)؛ به ویژه روز چهاردهم که درباره ی آن پیامبر اعظم (صلی الله و علیه وآله) می فرماید: هر کس که روز چهاردهم ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند پاداشی به او عنایت می کند که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه بر قلبی خطور کرده است! (۹)

۳. روز ۲۷

این روز که عید مبعث است، یكى از چهار روزى است كه در طول سال براى روزه گرفتن امتیاز ویژه دارد، و ثوابى برابر با روزه ی هفتاد سال دارد. (۱۰)

۴. سه روز آخر؛ به ویژه روز آخر

«سالم» می گوید: چند روزى از ماه رجب مانده بود که به خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم. چون نظر مبارک آن حضرت بر من افتاد، فرمود: آیا در این ماه روزه گرفته اى؟ گفتم: نه به خدا، اى پسر رسول خدا! فرمود: آن قدر ثواب از دست داده ای كه اندازه ی آن را کسی جز خدا نمی داند! به یقین، این ماهى است كه خدا آن را بر ماه هاى دیگر فضیلت داده و احترام آن را عظیم نموده و گرامى داشتن روزه داران این ماه را بر خود واجب كرده. گفتم: یابن رسول اللّه، اگر در باقی مانده ی این ماه روزه بدارم آیا به بخشى از ثواب روزه داران آن نایل می شوم؟ فرمود: اى سالم، هر كه یك روز از آخر این ماه را روزه بدارد، خدا او را از سختى سكرات مرگ و از هراس پس از مرگ و از عذاب قبر ایمن می كند؛ و هر كه دو روز آخر این ماه را روزه بدارد، به آسانى از صراط می گذرد؛ و هر كه سه روز آخر این ماه را روزه بدارد، ازوحشت بزرگ روز قیامت و از سختی هاى آن روز ایمن مى شود و برات آزادى از آتش دوزخ را به او عطا مى كنند. (۱۱)

امام رضا علیه السلام می فرماید: هر کس روز آخر ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند گناهانش را می آمرزد. (۱۲)

۵. سه روز متوالی که پنج شنبه و جمعه و شنبه باشد

در روایات آمده است که هر کس سه روز از این ماه را که پنج شنبه و جمعه و شنبه باشد، روزه بگیرد، فضیلت بسیار به دست می آورد. (۱۳)

 

روزه ی این 3 روز ماه رجب را از دست ندهید

روزه ی این 3 روز ماه رجب را از دست ندهید

کسی که توانایی روزه ندارد، چه کند؟!

حال ممکن است کسانی باشند که نمی توانند حتی یک روز را هم روزه بگیرند. آیا آنان از این همه ارزش و معنویت و اجر و ثواب محرومند؟ آیا هیچ راهی برای آنان نیست؟!

نقل شده است در مجلسی که پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله) ارزش و فضیلت های بی مثال روزه در ماه رجب را بیان می فرمود، ابوسعید خُدری از حضرت پرسید: ای پیامبر خدا، اگر کسی به خاطر ضعف یا بیماری یا عذر شرعی توانایی روزه نداشته باشد، برای این که به آن چه وصف کردی برسد، چه کار می تواند بکند؟

حضرت فرمود: هر روز از ماه رجب یک قرص نان (یک وعده غذا) به فقرا صدقه بدهد. قسم به آن که جانم به دست او است، اگر در هر روز این ماه چنین صدقه ای بدهد، به فضیلت هایی که برای روزه ی ماه رجب گفتم، بلکه به بیش تر از آن خواهد رسید. (۱۴)

از برخی روایات به دست می آید که صدقه در ماه رجب ، به تنهایی (علاوه بر جانشینی برای روزه) ارزش بسیار دارد: امیرالمۆمنین علی علیه السلام می فرماید: هر کس در ماه رجب به خاطر خداوند صدقه دهد، خداوند روز قیامت در بهشت با چنان ثوابی او را اکرام می نماید که نه چشمی دیده، و نه گوشی شنیده، و نه بر خیالی خطور کرده باشد! (۱۵)

کسی که توانایی صدقه را هم ندارد چه کند؟

باز ممکن است کسانی باشند که علاوه بر ناتوانی در روزه گرفتن، فقیر هم باشند و توانایی صدقه دادن هم نداشته باشند. آنان چه کنند؟ آیا چاره ای برای آنان نیز هست؟!

