دعایی از امام سجاد (علیه السلام)‌ برای دفع بیماری

در فرازی از دعای پانزدهم صحیفه می‌خوانیم: خدایا گوارایی تندرستی را به من بچشان و راه بیرون رفتن از بیماری‌ام را به سوی بخششت و جابه‌جا شدنم از بستر بیماری را به جانب گذشتت و نجاتم از اندوهم را به عرصۀ رحمتت قرار بده.

بی‌شک دعا از راهکارهای اساسی برای دستیابی به سعادت دنیا و آخرت و نیز از بهترین ابزارهای معنوی برای رویایی با بلاها، مصیبت‌ها و همچنین بیماری‌های جسم و روان است. برترین خوبان عالم یعنی رسولان الهی و مافوق آنها یعنی چهارده معصوم علیهم‌السلام در تمام سختی‌ها و آسانی‌ها دست از دعا بر نمی‌داشتند تا حدی که کتبی در قالب ادعیه از آن بزرگواران برای ما به یادگار ماند، همچنان که نصوص فراوانی در ادیان الهی مثل کتاب مقدس عبری و عهد جدید در زمینه دعا وجود دارد؛ به عنوان نمونه بخش‌هایی از مزامیر یا زبور داود به عنوان بخش‌هایی از عهد عتیق، شامل موضوعات مختلف نظیر بیان رنج‌ها، درخواست کمک و اعلام توکل به خداوند است.

اکنون که موجی از بیماری‌های ناشناخته عالم را فرا گرفته، عمل به ادعیه معصومین علیهم‌السلام در دفع بلاها و بیماری‌ها مؤثر است. ضمن آنکه با دقت در مضمون این ادعیه می‌توان به ریشۀ اصلی فراگیری بیماری‌ها پی برد. از جمله ادعیه‌ای که در این زمینه وجود دارد،‌ دعای پانزدهم صحیفه سجادیه است که با عنوان «دعا برای بیماری و اندوه و بلا و مریضی» شناخته می‌شود. امام سجاد علیه‌السلام در این دعا خداوند را به دلیل نعمت سلامتی یا به‌هنگام بیماری شکر می‌کند و به آثار معنوی و حکمت بیماری از جمله پاک شدن از گناه اشاره دارد. ایشان بیماری را هشداری برای توبه و نیز اعتماد بر خدا را کلید همه درهای بسته معرفی می‌کند. در این دعا می‌خوانیم:

اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا لَمْ أَزَلْ أَتَصَرَّفُ فِیهِ مِنْ سَلَامَةِ بَدَنِی ، وَ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا أَحْدَثْتَ بِی مِنْ عِلَّةٍ فِی جَسَدِی
خدایا، تو را حمد بر تندرستی بدنم که پیوسته از آن برخوردار بودم و تو را حمد بر بیماری و مرضی که در جسمم پدید آوردی.

فَمَا أَدْرِی ، یَا إِلَهِی ، أَیُّ الْحَالَیْنِ أَحَقُّ بِالشُّكْرِ لَكَ ، وَ أَیُّ الْوَقْتَیْنِ أَوْلَى بِالْحَمْدِ لَكَ
ای خدای من، کدام یک از این دو حال، برای سپاسگزاری به درگاهت سزاوارتر و کدام یک از این دو وقت، برای حمد و ثنا به پیشگاهت شایسته‌تر است:

أَ وَقْتُ الصِّحَّةِ الَّتِی هَنَّأْتَنِی فِیهَا طَیِّبَاتِ رِزْقِكَ ، وَ نَشَّطْتَنِی بِهَا لِابْتِغَاءِ مَرْضَاتِكَ وَ فَضْلِكَ ، وَ قَوَّیْتَنِی مَعَهَا عَلَى مَا وَفَّقْتَنِی لَهُ مِنْ طَاعَتِكَ
آیا زمان سلامتی که روزی‌های پاکیزه‌ات را در آن برایم گوارا فرمودی و به سبب آن برای به دست آوردن خشنودی و احسانت به من نشاط دادی و مرا همراه آن، بر آنچه که از اطاعتت توفیق دادی، نیرو بخشیدی؟

أَمْ وَقْتُ الْعِلَّةِ الَّتِی مَحَّصْتَنِی بِهَا وَ النِّعَمِ الَّتِی أَتْحَفْتَنِی بِهَا تَخْفِیفاً لِمَا ثَقُلَ بِهِ عَلَیَّ ظَهْرِی مِنَ الْخَطِیئَاتِ ، وَ تَطْهِیراً لِمَا انْغَمَسْتُ فِیهِ مِنَ السَّیِّئَاتِ ، وَ تَنْبِیهاً لِتَنَاوُلِ التَّوْبَةِ ، وَ تَذْكِیراً لِمحْوِ الْحَوْبَةِ بِقَدِیمِ النِّعْمَةِ.
یا هنگام بیماری که مرا به وسیلۀ آن از ناخالصی‌ها خالص کردی و نعمت‌هایی که به من هدیه دادی، برای سبک کردن گناهانی که پشتم را گران و سنگین کرده و پاک کردن زشتی‌هایی که در آن فرو رفته‌ام و آگاهی دادن برای این که توبه را فراگیرم و به یادآوردن نعمت‌های قدیم، برای محو کردن گناهان بزرگ از پرونده‌ام؟

وَ فِی خِلَالِ ذَلِكَ مَا كَتَبَ لِیَ الْكَاتِبَانِ مِنْ زَكِیِّ الْأَعْمَالِ ، مَا لَا قَلْبٌ فَكَّرَ فِیهِ ، وَ لَا لِسَانٌ نَطَقَ بِهِ ، وَ لَا جَارِحَةٌ تَكَلَّفَتْهُ ، بَلْ إِفْضَالًا مِنْكَ عَلَیَّ ، وَ إِحْسَاناً مِنْ صَنِیعِكَ إِلَیَّ.
و در اثنای آن بیماری، از جمله تحفه‌هایی که به من عنایت کردی این است که ملائک نویسنده بر عهده من اعمال پاکیزه‌ای نوشتند؛ اعمالی که نه دلی در آن فکر کرده و نه زبانی به آن گویا شده و نه عضوی در انجامش رنج برده، بلکه بخششی از جانب تو بر من و احسانی از ساختۀ تو به سوی من بود.

اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ حَبِّبْ إِلَیَّ مَا رَضِیتَ لِی وَ یَسِّرْ لِی مَا أَحْلَلْتَ بِی وَ طَهِّرْنِی مِنْ دَنَسِ مَا أَسْلَفْتُ وَ امْحُ عَنِّی شَرَّ مَا قَدَّمْتُ وَ أَوْجِدْنِی حَلَاوَةَ الْعَافِیَةِ وَ أَذِقْنِی بَرْدَ السَّلَامَةِ وَ اجْعَلْ مَخْرَجِی عَنْ عِلَّتِی إِلَی عَفْوِكَ وَ مُتَحَوَّلِی عَنْ صَرْعَتِی إِلَى تَجَاوُزِكَ وَ خَلَاصِی مِنْ كَرْبِی إِلَى رَوْحِكَ ، و سَلَامَتِی مِنْ هَذِهِ الشِّدَّةِ إِلَى فَرَجِكَ

خدایا، بر محمّد و آلش درود فرست و آنچه را برایم پسندیده‌ای محبوب من کن و آنچه را بر من وارد کرده‌ای آسان کن و از آلودگی اعمال زشتی که در گذشته انجام داده‌ام پاکم فرما و شرّ آنچه که پیش از این مرتکب شده‌ام، از صفحۀ وجودم محو کن؛ و از شیرینی عافیت کامیابم کن و گوارایی تندرستی را به من بچشان و راه بیرون رفتن از بیماری‌ام را به سوی بخشش و عفوت و جابه‌جا شدنم از بستر بیماری را به جانب گذشتت و نجاتم را از اندوهم به عرصۀ رحمتت و تندرستی‌ام را از این دشواری به دایرۀ گشایشت، قرار بده.

