شش نکته کوتاه درباره تهمت و بهتان

کسی که خود را در موضع تهمت خوردن قرار دهد [و از مجالس آن دوری نکند] نباید کسانی را که به او گمان بد می‌برند سرزنش کند.

ماه رمضان نمایه

زشتی تهمت:


1. پست‌ترین عمل: عن امیرالمؤمنین علیه السلام أنَّهُ قالَ: «لاقُحَّةَ کَالبُهْتِ؛ (1) هیچ پستی‌ای مانند بهتان و تهمت زدن نیست.»


2. از بین برنده ایمان: عن الصادق علیه السلام أنَّهُ قالَ: «إِذَا اتَّهَمَ الْمُؤْمِنُ أخاهُ إِنْماثَ الإیمَانُ مِنْ قَلْبِهِ کَمَا یَنْماثُ الْمِلْحُ فی الماءِ (2) ؛ هر گاه مؤمن به برادرش تهمت بزند ایمان در قلبش از بین می‌رود همان گونه که نمک در آب ناپدید می‌شود.»


3. از بین برنده بزرگی و شکوه: عن الصادق علیه السلام أنَّهُ قالَ: «إِذَا اتَّهَمَ الْمُؤْمِنُ أخاهُ فِی دِینِهِ فَلاحُرْمَةَ بَینَهُما (3) ؛ هر گاه مؤمنی برادرش را در دینش متهم سازد، دیگر حرمتی بین آن دو باقی نمی‌ماند (پرده دری می‌شود).»

زبان در دهان‌ای خردمند چیست؟
کلید در گنج صاحب هنر

چو در بسته باشد چه داند کسی
که جوهر فروش است یا پیله ور

پیامد دوری نکردن از مواقف تهمت:


1. سزاواری تهمت خوردن: عن رسول الله صلی الله علیه و آله أنَّهُ قالَ: «أوْلَی النَّاسِ بِالتُّهْمَةِ مَنْ جالَسَ أَهْلَ التُّهْمَةِ (4) ؛ سزاوارترین مردم بر تهمت کسی است با اهل تهمت همنشینی کند.»


2. همنشینان بد: عن امیرالمؤمنین علیه السلام أنَّهُ قالَ: «إیّاکَ وَ مَواطِنَ التُّهْمَةِ وَ الْمَجْلِسَ الْمَظْنُونَ بِهِ السُّوءُ فَإنَّ قَرِینَ السُّوءِ یَغُرُّ جَلیسَهُ (5) ؛ بر تو باد دوری از محل های تهمت خوردن و مجالسی که گمان بد به آن می‌زنند. زیرا همنشین بد، دوست خود را فریب می‌دهد.»


3. سرزنش خود: عن امیرالمؤمنین علیه السلام اَنَّهُ قالَ: «مَنْ وَقَفَ نَفْسَهُ مَوْقِفَ التُّهْمَةِ فَلا یَلُومَنَّ مَنْ اَساءَ بِهِ الظَنَّ؛ (6) کسی که خود را در موضع تهمت خوردن قرار دهد [و از مجالس آن دوری نکند] پس نباید کسانی را که به او گمان بد می‌برند سرزنش کند (باید خود را سرزنش کند).»

[1]. غررالحکم، ج 6، ص 349.
[2]. اصول کافی، ج 2، ص 361.
[3]. امالی صدوق، ص 28..
[4]. بحار الانوار، ج 75، ص 90.
[5]. همان.
[6]. همان، ص 91.

حق النفس چیست و چگونگی جبران حق النفس

در آموزه های دینی از سه حق که حق الله، حق الناس و حق النفس باشد، نام برده شده است.