پیامبر رحمت و مهربانی می فرماید: کسی که توان روزه درماه رجب ندارد، اگر هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند، به ثواب روزه ی ماه رجب می رسد: «سُبْحانَ الإلهِ الْجَلیلِ، سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبیحُ اِلاَّ لَهُ، سُبْحانَ الاْعَزِّ الاْکْرَمِ، سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّةَ وَهُوَ لَهُ اَهْلٌ» (۱۶)

پی نوشت ها:
۱. عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، ج 2، ص 71
۲. مصباح الشریعه، ص ۱۳۶: «قال تعالی الصوم لی و انا اجزی به».
۳. مفاتیح نوین، به نقل از اقبال، ص 634
۴. امالی صدوق، ص ۵۳۴
۵. همان
۶. مفاتیح الجنان
۷. الایام البیض یعنی روزهای درخشان
۸. مفاتیح نوین، به نقل از اقبال، ص ۶۵۶
۹. همان
۱۰. مفاتیح الجنان
۱۱. همان
۱۲. مفاتیح نوین، به نقل از اقبال، ص ۶۸۲
۱۳. همان، به نقل از مقنعه، ص 375
۱۴. وسائل الشیعة ،ج 10، ص 483
۱۵. امالی صدوق، ص ۵۴۲
۱۶. مفاتیح نوین، به نقل از اقبال، ص 637

ثواب بی نظیر روزه گرفتن در ماه رجب و شعبان ... کفاره صدسال گناه

امام کاظم (علیه السلام) فرمودند: «هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد آتش جهنم به اندازه یک سال راه، از او دور شود و هر کس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب گردد».

ثواب روزه در ماه رجب : هر كه در ماه رجب يك روز روزه بدارد و چهار ركعت نماز گزارد بخواند در ركعت اول صد مرتبه آية الكرسي و در ركعت دوم دويست مرتبه قل هو الله أحد نميرد تا جاى خود را در بهشت ببيند يا ديده شود براى او . (در هر روز از ماه رجب قابل انجام است)

ثواب روزه روز اول ماه رجب: روز اول رجب، روز شریفی است و در آن چند عمل است؛ اول روزه گرفتن روايت شده كه حضرت نوح عليه السلام در اين روز به كشتى سوار شد و امر فرمود كسانى را كه با او بودند روزه بدارند هر كه اين روز را روزه بدارد آتش جهنم يك سال راه از او دور شود و از حضرت رسول (صل الله) مروی است که هر که روز اول رجب را روزه دارد بهشت او را واجب شود

ثواب روزه در ایام البیض ماه رجب: روز سيزدهم اول أيام البيض است و ثواب بسيارى براى روزه اين روز و دو روز بعد وارد شده و اگر كسى خواهد عمل ام داود بجا آورد بايد اين روز را روزه بگيرد و در این روز بنا بر مشهور بعد از سی سال عام الفیل، ولادت با سعادت حضرت امیرالمومنین علیه السلام در میان کعبه معظمه واقع شده است.

ثواب روزه 26 ام رجب : از امام رضا علیه السلام منقول است كه هركه روز بيست و ششم ماه رجب را روزه بدارد حق تعالى روزه او را كفّارۀ هشتاد سال گناه او گرداند.  (اقبال الاعمال)

ثواب روزه 27 ام رجب : (ثواب روزه گرفتن در روز مبعث) روز بیست و هفتم رجب از جمله اعیاد عظیمه است و برای آن چند عمل ذکر شده است دوم روزه و آن يكى از چهار روزى است كه در تمام سال امتياز دارد براى روزه گرفتن و برابر است با روزه هفتاد سال. (مفاتیح الجنان)

ثواب روزه 28 ام رجب : به سند معتبر از حضرت امام رضا عليه السّلام منقول است كه هركه روز بيست و هشتم ماه رجب را روزه بدارد كفّارۀ نود سال گناه او گردد. (اقبال الاعمال)

ثواب روزه 29 ام رجب : به سند معتبر از حضرت امام رضا عليه السّلام منقول است كه هركه روز بيست و نهم را روزه بدارد كفّارۀ صد سال گناه او باشد. (اقبال الاعمال)

ثواب روزه روز آخر رجب (30 ام رجب) : روز آخر ماه، روزه در این روز سبب آمرزش گناهان گذشته و آینده می گردد.

فضلیت دو روز روزه داری در ماه شعبان: «هركس  دو  روز از شعبان را روزه بدارد، گناه هلاكت‌بارش مى‌ريزد.»

فضلیت روزه داری سه روز آخر شعبان: از حضرت رضا عليه السّلام روايت شده هر كه سه روز آخر ماه شعبان را روزه بدارد و آن را به ماه‏ مبارك رمضان پيوند دهد حق تعالى ثواب روزه دو ماه پى‏ در پى را براى او بنويسد.

روزه سه روز اول ماه شعبان: سیّد بن طاووس ثواب بسیاری نقل کرده از حضرت رسول صلی الله علیه و آله برای کسی که سه روزِ اول این ماه را روزه دارد و در شب های آن دو رکعت نماز کند، در هر رکعت حمد یک مرتبه و توحید یازده مرتبه.

روزه روز اول ماه شعبان : روز اول‏ روزه ‏اش فضيلت بسيار دارد و از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه هر كه روزه بگيرد روز اول شعبان را واجب شود براى او بهشت. (مفاتیح الجنان)

اعمال مختلف و ثواب روزهای مختلف این دوماه بسیار بیش تر است و این تنها مختصری از روزهای گرامی بود که ان شا الله همه عزیزان بتوانند از آن بهره ببرند.