إِنَّكَ الْمُتَفَضِّلُ بِالْإِحْسَانِ الْمُتَطَوِّلُ بِالِامْتِنَانِ الْوَهَّابُ الْكَرِیمُ ذُو الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ.
همانا تو نیک رفتار به احسان و عطاکنندۀ به نعمتی، بسیار بخشنده و بزرگواری؛ دارای جلال و اکرامی.

صحیفه سجادیه | دعای عاقبت به خیری

صحیفه سجادیه | دعای عاقبت به خیری

یکی از ادعیه صحیفه سجادیه مربوط به دعای امام سجاد علیه‌السلام در طلب عاقبت نیکو است.

یکی از ادعیه صحیفه سجادیه مربوط به دعای امام سجاد علیه‌السلام در طلب عاقبت نیکو است. امام در این دعا همچنین به تأثیر اعمال انسان در احوال فرشتگان، اجابت دعا‌ها از سوی خدا و دعا برای استفاده نیک از اوقات فراغت پرداخته است. آموزه‌های این دعا که در پنج فراز[1] از امام سجاد(ع) صادر شده به شرح ذیل است: خوبی‌ها از اعمال نیک انسان‌، دعا برای عاقبت به‌خیری در هنگام مرگ، به دور ماندن از توبیخ و سرزنش الهی در اثر توبه، دعا برای پرده‌پوشی در قیامت و اجابت دعای بندگان از سوی خدا.

یَا مَنْ ذِكْرُهُ شَرَفٌ لِلذَّاكِرِینَ وَ یَا مَنْ شُكْرُهُ فَوْزٌ لِلشَّاكِرِینَ وَ یَا مَنْ طَاعَتُهُ نَجَاةٌ لِلْمُطِیعِینَY صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ اشْغَلْ قُلُوبَنَا بِذِكْرِكَ عَنْ كُلِّ ذِكْرٍ ، وَ أَلْسِنَتَنَا بِشُكْرِكَ عَنْ كُلِّ شُكْرٍ ، وَ جَوَارِحَنَا بِطَاعَتِكَ عَنْ كُلِّ طَاعَةٍ؛ اى ‌که‌ یادکنندگان ‌تو‌ ‌را‌ یاد ‌تو‌ ارجمند گرداند ‌و‌ ‌اى‌ ‌که‌ سپاسگزاران ‌تو‌ ‌را‌ سپاس ‌تو‌ رستگار کند ‌و‌ ‌اى‌ کسى ‌که‌ مطیعان ‌تو‌ ‌را‌ فرمانبردارى ‌تو‌ نجات بخشد، ‌بر‌ محمد ‌و‌ خاندان ‌او‌ درود فرست ‌و‌ ‌دل‌ ‌ما‌ ‌را‌ ‌به‌ یاد خود ‌از‌ یاد دیگران بپرداز ‌و‌ زبان ‌ما‌ ‌را‌ ‌به‌ سپاسگزارى خود ‌از‌ سپاس دیگران بازدار ‌و‌ اعضاى ‌ما‌ ‌را‌ ‌در‌ اطاعت خود ‌از‌ عبادت دیگران منصرف ‌کن‌

﴿2﴾ فَإِنْ قَدَّرْتَ لَنَا فَرَاغاً مِنْ شُغْلٍ فَاجْعَلْهُ فَرَاغَ سَلَامَةٍ لَا تُدْرِكُنَا فِیهِ تَبِعَةٌ ، وَ لَا تَلْحَقُنَا فِیهِ سَأْمَةٌ ، حَتَّى یَنْصَرِفَ عَنَّا كُتَّابُ السَّیِّئَاتِ بِصَحِیفَةٍ خَالِیَةٍ مِنْ ذِكْرِ سَیِّئَاتِنَا ، وَ یَتَوَلَّى كُتَّابُ الْحَسَنَاتِ عَنَّا مُسْرُوریِنَ بِمَا كَتَبُوا مِنْ حَسَنَاتِنَا؛ و اگر براى ‌ما‌ فراغتى مقدر کرده ‌آن‌ فراغت ‌را‌ چنان ‌به‌ سلامت بگذران ‌که‌ وبال نیاورد ‌و‌ ملال نرساند، نویسندگان گناهان ‌با‌ نامه سفید بازگردند ‌و‌ نویسندگان طاعات ‌از‌ نوشتن حسنات ‌ما‌ شادمان باشند

﴿3﴾ وَ إِذَا انْقَضَتْ أَیَّامُ حَیَاتِنَا ، وَ تَصَرَّمَتْ مُدَدُ أَعْمَارِنَا ، وَ اسْتَحْضَرَتْنَا دَعْوَتُكَ الَّتِی لَا بُدَّ مِنْهَا وَ مِنْ إِجَابَتِهَا ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ اجْعَلْ خِتَامَ مَا تُحْصِی عَلَیْنَا كَتَبَةُ أَعْمَالِنَا تَوْبَةً مَقْبُولَةً لَا تُوقِفُنَا بَعْدَهَا عَلَى ذَنْبٍ اجْتَرَحْنَاهُ ، وَ لَا مَعْصِیَةٍ اقْتَرَفْنَاهَا؛ و چون روزهاى عمر سپرى شود ‌و‌ مدت زندگى بسر آید ‌و‌ دعوت ‌تو‌ حضور ‌ما‌ ‌را‌ لازم شمرد ‌و‌ ‌ما‌ ناچار ‌آن‌ دعوت ‌را‌ اجابت کنیم ‌پس‌ ‌بر‌ محمد ‌و‌ خاندان ‌او‌ درود فرست ‌و‌ چنان مقدر فرما ‌که‌ وقتى نویسندگان اعمال ‌یک‌ یک کارهاى ‌ما‌ ‌را‌ ‌بر‌ ‌ما‌ شماره کنند آخرین عمل ‌ما‌ توبه ‌اى‌ باشد مقبول، ‌و‌ ‌پس‌ ‌از‌ ‌آن‌ ‌ما‌ ‌را‌ ‌بر‌ گناهى ‌که‌ مرتکب شده باشیم واقف نسازند ‌و‌ ‌بر‌ نافرمانى ‌که‌ ‌از‌ ‌ما‌ صادر شده باشد آگاه نکنند

﴿4﴾ وَ لَا تَكْشِفْ عَنَّا سِتْراً سَتَرْتَهُ عَلَى رُؤُوسِ الْأَشْهَادِ ، یَوْمَ تَبْلُو أَخْبَارَ عِبَادِكَ؛ در ‌آن‌ روز ‌که‌ راز نهانى بندگان ‌را‌ باز رسى، ‌در‌ پیش حاضران پرده ‌که‌ ‌بر‌ ‌ما‌ پوشیده مدار

﴿5﴾ إِنَّكَ رَحِیمٌ بِمَنْ دَعَاكَ ، وَ مُسْتَجِیبٌ لِمَنْ نَادَاكَ؛ هر ‌کس‌ ‌تو‌ ‌را‌ خواند ‌بر‌ ‌وى‌ ببخشاى ‌و‌ ‌هر‌ ‌که‌ ‌تو‌ ‌را‌ ندا کند اجابت فرماى.