در آموزه های دینی از سه حق که حق الله، حق الناس و حق النفس باشد، نام برده شده است.[۱]


۱. حق الله اموری مانند نماز و روزه و حج و زکات و ... است که بر مکلف انجام آن واجب است و یا اموری که خداوند از آن نهی نموده، مانند نوشیدن شراب و زنا و... که ضروری است از انجام آن اجتناب کرد.
۲. حق الناس به حقوقی گفته می شود که در ارتباط با دیگران است و در این زمینه فرقی بین حقوق مالی، مانند غصب اموال دیگران و یا تلف نمودن آن و یا بردن آبروی افراد، مانند غیبت، تهمت و ... نیست.
۳. حق النفس حقی است که نفس و جان انسان بر وی دارد و رعایت آن ضروری است. در این باره امام سجاد (علیه السلام) در رساله حقوق فرموده است:

حق خودت این است که وجودت را وقف اطاعت خدا کنى، حق زبان، گوش، چشم، دست، پا، شکم و اندام را ادا کنى و از خدا در این راه کمک خواهى.


1- حق زبان این است که با خوددارى از گفتار زشت حرمتش را نگه دارى، به گفتار نیک عادتش دهى، آن را جز در موارد نیاز و منافع دین و دنیا بکار نیندازى، از سخنان بیهوده زشت و بى ثمر که احتمال زیان دارد و سود چندان ندارد، معافش دارى، زبان گواه و دلیل بر عقل آدمى پیرایه خردمند عقل است و زبان مؤدب (عبارت متن بسیار درهم و برهم است و بر حسب تخمین ترجمه شد) و لا قوة الا باللَّه العلى العظیم.


2- حق گوش این است که پاکش نگه دارى، و این مجراى قلب را جز به روى دهان ارزشمندى که خیرى در آن بوجود آرد، یا خوى ارجمندى بدان بخشد نگشائى، گوش دریچه ورود سخن به قلب است که مفاهیم گوناگون و نیک و بد را به آن مى رساند و لا قوة الا باللَّه.


3- حق چشم این است که آن را به حرام ندوزى، و جز آنجا که عبرتى در کار باشد، بصیرتى افزاید یا علمى بدست آرد، بکارش نگیرى که چشم دریچه عبرت (قلب) است.


4- حق پا آن است که با آن راه حرام نپیمائى، مرکب راهى که پویندگانش خفت و اهانت بینند قرارش ندهى، پا وسیله نقلیه توست، به راه دینت میبرد، و وسیله سبقت توست. و لا قوة الا باللَّه.


5- حق دست آن است که به حرام دراز نکنى، که فردا به کیفر خدا گرفتار شوى، و امروز به سرزنش ملامتگران، و از کارهاى واجب آن را عقب نکشى، بلکه با بستن دست از بسیارى از نارواها و گشودنش به بسیارى از غیر واجبات، عزیزش دارى آنگاه است که خردمندى کرده شرف دنیا و ثواب آخرت را فراهم خواهد کرد.


6- حق شکم این است که آن را ظرف حرام، کم یا زیاد نکنى، در حلال نیز میانه روى نمائى از حد تقویت بحد سستى و ناجوانمردیش نکشانى، هنگام احساس گرسنگى و تشنگى بر آن مسلط باشى که سیرى تا حد تخمه (هیضه) مایه کسالت، کندکارى، و باز شدن از هر خیر و کرامتى است، و آب خوردن تا آنجا که شکم مالامال شود حماقت و جهالت آرد، و مردانگى را ببرد.


7- حق اندام این است که آن را از حرام (زنا و غیره) نگه دارى و (براى این کار) از فرو خواباندن چشم (نگاه نکردن) که بهترین کمک است، و یاد فراوان مرگ، و تهدید نفس به عذاب خدا، کمک گیرى، و حفظ و تأیید از خداست، و لا حول و لا قوة الا باللَّه. [۲]

جبران حق النفس: رعایت کردن این امور، توبه و بازگشت به خدا است. باید تصمیم بگیریم آنها را رعایت کنیم و البته از خدا کمک بخواهیم که بدون یاری او امکان بندگی و ترک گناه نداریم.


[۱]. فیض کاشانى، ملا محسن، تفسیر الصافى، ج ۲، ص ۴۶۹، انتشارات صدر، تهران، ۱۴۱۵ ق.
[۲].تحف العقول، ترجمه آیت الله جنتی، ص ۴۰۹.