بهترین چیزی که انسان مومن از خدا می خواهد عاقبت به خیری است منتهی عاقبت به خیری تنها با دعا حاصل نمی شود باید در مسیر آن گام برداشت. به مطالب زیر توجه نمایید:

۱.امام امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) سرانجام نیک و فرجام خوش را این گونه از خداوند طلب می کند: «نَسأَلُ اللّهَ مَنازِلَ الشُّهَداءِ وَ مُعایَشَهَ السُّعَداءِ وَ مُرافَقَهَ الاَنبِیاءِ .» از خدا درجات شهیدان و زندگی سعادتمندان و همنشینی با پیامبران را درخواست می کنیم.۲.دعاهای قرانی برای عاقبت به خیری
۱-رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَهً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ؛آل عمران-۸
پروردگارا، پس از آن که ما را هدایت کردی، دلهایمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود، رحمتی بر ما ارزانی دار که تو خود بخشایشگری. قرآن کریم برای عاقبت به خیری و مردن با ایمان و پایداری در ایمان اهمیت ویژه ای قایل شده است.
۲- رَبَّنا اَفرِغ عَلَینا صَبراً وَ تَوَفَّنا مُسلِمینَ ؛ پروردگارا، بر ما شکیبایی فرو ریز و ما را مسلمان بمیران.
حضرت ابراهیم و یعقوب ع پسران خود را به همان سفارش کردند: ای پسران من، خداوند برای شما این دین را برگزید. پس البته نباید جز مسلمان بمیرید.
۳- یوسف صدیق (علیه السلام) نیز به خداوند عرضه داشت: « تَوَفَّنی مُسلِماً وَ اَلحِقنی بِالصّالِحینَ » ؛ (مرا مسلمان بمیران و مرا به شایستگان ملحق فرما).
۳.دعای مشهور برای عاقبت بخیری
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
۴. امام چهارم در دعای ۱۱ صحیفه سجادیه عاقبت به خیری را از خداوند طلب کرده است:
کَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ بِخَوَاتِمِ الْخَیْر :
یَا مَنْ ذِکْرُهُ شَرَفٌ لِلذَّاکِرِینَ، وَ یَا مَنْ شُکْرُهُ فَوْزٌ لِلشَّاکِرِینَ، وَ یَا مَنْ طَاعَتُهُ نَجَاهٌ لِلْمُطِیعِینَ، صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اشْغَلْ قُلُوبَنَا بِذِکْرِکَ عَنْ کُلِّ ذِکْرٍ، وَ أَلْسِنَتَنَا بِشُکْرِکَ عَنْ کُلِّ شُکْرٍ، وَ جَوَارِحَنَا بِطَاعَتِکَ عَنْ کُلِّ طَاعَهٍ. فَإِنْ قَدَّرْتَ لَنَا فَرَاغاً مِنْ شُغْلٍ فَاجْعَلْهُ فَرَاغَ سَلَامَهٍ لَا تُدْرِکُنَا فِیهِ تَبِعَهٌ، وَ لَا تَلْحَقُنَا فِیهِ سَأْمَهٌ، حَتَّى یَنْصَرِفَ عَنَّا کُتَّابُ السَّیِّئَاتِ بِصَحِیفَهٍ خَالِیَهٍ مِنْ ذِکْرِ سَیِّئَاتِنَا، وَ یَتَوَلَّى کُتَّابُ الْحَسَنَاتِ عَنَّا مَسْرُورِینَ بِمَا کَتَبُوا مِنْ حَسَنَاتِنَا وَ إِذَا انْقَضَتْ أَیَّامُ حَیَاتِنَا، وَ تَصَرَّمَتْ مُدَدُ أَعْمَارِنَا، وَ اسْتَحْضَرَتْنَا دَعْوَتُکَ الَّتِی لَا بُدَّ مِنْهَا وَ مِنْ إِجَابَتِهَا، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْ خِتَامَ مَا تُحْصِی عَلَیْنَا کَتَبَهُ أَعْمَالِنَا تَوْبَهً مَقْبُولَهً لَا تُوقِفُنَا بَعْدَهَا عَلَى ذَنْبٍ اجْتَرَحْنَاهُ، وَ لَا مَعْصِیَهٍ اقْتَرَفْنَاهَا. وَ لَا تَکْشِفْ عَنَّا سِتْراً سَتَرْتَهُ عَلَى رُءُوسِ الْأَشْهَادِ، یَوْمَ تَبْلُو أَخْبَارَ عِبَادِکَ. إِنَّکَ رَحِیمٌ بِمَنْ دَعَاکَ، وَ مُسْتَجِیبٌ لِمَنْ نَادَاکَ .
نیایش آن حضرت در طلبِ فرجام نیک
ای آن که یاد تو یادآورانت را بزرگی دهد، و ای آن که سپاس تو سپاسگزارانت را رستگار کند، و ای آن که فرمانبرداریِ‌تو فرمانبردارانت را رهایی بخشد، بر محمد و خاندانش درود فرست؛ و با یاد خود، دل‌های ما را از هر یاد دیگری بپرداز؛ و با سپاس خود، زبان‌های ما را از هر سپاس دیگر، و با فرمانبرداری خود، اعضای ما را از فرمانبرداری دیگران بازدار.
اگر برای ما فراغتی مقدّر کرده‌ای، آن را فراغتی بی‌گزند و سالم قرار ده که وبال نیاورد و دل‌هایمان را نمیراند، تا فرشتگانی که گناهان ما را می‌نویسند، با کارنامه‌ای سفید و تهی از تیرگی‌های گناه از پیش ما به سوی تو برگرداند، و فرشتگانی که کارهای نیک ما را می‌نویسند، شادمان از آنچه در کارنامه‌ی ما نوشته‌اند، پیش تو آیند.
چون روزهای زندگی ما سپری شود و مدت عمر ما به سر آید و فراخوانِ تو ما را فرا خوانَد ـ همان که از اجابت آن چاره و گریزی نیست ـ بر محمد و خاندانش درود فرست و چنان کن که آنچه فرشتگانِ نویسنده برای ما رقم می‌زنند، به توبه‌ای مقبول خاتمه یابد، تا پس از آن ما را به سبب گناهی که کرده‌ایم و نافرمانی‌ای که بدان آلوده گشته‌ایم، باز نداری،
و در آن روز که از رازهای پنهان بندگانت پرده بر می‌داری، پیش چشمِ همگان، پرده از گناهان ما بر نداری.
تنها تویی که با هر کس تو را بخوند، مهر می‌ورزی، و به هر کس که تو را ندا دهد، جواب می‌گویی.
۵.عوامل و موانع عاقبت به خیری
شاید نتوان یک یا چند عامل را علت عاقبت به خیری و یا عاقبت به شری دانست اما آن مواردی که مسلّم است را در پاسخ این سؤال خواهم آورد.
رسول گرامی خدا فرموده اند: « لَا یَزَالُ الْمُؤْمِنُ خَائِفاً مِنْ سُوءِ الْعَاقِبَهِ لَا یَتَیَقَّنُ الْوُصُولَ إِلَى رِضْوَانِ اللَّهِ حَتَّى یَکُونَ وَقْتُ نَزْعِ رُوحِهِ وَ ظُهُورِ مَلَکِ الْمَوْتِ لَه (بحار الأنوار ج ۲۴ ص ۲۶ )؛ مؤمن پیوسته از سوء عاقبت خود بیمناک است و یقین ندارد که آیا مقام خشنودى و رضاى خدا را دریافت خواهد کرد یا نه تا هنگام مرگ و آمدن ملک الموت.»
ما نیز از اینکه شما در زمره مؤمنین قرار داشته و چنین دغدغه ای دارید خوشحالیم و امیدواریم حسن عاقبت شامل همه ما گردد.
به گزارش شفقنا سایت پرسمان در ادامه نوشت:خوب است بدانید عاقبت به خیرى همان تامین سعادت آخرت است و هر کارى که انسان خالصانه براى سعادت آخرت انجام دهد تامین کننده آن می باشد.
زندگی فرصتی است برای خدایی شدن انسان و هدف زندگی انسان هم همین خدایی شدن است. اگر انسان زندگی و نیت و رفتار خود را خدامحور کند و برای نزدیک شدن به خدا زندگی کند, حتما عاقبت او نیز خدایی و نیک خواهد شد, زیرا هر کسی همانگونه می میرد, که زندگی می کند. همان گونه که رفتار و انتخاب های انسان در کیفیت آخرت او کاملا موثر است, نوع زندگی و انتخاب های انسان در عاقبت به خیری او در همین دنیا نیز تاثیر مستقیم دارد.
بطور خلاصه می توان گفت: بدون شک هیچ عملی مانند انجام واجبات الهی و عمل به تکالیف خدایی در حسن عاقبت موثر نمی باشد؛ همان طوری که مهمترین عامل در بد عاقبتی ارتکاب محرمات الهی و انجام گناهان است.
الف-مهمترین عوامل عاقبت بخیری:
۱- ایمان
ایمان اولین و اساسى ترین و محکم ترین ریسمان نجات است و مطمئن ترین ضامن عاقبت به خیرى مى باشد. عن ابى عبداللّه (علیه السلام)… و قال فى قوله عزّ وجلّ «فقد استمسک بالعروه الوثقى» قال: هى الایمان باللّه وحده لاشریک له…؛ از امام صادق(علیه السلام) است که درباره این کلام الهى «فقد استمسک بالعروه الوثقى» فرمود: عروه الوثقى همان ایمان به یگانگى خداوند بى شریک مى باشد»، (اصول کافى، ج ۲، ص ۱۴، روایت ۱ به نقل از سرالاسراء، على سعادت پرور، ج ۲، ص ۳۲۴)
جمله فقد استمسک… پاره اى از آیه الکرسى است که در آیه ۲۵۶ سوره بقره آمده است یعنى… کسى که به طاغوت [بت و شیطان و هر موجود طغیانگر] کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمى چنگ زده که گسستن براى آن نیست… بنابراین آن دستگیره محکم (عروه الوثقى) که قابل گسستن نیست همان «ایمان» به خداوند تعالى است.
۲- تقوا
خداوند متعال در چندین آیه قرآن به صراحت عاقبت بخیری را از آن متقین دانسته است . (۱) چرا که انسان متقی، عقلش سرجاست و شهوت و غضب، پول و ریاست و … عقلش را زائل نکرده است و چون عقلش درست کار می کند، عاقبت اندیش است و عاقبت اندیشی اش در نهایت وی را عاقبت بخیر می کند.
از آن جا که «تقوا» در تامین عاقبت بخیری و دوری از بد عاقبتی نقش کلیدی دارد توجه شما را به توضیحی در این باره جلب می نماییم :
«تقوا» یعنى، قدرت کنترل نفس به گونه اى که محرمات را ترک کرده و به واجبات عمل نماید. براى تقویت تقوا باید در دو بعد نظرى و عملى اقدام نمود.
در «بعد نظرى» با تقویت مبانى عقیدتى، به ساختمان و چهارچوب عقاید استحکام بخشید و سپس با عمل، در راسخ تر شدن آنها کوشید.
آنچه در «بعد عملى» لازم است توجه نمود در گام اول استوارى بر انجام واجبات و ترک گناهان و در گام دوم پالودن نفس از رذایل اخلاقی و آراستن به فضایل و بیرون راندن حب دنیا و تعلقات دنیوى از ژرفاى ضمیر می باشد.
براى تقویت تقوا، عمل به سفارش هاى زیر را توصیه مى کنیم:
۱- از غذاى حرام پرهیز کنید.
۲- گناهان را به طور کلى ترک نمایید.
۳- واجبات مخصوصا نمازها را در اول وقت بخوانید.
۴- تا آن جا که مى توانید نمازهاى مستحبى مخصوصا نماز شب را ترک نکنید.
۵- ارتباط با ولی الله الاعظم، امام زمان (عج الله تعالی فرجه) با یاد و عمل به آنچه مورد رضایت حضرت می باشد.
در خصوص رعایت تقوا آن چه لازم است این است که انسان دائما در حال مراقبه از نفس خویش باشد و لحظه اى زمام نفس را به دست شیطان ندهد.
بنابراین بهترین راه براى عاقبت به خیر شدن مراقبت دائم از نفس خویش است یا به عبارت دیگر مطمئن ترین راه و روش، ایمان و عمل صالح است. خداوند در سوره العصر مى فرماید: «به عصر قسم که انسان ها همه در زیانند. مگر کسانى که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند و یکدیگر را به حق سفارش کرده و یکدیگر را به شکیبایى و استقامت توصیه نموده اند».
در حدیثى از امیرالمؤمنین على(علیه السلام) وارد شده: «انکم ان اغتنمتم صالح الاعمال، نلتم عن الاخره نهایه الآمال؛ تحقیقا چنین است که اگر شما اعمال صالح را مغتنم شمرید به آن غایت بلند آرزوهاى اخروى خواهید رسید» (الغرر والدرر، باب العمل، به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت پرور، ج ۲، ص ۲۰۹).
۳- توبه
از دیگر عوامل مؤثر در عاقبت بخیری، «توبه» است. ممکن است کسی در طول عمر خود دراثر غفلت و نادانی گناه کرده باشد و قبل از مرگ بیدار گشته توبه کند و راه خود را به سوی خدا اصلاح نماید و عاقبت به خیر گردد و بر عکس ممکن است کسی یک عمر در راه دین باشد و در نهایت در اثر مثلا نافرمانی نسبت به امام زمان خویش پایش بلغزد و از مسیر، منحرف و عاقبت اش بد باشد.
فضیل عیاض که یک عمر نافرمانی خداوند را کرد، با توبه ای خالصانه یک باره دگرگون شده و مسیر خود را کاملا تغییر داد.
رسول ترک، بخاطر احترامی که به اهل بیت و مخصوصا امام حسین می گذاشت با همه ی آلودگی که داشت، نجات یافت و موفق به توبه ای حقیقی شد.
۴- اخلاص در عمل
از «اخلاص» به اکسیر اعظم تعبیر شده است. یعنی یک عمل به ظاهر کوچک همراه با اخلاص از کوهی از عمل بدون اخلاص با ارزش تر است. اخلاص به عمل انسان بها و قیمت می دهد. عمری عبادت بدون اخلاص، پشیزی ارزش ندارد.
بندگی، امری مستمر و ادامه دار است و به یک روز و یک ماه و یک سال خاتمه نمی یابد. اگر در این میان لغزشی صورت گیرد انسان زمین می خورد. آدمی هر قدر که مراحل بندگی را بپیماید،‌ شیطان نیز با حیله های قوی تر وارد می شود و هیچ گاه انسان از این دشمن قسم خورده به طور کامل راحت نمی گردد. البته اگر مؤمنی به درجه مخلـَصین برسد دیگر شیطان را به او راهی نیست. «قال رب بما اغویتنی لازینن لهم فی الارض و لاغوینهم اجمعین الا عبادک منهم المخلصین؛ (سوره مبارکه حجر، ۳۹و۴۰)
ابلیس گفت: پـروردگـارا! به خاطر این که مرا گمراه ساختى (و این انسان زمینه بدبختى مرا فراهم ساخت) من نعمتهاى مادى روى زمین را در نظر آنهازینت مى دهم (و انسانها را به آن مشغول مى دارم) و سرانجام همه را گمراه خواهم ساخت مگر آن بندگان خالص شده تو.
لذا باید سعی کرد هر کاری را فقط برای رضای خداوند انجام داد.
ب-مهمترین عوامل سوء عاقبت
۱- حب دنیا
«دنیازدگی» یا «فریب از مظاهر دنیای دون» از عوامل اصلی سوء عاقبت است. چنانکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) فرمود: «حُبُّ الدُّنْیَا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَهٍ وَ مِفْتَاحُ کُلّ سَیِّئَهٍ وَ سَبَبُ إِحْبَاطِ کُلِّ حَسَنَه؛ حب دنیا اساس هر خطا، و کلید هر گناه و سبب نابودی و ضایع شدن هر خوبی و حسنه‌‌ای است» (إرشاد القلوب، ج ۱، ص: ۲۱)
عشق به دنیا، بدترین بیماری هاست، زیرا که باعث غفلت از آخرت مى شود. بهترین راه علاج دنیا زدگی، «یادآوری مداوم مرگ و آخرت» است زیرا: «ذکر الموت یهوّن اسباب الدّنیا؛ یاد مرگ اسباب دنیا داری را خوار مى گرداند» (شرح آقا جمال الدین خوانسارى بر غرر الحکم، ج ۴ ، ص : ۳۱).