ثواب آیات مختلف قرآن

قرائت و تلاوت تمام سوره‌های قرآن آثار دنیوی و اخروی بی شماری دارد.

                                                   آیا ثواب آیات مختلف قرآن متفاوت است؟

از رسول اکرم (صلی الله علیه و اله) نقل شده است که حضرت فرمودند: "هر کس سوره فاتحه الکتاب را بخواند به او آن چنان پاداشی می‌دهند که گویی دو ثلث قرآن را خوانده و بر هر مومن صدقه داده است. "

تمام کلمات موجود در قرآن کریم، کلام الهی بوده و ارزش و اعتبار مخصوص به خود را دارد. طبیعتاً خواندن قرآن نیز ثواب خاص خود را دارد و انسان، هر سوره و آیه‌ای را که بخواند مأجور می‌باشد.

قرائت و تلاوت تمام سوره‌های قرآن آثار دنیوی و اخروی بی شماری دارد و برای هر کدام از سوره‌های قرآن فضائل زیادی بیان شده است. البته به این نکته باید توجه داشت که قرآن برنامه‌ی زندگی و کتاب عمل است و تلاوت آن سرآغازی است برای تفکر و ایمان و وسیله‌ای است برای عمل کردن به محتوای قرآن و همه پاداش‌های عظیم نیکو کاران نیز از همین جا و با همین شرایط تحقق می‌یابد.

نکته دیگری که قابل تذکر است این است که ما نباید به خواندن قرآن به عنوان یک کار تجاری نگاه کنیم و دنبال این باشیم که کدام سوره از همه ثواب بیشتری دارد و تنها با خواندن همیشگی آن سوره از برکت سوره‌های دیگر محروم بمانیم. قرآن مجموعه‌ای است که باید همه‌ی آن در کنار هم باشد و انسان با بهره گیری از همه‌ی آن است که می‌تواند به خودسازی بپردازد.

البته در روایات فضیلت‌ها و برکات خاصی برای هر کدام از سوره‌ها و حتی بعضی از آیات قرآن بیان شده است؛ که از باب نمونه به ذکر برخی از این فضائل می‌پردازیم:

فضیلت «بسم الله الرحمن الرحیم»: در روایات اسلامی به قدری به این آیه اهمیت داده شده که آن را چیزی هم ردیف اسم اعظم الهی معرفی می‌کند. چنانکه از امام صادق (علیه السلام) نقل شده: " «بسم الله الرحمن الرحیم» به اسم اعظم خدا نزدیک‌تر است از مردمک چشم به سفیدی آن". [۱]در باب فضیلت سوره‌های قرآن هم در روایات برای هر سوره‌ای فضیلتی ذکر شده مثلاً درباره‌ی سوره‌ی حمد (فاتحه الکتاب) از رسول اکرم (صلی الله علیه و اله) نقل شده است که حضرت فرمودند: "هر کس سوره فاتحه الکتاب را بخواند به او آن چنان پاداشی می‌دهند که گویی دو ثلث قرآن را خوانده و بر هر مومن صدقه داده است. " [۲]در روایت دیگری وارد شده که:" هر کس این سوره (حمد) را بخواند هر چه از خدا بخواهد به او می‌دهد. " یا سوره‌ی حمد را شفای برای هر درد و بیماری معرفی کرده اند. به هر حال روایات بسیاری در اهمیت این سوره وارد شده است و قرائت آن ثواب بسیار زیادی دارد.