«شریح قاضی» از جمله کسانی بود که عاقبت در برابر اربابِ زر و زورِ دنیا و زورمندانِ زرمدار، کرنش کرده و برای دو روزه مردار دنیا به آن نزدیک شده و لذا در حساس ترین برهه تاریخ اسلام، بدترین تصمیم ممکن را گرفت و ننگ ابدی را به جان خرید و روند تاریخ را به سبب آلودگی خود به دنیا عوض کرد.
«بلعم بن باعورا» – از علماء بنی اسرائیل و معاصر حضرت موسی (علیه السلام) – نخست در صف مؤمنان و حاملان آیات و علوم الهى بود، امّا با وسوسه شیطان و طاغوت زمان یعنی فرعون، منحرف شد. وی پیرو آئین ابراهیم و صاحب کرامت بود؛ چنانکه مردم از اطراف و اکناف به نزد او می‌آمدند تا درباره آنان پیشگویی کند و برای برکت یافتن دارایی و زندگی آنها دعا نماید. (مرکز فرهنگ و معارف، اعلام قرآن از دایره المعارف قرآن، ص ۱۶۰).
اگر چه نام بلعم باعورا در قرآن نیامده است اما همه مفسران بزرگ، مضمون آیات ۱۷۵ و۱۷۶ سوره اعراف را درباره او دانسته اند: «وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذی آتَیْناهُ آیاتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَکانَ مِنَ الْغاوین ؛ و بر آنها بخوان سرگذشت آن کس را (بلعم باعورا) که آیات خود را به او دادیم (اسم اعظم یا استجابت دعا) ولى سرانجام خود را از آن تهى ساخت و شیطان در پى او افتاد و از گمراهان شد». امام باقر (علیه السلام) درباره این آیه می فرماید: «اصل آیه، درباره بلعم است. سپس خداوند آن را مَثَل قرار داده براى مردمى که اهل قبله هستند (مومن می باشند) ولی هوا و هوس خود را بر هدایت الهى مقدم مى شمارند» (تفسیر مجمع البیان، طبرسی، ج ۱۰، ص۱۱۵ ).
امام رضا (علیه السلام) نیز فرمود: بَلعَم فرزند باعور، اسم اعظم الهى را مى دانست و دعایش مستجاب مى شد، ولى به دربار فرعون جذب شد و با آنکه در ابتداى کار، مبلّغ حضرت موسى (علیه السلام) بود، ولى سرانجام بر علیه موسى و یاران او اقدام کرده و بد عاقبت شد. (تفسیر نور الثقلین، ذیل آیه ۱۷۶).
آرى، زرق و برق دنیا و دربار حاکمان و پادشاهان، عامل سقوط علما و دانشمندان است.
قرآن سرانجام این عابد مستجاب الدعوه را چنین بازگو می‌کند: «وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ ذلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون؛ و اگر مى خواستیم، (مقام) او (بلعم باعورا) را با این آیات (و علوم و دانش ها) بالا مى بردیم (اما اجبار، بر خلاف سنّت ماست؛ پس او را به حال خود رها کردیم) و او به پستى گرایید و از هواى نفس پیروى کرد. مَثَل او همچون سگی (هار) است که اگر به او حمله کنى، دهانش را باز و زبانش را بیرون مى آورد و اگر او را به حال خود واگذارى، باز همین کار را مى کند (گویى چنان تشنه دنیاپرستى است که هرگز سیراب نمى شود). این مَثَل گروهى است که آیات ما را تکذیب کردند؛ این داستانها را (براى آنها) بازگو کن، شاید بیندیشند (و بیدار شوند)».(اعراف: ۱۷۶)
۲- گناه، عامل غلبه سیاهی بر سپیدی قلب
آنگاه که شخص گناه مرتکب میشود در دل او نقطه ای سیاه حادث میشود و تکرار گناه و عدم توبه کم کم منجر به این می‌شود که انسان نعوذبالله به سوءخاتمه در زندگی‌اش مبتلا ‌شود.
روایت از امام صادق «صلوات الله علیه» است «قال: اِذا اَذنَبَ الرَّجُلُ خَرَجَ فی قَلبِه نُکتَهٌ سَوداء» آنگاه که شخص گناه مرتکب می شود در دل او نقطه ای سیاه حادث میشود؛ اولش این است؛ یک نقطه سیاه؛ «فَاِن تابَ اِنمَحَت» اگر پشیمان شد، توبه کرد، لطف الهی این است که آن سیاهی را و تاریکی را خدا محو می کند؛ «وَ اِن زادَ» اگر نعوذ بالله این متنبه نشد و بر گناه افزود، «زادت»؛ آن نکته سوداء توسعه پیدا می کند «حَتّی تَغلِبَ عَلی قَلبِه» گناه بر روی گناه، گناه بر روی گناه، هر چه گناه بر روی گناه بیاید این سیاهی و تاریکی توسعه پیدا می کند تا این که غلبه می کند بر دل.
پرسشگر گرامی!
برای عاقبت به خیر شدن باید به خدا پناه برد و ضمن عمل به دین, تحت ولایت خدا و اولیای او زندگی کرد؛ در غیر این صورت خطر سقوط فراوان است؛ لذا لازم است در هر کاری ابتدا به عواقب آن اندیشید. کما اینکه حضرت علی (علیه السلام) در این خصوص می فرماید: «أَعْقَلُ النَّاسِ أَنْظَرُهُمْ فِی الْعَوَاقِبِ؛ (تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ص : ۵۲ ) عاقل ترین مردم (کسی است که) دور اندیشی بیشتری نسبت به عاقبت کارهایش داشته باشد.»
دوست عزیز، بدان که:
هر اندازه انسان در برابر پروردگار خاضع تر باشد، محبوب تر است و در تأمین سعادت اخروی و تضمین عاقبت بخیری او مؤثرتر است؛ اما درک این که واقعا به چنین موفقیت ارزشمندى نائل شده یا نه چندان آسان نیست و بلکه مصلحت انسان نیز نمى باشد؛ زیرا موجب غرور و عدم التجاى بیشتر در درگاه خدا و مانع کسب فیوضات بیشتر است.
غرور و اطمینان به نفس، خود زمینه ساز گمراهى و اغواى آن مى شود. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) در نمازهاى خود این دعا را مى فرمود: «الهى لا تکلنى الى نفسى طرفه عین ابدا؛ خداوندا مرا لحظه اى به خودم وا مگذار» وقتى یکى از همسرانش با اشاره به مقام بلند حضرت نزد خدا از او علت این دعا را پرسید، حضرت فرمود: خداوند برادرم یونس را لحظه اى به حال خود واگذاشت و آمد به سر او آنچه که آمد.
پس آدمى همواره باید خود را در حالت خوف و رجا نگه دارد و پیوسته در پى کسب هر چه بیشتر رضاى حق تعالى برآید و از خودش در این راه مدد جسته و به اهل بیت (علیهم السلام) نیز متوسل شود.
در پایان این نکته را نیز یادآور می شویم که برای دست یابی به عاقبت بخیری می توانید از ادعیه هایی که در این زمینه نقل گردیده کمک بگیرید که برخی از آنها شامل موارد ذیل می باشد:
۱- دعاى یازدهم صحیفه سجادیه که براى حسن عاقبت وارد شده است.
۲- ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب
۳- اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
۴- اللهم اختم لنا بالخیر و السعاده و ارزقنا خیر الدنیا و الآخره
۵- الهی لا تکلنی الی نفسی طرفه عینا ابدا
۶- ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخره حسنه و قنا عذاب النار

سوره های معوذتین چیست [به همراه بیان خواص و آثار معوذتین]

دو تا از سوره های کوچک قرآن کریم به نام سوره های معوذتین شناخته شده هستند، در این مطلب به علت این نامگذاری و خواص این سوره ها می پردازیم:

سوره های معوذتین کدامند و علت نامگذاری آنها چیست

سوره مبارکه ناس و سوره مبارکه فلق دو تا سوره از سور کوچک قرآنی هستند که به نام معوذتین یا معوذه نامیده شده اند. در روایات نیز به این دو سوره معوذتین گفته می شود. اینکه چرا به این دو سوره معوذتین می گویند به این دلیل است که این سوره ها در آغاز هر دو با کلمات «‏قُلْ أعُوذُ» که به ‌پیغمبر(ص) دستور «‏عَوذَه» (پناهندگی) به‌ خدا می‌دهد شروع می‌شود.

سوره های معوذتین

از امام صادق علیه السلام نقل شده است: لبید بن اعصم یهودی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را سحر کرد و ایشات تحت تأثیر سحر بود مثلا وقتی می خواست از در برود در را نمی دید و با دست خود لمس می کرد. خداوند برای دفع سحر این دو سوره را نازل نمود.

همچنین در روایات آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم همواره حسینین علیهم السلام را با این دو سوره تعویذ می نمود و با قرائت این دو سوره دو فرزندش را در پناه خداوند قرار می داد.

بهتر است بدانید که کلمه معوذه از «عَوْذ» گرفته شده به معنای پناه بردن و حفظ کردن خویش و پرهیز دادن از شر، از راه پناه بردن به کسی که می‎تواند آن شر را دفع کند.

می توان گفت از آنجایی که این دو سوره خاصیت تعویذ (پناه بردن به خدا) دارد و باعث می‎شود انسان با این دو سوره خود را از شر اشرار حفظ کند و بدین جهت این دو سوره به سوره های معوذتین نام‎گذاری شده است. خداوند متعال در این دو سوره مبارکه امر می فرمایند که از شر هر مخلوقی که همراهش شر است، و از شر شب وقتی هماره با ظلمتش وارد می شود و نیز از شر زنان جادوگر و ساحره و شر حسود باید به خداوند پناه برد.

خواص و برکات معوذتین

آنچه که از روایات در خصوص این سوره ها روشن می شود این است که اگر فردی خود یا دیگران را بوسیله این دو سوره تعویذ کند، ناراحتی یا بیماری و مریضی او خوب می‎شود و از اشراری که در این دو سوره به آنها اشاره شده در امان خواهد بود.

امام صادق علیه السلام در روایتی فرمودند: «پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ مریض شدند، تب ایشان شدت پیدا کرد، جبرئیل (و میکائیل) این دو سوره را برای شفای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نازل کردند، جبرئیل به قرائت سوره فلق و میکائیل به قرائت سوره ناس در پایین پای آن حضرت برای شفا متوسل شدند».

در خصوص برکات سوره های معوذتین رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: چرا مردم خود را با این دو سوره تعویذ نمی نمایند برای تعویذ بهتر از این سوره ها یافت نمی شود.

بدیهی است که با تلاوت و همراه داشتن سوره های فلق و ناس که معروف به معوذتین می باشند می توان بهترین امنیت را برای خود و خانواده خود به وجود آورد و شر حسودان و بدخواهان را خنثی نمود.