درباره‌ی سوره‌ی توحید هم فضائل زیادی ذکر شده از جمله اینکه سوره توحید را ثلث قرآن می‌دانند و در تشییع جنازه خواننده سوره‌ی توحید هفتاد هزار ملک می‌آیند پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) فرمودند کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد خواندن سوره‌ی توحید بعد از هر نماز ترک نکند چرا که هر کس آن را بخواند خداوند خیر و دنیا آخرت را برای او جمع می‌کند و خودش و والدین او و فرزندان او را می‌آمرزد. [۳]"

درباره‌ی سوره‌ی بقره از پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) سوال شد که کدام سوره افضل سوره‌ها می‌باشد حضرت فرمودند:" سوره بقره و در آن آیة الکرسی. "

ثواب آیة الکرسی آنقدر زیاد است که شیعه و سنی نقل کرده اند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: هرگاه مومنی آیة الکرسی بخواند و ثواب آن را به اهل قبور اهدا کند خداوند به ازاء هر حرفی برای او فرشته‌ای قرار می‌دهد که تا روز قیامت برای او تسبیح کنند؛ و درباره‌ی فضیلت سوره‌ی آل عمران وارد شده که هر کس این سوره را بخواند هر آیه‌ای از آن امانی است برای گذشتن از پل دوزخ. [۴]و درباره‌ی سوره‌ی نساء وارد شده، هر کس سوره‌ی نساء را روز جمعه بخواند از فشار قبر ایمن خواهد بود [۵]و درباره‌ی سوره‌ی مائده آمده است که هر کس آن را هر پنجشنبه بخواند ایمانش آلوده نمی‌شود و برای خدا شریک قرار نمی‌دهد.

همچنین در روایتی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل شده که به یکی از یارانش فرمود: می‌خواهی دو سوره به تو تعلیم کنم که برترین سوره‌های قرآن هستند؟ عرض کرد: آری‌ای رسول خدا حضرت معوذتین (سوره‌ی فلق و سوره‌ی ناس) را به او تعلیم کردند. سپس آن دو را در نماز صبح قرائت نمودند و فرمودند هرگاه بر می‌خیزی و می‌خوابی این دو سوره را بخوان [۶].
خلاصه هر سوره‌ای از قرآن خاصیتی دارد پس به راحتی نمی‌شود قضاوت کنیم کدام سوره ثواب بیشتری دارد. بلکه باید همه قرآن را قرائت کرد و از همه‌ی فضائل قرآن بهرمند شد.

 

پی نوشتها:
[۱]تفسیر برهان، ج ۱، ص ۴۱.
[۲]تفسیر المجمع البیان، ج ۱، ص ۱۴ و ۱۵.
[۳]تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۴۲۹.
[۴]مجمع البیان، ج ۱، ص ۶۹۳.
[۵]ثوابت الاعمال، ص ۱۳۳.
[۶]تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۴۵۴.

دعاهای حفظ از خطرات زلزله

برخی از اسباب معنوی وجود دارند که موجب دفع و رفع بلا می‌شود یعنی اگر قرار است پیشامدی رخ بدهد با دعا دفع می‌شود و اگر اتفاق افتد با دعا کردن بعد از سانحه می‌توان عواقب آن را کاهش داد و مانع از آسیب رسانی و شدت سانحه شد مثلاً اگر مردم در راه اطاعت و بندگی خداوند متعال قدم بردارند خداوند رحمتش را به بندگانش سرازیر می‌کند و عذاب را از آن‌ها دور می‌گرداند و یا اگر قرآن را تلاوت نمایند از آن‌ها رفع بلا می‌شود.

سوره‌هایی در قران برای دفع بلا و بیان شده است که می‌توان به آیت الکرسی و چهارقل که شامل سوره‌های توحید کافرون ناس و فلق می‌باشد اشاره کرد.

صدقه دادن و دعا کردن برای رفع بلا

صدقه دادن و دعا کردن نیز نقش بسیار مهمی در دفع بلایا دارد و توصیه بسیار فراوانی به آن شده است و برای دفع هر بلایی دعای مخصوصی وارد شده است.

خواندن نماز آیات


اسلام به مسلمانان بسیار توصیه به خواندن نماز آیات کرده است نماز آیات زمانی بر مومنین واجب می‌گردد که سوانحی طبیعی شبیه به سوانح قیامت تحقق یابد با این تفاوت که بسیار ضعیف‌تر از واقعه قیامت است و به همین دلیل توصیه شده است که در زمان وقوع حوادث، نماز آیات خوانده شود تا مسلمانان قیامت را به یاد داشته باشند.