در روایتی در این خصوص چنین آمده است: هر کس سوره فلق را قرائت نماید برای او مایه شفا و امنیت از سحر و موجب رحمتی برای ثابت ماندن بر عافیت است و هر کس سوره ناس را بخواند باعث امنیت او از مکرها و حیله های شیطان و سبب رحمتی برای ثبات بر الهام است.

از دیگر خواص و آثاری که می توان در پناه تلاوت این دو سوره به آن دست یافت، امنیت در خواب است:

امام باقر علیه السلام در این زمینه می فرمایند: هر کس در خواب چیزی موجب ناراحتی او می شود وقتی به رختخوابش می رود سوره های فلق و ناس و آیه الکرسی را قرائت نماید.

بخشش گناهان از دیگر آثار و برکات این دو سوره می باشد در سخنی از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم چنین آمده است: هر که سوره های توحید و ناس و فلق را هر شب ۱۰ مرتبه بخواند مانند این است که تمام قرآن را قرائت کرده و از گناهانش خارج می شود مانند روزی که از مادر متولد شده است و اگر در آن روز یا شب بمیرد به مرگ شهادت مرده است.

دفع چشم زخم و نظر نیز در از دیگر خواصی است که برای خواندن سوره های معوذتین آمده است در روایتی امام رضا(ع) می‌فرماید: جهت دفعِ نظر و چشمزخم، دست‌ها را مقابل صورت بردارد و سوره‌ی‌ »حمد» و «توحید» دو «‏قُلْ أعُوذُ» را بخواند و دست‌ها را بر سر و صورت بکشد.

همچنین جهت گشایش در رزق و کسب مال نیز سفارش شده است که بعد از نماز عشا هر یک از سوره‌های «وَالشّمس»، «وَاللّیل»، «کافرون»، «توحید» و «معوذّتین» را هفت بار تلاوت کند سپس هفت مرتبه بگوید: «اَللّهُمّ اجْعَلْ لی فَرَجاً وَ مَخْرَجاً» در شب اول و یا شب‌های بعد از آن تا شب ششم به ‌یاری حق‌تعالی به‌ مراد می‌رسد و اگر به‌ اجابت نرسد اشکال در شرایط دعای او خواهد بود.

همچنین برای رفع وسواس، شخص که مبتلا به ‌این امر است، این آیه‌ی شریفه را همواره بخواند: «فَإذَا قَرَأْتَ الْقُرْءَانَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ» و پس از آن دو سوره‌ی «‏قُلْ أعُوذُ» را تلاوت نمایند.

هم‎چنین امام صادق علیه السّلام می‎فرمایند: «پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: اگر کسی خواست به دیگری بدی انجام بدهد، و او بخواهد که خدا این شخص را از او دور کند (و مانع بدی او شود) پس وقتی که او را می‎بیند بگوید: «اَعُوذُ وَ بِحَولِ اللهِ وَ قُوَتِهِ مِن حَولِ خَلقِهِ وَ قُوُّتِهِم» و سوره فلق را بخواند بعد هم این آیه را بخواند: « فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِیَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ» در این صورت خداوند فریب هر فریب‎کاری و مکر هر مکرکننده‎ای و حسد هر حسدورزی را از او دور می‎کند و باید این کلمات را در صورت او بخواند»

اثر دعا در دفع بلا

دعا برای زیاد شدن نور چشم [دستورالعمل برای زیاد شدن نور چشم]

شفاء در پناه قرآن و اسلام

آیه ای در قرآن کریم داریم که می فرماید: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لا یزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَساراً؛ واز قرآن، آن چه شفا و رحمت است برای مؤمنان نازل می کنیم؛ و ستمگران را جز خسران (و زیان) نمی افزاید. خدا که خودش طبیب و شفا دهنده ی همه بیماری ها و رنج ها هست، در این آیه قرآن را مایه شفا و رحمت معرفی می کند. همچنین حضرت امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: واستشفوا بنوره فإنه شفاء الصدور؛ از نور آن شفا بجویید که شفابخش سینه هاست. از طرف دیگر برای سوره های قرآن خاصیت هایی ذکر شده که در صورت تلاوت آنها اثراتش در زندگی مادی و معنوی ما کاملا مشهود خواهد بود.

اینها را گفتیم که بگوییم هر دردی در پناه اسلام و قرآن قابل درمان هست از جمله زیاد شدن نور چشم.

دعا برای زیاد شدن نور چشم

دعا برای زیاد شدن نور چشم

بسیاری از ما که به بیماری های چشمی مبتلا هستم حداقل برای یکبار هم که شده سراغ یک دعا برای زیاد شدن نور چشم رفته ایم. بزرگان دینی ما توصیه هایی داشته اند برای اینکه نور چشم مان زیاد شود در این فرصت اول می خواهیم سراغ سوره ها و آیه هایی برویم که برای نور چشم توصیه شده اند و بعد از آن به سراغ دعا هایی که در این زمینه آمده است.

نگاه به قرآن

اولین توصیه قرآنی برای زیاد شدن نور چشم همین نگاه کردن به قرآن است. امام صادق علیه السلام می فرمایند: «هر کس قرآن را از روى آن تلاوت کند چشم وى نیز از قرآن بهره بردارى مى نماید و از عذاب او و پدر و مادرش هم کاسته مى شود گرچه با کفر از دنیا رفته باشند» همچنین از پیامبر گرامی اسلام روایت شده که فرمودند:«هر کس پیوسته به قرآن بنگرد، تا زنده است، از بهره بینایی برخوردار می‏‌شود» پس خود نگاه کردن به قرآن باعث زیاد شدن نور چشم می شود.

خواندن آیت الکرسی

در آثار و خواص خواندن آِیت الکرسی همین زیاد شدن نور چشم را عنوان کرده اند. از حضرت علی روایت شده که فرمودند: «زمانی که کسى مبتلا به چشم درد شود آیه الکرسى را به نیّت شفا بخواند و [اگر] به دل یقین داشته باشد که خوب می‌شود به راستى، إن شاء اللَّه، درمان یابد» در بحث دعا برای زیاد شدن نور چشم به آیت الکرسی زیاد اشاره شده است ولی در روایات تنها به خواندن آیت الکرسی برای نور چشم اشاره شده است ولی میان مردم هم رایج است که بعد از نماز دست ها را روی چشم می گذارند و آیت الکرسی می خوانند هر چند در روایات خواندن آیت الکرسی با این کیفیت نیامده ولی از سید بن طاووس نقل شده که: نور چشم شخصى ضعیف شد. در خواب، شخصی را دید که به او می‌گوید این کلمات را بخوان: «أُعِیذُ نُورَ بَصَرِی‏ بِنُورِ اللَّهِ الَّذِی لَا یُطْفَى‏؛ پناه می‌دهم روشنى چشم خود را به نور خدا که خاموش نمی‌شود» سپس دست‌هاى خود را بر چشمان خود بمال و به دنبال آن آیه الکرسى را بخوان. راوى گوید: پس، آن مرد چنان کرد، چشم‌هایش خوب شد و به دفعات، دیگران نیز این را تجربه کرده و از آن نتیجه گرفتند»

سوره حمد؛ شفای چشم

برای سوره حمد خواص بسیاری ذکر شده و در واقع سوره حمد نسخه ای هست برای همه آلام و دردهایی که ممکن است داشته باشیم در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند: «چنان‎چه بر مرده‎ای ۷۰ بار سوره حمد خواندید و زنده شد تعجب نکنید.» اما یک از خواص عجیب این سوره در باره نور چشم هست چرا که پیامبر فرمودند: «چون کسی را درد چشم باشد یا در بینایی او ضعفی باشد در اول ماه چون هلال ماه را ببیند دست بر چشم خود بنهد و سوره فاتحه را ۱۰ بار با نیت خالص و توجه به معنی آن بخواند و در آخر سوره مبارکه «توحید» را ۳بار بخواند بعد از آن ۷بار بگوید: «یا ربِّ قَوِّ بَصَری».

سپس بگوید: «اللهم اکف انت الکافی، اللهم عاف انت المعافی». درد چشم و ضعف بینایی به صحت مبدل می گردد. (خواص آیات قرآن کریم، محمدتقی نجفی، ص۱۰)

دعا برای زیاد شدن نور چشم در روایات

امام رضا علیه السلام توصیه های بسیار مفیدی برای تقویت چشم و زیاد شدن نور چشم دارند که به کار بستن آنها براحتی می تواند ما را از بیماری های چشمی برهاند. از جمله مواردی که امام رضا علیه السلام به آن دستور داده اند کوتاه نمودن ناخن ها هست. در کتاب کافی آمده است که علی اسباط از امام رضا علیه السلام نقل می کند که ایشان مرا در خراسان دید در حالی که چشم درد داشتم . حضرت به من فرمودند: می خواهی تو را به کاری دعوت کنم از این وضع خلاصی یابی. او گفت بله! حضرت فرمودند: هر روز ۵شنبه ها ناخن هایت را کوتاه کن . من هر هفته چنین کردم و تا پایان عمر به چشم درد مبتلا نشدم.

همچنین حضرت مسواک کردن را موجب تقویت بینایی می دانند و می فرمایند: «اَلسِّواکُ یَجْلُو الْبَصَرَ وَ یُنْبِتُ الشَّعْرَ وَ یَذْهَبُ بِالدَّمْعَهِ؛ مسواک زدن، نور چشم و رشد مو را زیاد و آبریزش چشم را برطرف مى‏کند.»

توصیه بعدی امام رضا علیه السلام سرمه کشیدن است « من اصابه ضعف فی بصره فلیکتحل سبعه مراود عند منامه من الاثمد; هر کس ناراحتى و ضعفى در چشم خویش احساس مى کند به هنگام خواب هفت بار سرمه اثمد بکشد، چهار بار در چشم راست و سه بار در چشم چپ » همچنین فرمودند:« من کان یؤمن باللّه و الیوم الاخر فلیکتحل؛ کسى که ایمان به خداوند و روز قیامت دارد پس سرمه بکشد».

و در نهایت در نسخه شفابخش امام رضا علیه السلام برای چشم آمده است که: «هرکس بعد از طلوع آفتاب ۱۰۰۰ مرتبه بگوید «الظاهر» ایزد تعالی او را از نابینائی نگاه دارد.

آیات رشد در قرآن - نوزده آیه

کلمه رشد و مشتقات آن چون یرشدون، راشدون، مرشد، رشاد حدود 19 بار در قرآن به کار رفته است. کلمه رشد به معنی رسیدن به واقع است و در قرآن به معنای هدایت یافتن و رسیدن انسان به کمال وجودیش به کار رفته است، چنانکه قرآن در مورد حضرت ابراهیم می‌گوید: وَلَقَدْ آتَینَا إِبْرَاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا بِهِ عَالِمِینَ؛ به تحقیق که ما قبلاً به ابراهیم آن رشدی (را که می‌توانست داشته باشد) دادیم و ما (به شایستگی‌های) او دانا بودیم. (انبیاء 51) اصحاب کهف نیز از خداوند چنین تقاضا می‌کنند: رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَهَیئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا؛ پروردگارا از جانب خودت بر ما رحمت فرست و راه نجاتی برای ما فراهم ساز. (کهف 10) رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) نیز هدف دعوت خود را چیزی جز رشد و کمال انسان‌ها نمی‌داند. مَا أَهْدِیكُمْ إِلَّا سَبِیلَ الرَّشَادِ؛ شما را جز به راه رشد هدایت نمی‌کنم. (غافر 29) در مقابل کلمه رشد، در قرآن کلمه غی به کار رفته است که به معنای گمراهی و دور شدن از واقع است. این کلمه نیز 4 بار در قرآن به کار رفته است، از جمله در آیه زیر: لَا إِكْرَاهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَینَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی؛ در پذیرش دین اجبار نیست، (زیرا) راه رشد از راه گمراهی آشکار گردیده است. (بقره 256)

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم

وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ ۖ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ 1 سوره بقره آیه 186

لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انْفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ 2 سوره بقره آیه 256

وَابْتَلُوا الْيَتَامَىٰ حَتَّىٰ إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ ۖ وَلَا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَنْ يَكْبَرُوا ۚ وَمَنْ كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ ۖ وَمَنْ كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ ۚ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ حَسِيبًا 3 سوره نسا آیه 6

سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ 4 سوره اعراف آیه 146

وَجَاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَمِنْ قَبْلُ كَانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ ۚ قَالَ يَا قَوْمِ هَٰؤُلَاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ ۖ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَلَا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي ۖ أَلَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ 5 سوره هود آیه 78

قَالُوا يَا شُعَيْبُ أَصَلَاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ ۖ إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ 6 سوره هود آیه 87

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَىٰ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُبِينٍ - إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ ۖ وَمَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ 7 سوره هود آیه 96 و 97

إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا 8 سوره کهف آیه 10

إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ ۚ وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَىٰ أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَٰذَا رَشَدًا 9 سوره کهف آیه 24

۞ وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَتْ تَزَاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَهُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْهُ ۚ ذَٰلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ ۗ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ ۖ وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُرْشِدًا 10 سوره کهف آیه 17

قَالَ لَهُ مُوسَىٰ هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَىٰ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا 11 سوره کهف آیه 66

۞ وَلَقَدْ آتَيْنَا إِبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا بِهِ عَالِمِينَ 12 سوره انبیا آیه 51

يَا قَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظَاهِرِينَ فِي الْأَرْضِ فَمَنْ يَنْصُرُنَا مِنْ بَأْسِ اللَّهِ إِنْ جَاءَنَا ۚ قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَىٰ وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ 13 سوره غافر آیه 29

وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَادِ 14 سوره غافر آیه 38

وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ ۖ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولَٰئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا 15 سوره جن آیه 14

قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا 16 سوره جن آیه 21

وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ ۚ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ 17 سوره حجرات آیه 7

يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ ۖ وَلَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا 18 سوره جن آیه 2

وَأَنَّا لَا نَدْرِي أَشَرٌّ أُرِيدَ بِمَنْ فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرَادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَدًا 19 سوره جن آیه 10