دعا برای حفظ از خطرات زلزله

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:
«فَإِذَا خِفْتَ الْهَدْمَ عِنْدَ الزَّلْزَلَهِ فَاقْرَأْ عِنْدَ مَنَامِکَ- إِنَّ اللَّهَ یُمْسِکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَکَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ کانَ حَلِیماً غَفُوراً»؛ [۱]هرگاه از ویرانی هنگام زلزله در هراس بودی، در وقت خوابت این آیه را بخوان: «إِنَّ اللَّهَ یُمْسِکُ ... این تنها خداست که آسمان‌ها و زمین را از این که از جای خود منحرف شوند [و فرو ریزند]نگه می‌دارد؛ و اگر روزی از مسیر خود منحرف شوند، هیچ کس بعد از او نمی‌تواند نگاهشان دارد، مسلماً خدا همواره بردبار و آمرزنده است‏». [۲]

امیرالمومنین علی علیه السلام می‌فرمایند:
وقتی می‌خواهی بخوابی دست راست را زیر گونه‌ی راست بگذار و بگو: «بِسْمِ اللَّهِ وَضَعْتُ جَنْبِی لِلَّهِ وَ عَلَی مِلَّهِ إِبْرَاهِیمَ وَ دِینِ مُحَمَّدٍ وَ وَلَایَهِ مَنِ افْتَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَهُ مَا شَاءَ اللَّهُ کَانَ وَ مَا لَمْ یَشَأْ لَمْ یَکُنْ أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ عَلی‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ»؛ (به نام خدا، برای خدا و با پذیرش دین ابراهیم و دین محمّد و با پذیرش ولایت آنانی که خداوند، پیروی از آن‌ها را واجب کرده، در بستر آرمیدم. هر چه خدا بخواهد، رخ خواهد داد و آنچه نخواهد، اتفاق نخواهد افتاد، و گواهی می‌دهم که خداوند به هر کاری تواناست).

هر کس این دعا را هنگام خواب بگوید، از خطر دزد و ماندن زیر آوار در امان خواهد بود و فرشتگان‏ برایش استغفار خواهند کرد. [۳]

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:
«لَا تَمَلُّوا مِنْ قِرَاءَهِ- إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها فَإِنَّهُ مَنْ کَانَتْ قِرَاءَتُهُ بِهَا فِی نَوَافِلِهِ لَمْ یُصِبْهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِزَلْزَلَهٍ أَبَداً وَ لَمْ یَمُتْ بِهَا وَ لَا بِصَاعِقَهٍ وَ لَا بِآفَهٍ مِنْ آفَاتِ الدُّنْیَا حَتَّی یَمُوتَ.»؛ از خواندن سوره‏ زلزال خسته نشوید؛ زیرا هر کس در نماز‌های نافله اش آن سوره را بخواند، هرگز خدای عز و جل او را دچار آسیب ناشی از زمین لرزه نکند و در زلزله نمیرد و (نیز) با رعد و برق و آسیب‌های این چنینی نمیرد تا مرگش فرا رسد. [۴]

آیه در پناه ماندن از زلزله

همچنین به آیه زیر برای در امان ماندن از زلزله اشاره شده است:

«إِنَّ اللَّهَ یُمْسِکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَکَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ کانَ حَلِیماً غَفُوراً»
همانا خداوند آسمان‏ها و زمین را از زوال (و سقوط و خروج از مدار) نگاه مى‏دارد، و اگر زوال پذیرند (و از مدار خارج شوند) احدى جز او نمى‏تواند آن‌ها را نگاه دارد؛ البتّه او بردبار و آمرزنده است.
(فاطر - آیه ۴۱)

 

پی نوشت:
[۱]. فاطر، ۴۱.
[۲]. طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص. ۲۹۰، قم، شریف رضی، چاپ چهارم، ۱۴۱۲ ق.
[۳]. همان، ص. ۲۸۹.
[۴]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج. ‏۲، ص. ۶۲۶، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق.