شعردر مورد حق الناس
شعردر مورد حق الناس
منبع
به نام خدااز امام حسین (ع) نقل است که ایشان در شب عاشورا همه اصحاب را جمع کردند وآخرین وصیت خودشان را که بسیار زیبا وپند آموز است بیان نمودند .ایشان خطاب به اصحاب فرمودند ما فردا در این مکان همگی به شهادت خواهیم رسید. من بیعت خودم را از گردن خهمه برداشتم واگر هر کس از شما که اینک در این جمع است واحساس می کند که از سر اجبار همراه من شده است می تواند باز گردد و هر ک تعلق خاطری به دنیا دارد می تواند برود و من هیچ کس را به اجبار در این صحرا نگه نمی دارم به خدا قسم من قیام نکردم مگر آنکه حقی را باز ستانم واین مشیت خداست وما همگی بندگان خداییم .
(( هر کس دینی به گردن اوست ویا به کسی مقروض است و آن را ادا نکرده باز گردد به خدا سوگند که اگر حقی از حق الناس را به گردن داشته باشید وفردا کشته شوید شهید محسوب نمی شوید مگر آنکه آن حق را ادا نمایید))
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بزن بر سر ناتوان دست زور که گر شد توانا زند بر سرت همچو مور
برو در پی پارتی وسیم و زر که گر این نشد جمله هستی تو خر
چو باشی همیشه پی سیم وزر شود روزگارت ز بهتر بتر
چو کردی حلال وحرام این زمان شود حال وروزت چنان انتران
بخور مال مردم که بس خوردنیست ببر انچه دارند چون بردنیست
زر وسیم را جمله پارو نما و آن را به نام دو بازو نما
بگو آنچه بردم بود حق من همین است راز ترق تق من
به صبح وبه شب کار کردم تلاش خدا داده این را ز بهر معاش
اگر بینی اینک زتو برترم بخوان بیت چهارم تو ای انترم
چنان برج سازی نما در جهان که دستت رسد برق رنگین کمان
اگر دیدی آواره ای را به پیش بکش از غرور آن دو دستت به ریش
اگر بنده ای در فغان بود وغم به خود غره شو چون نداری تو کم
جهان را ببینی تو در پیش خود که پایان ندارد زبهرت وخود......
به یک صبح یا یک غروب غریب بفهمی که بوده است اینها فریب
بیاید اجل با دو همکار خود ببندد به دستت دو افسار خود
بگوید رها کن هر آن چیز را که بردی وخوردی همه چیز را
کنون بنگر ای انتر زهر مار که از دیدنم گشته ای بس خمار
نکردی حلال وحرام این زمان ؟ شده حال وروز تو چون انتران
ببردی تو مال یتیم وضعیف ببین که چگونه تو گشتی کثیف
رها کن دگر برج خود در جهان که گور است بهر تو جام زمان
بخواب اینک اندر یک ونیم جا که بدتر بود بهرت از صد گناه
بکن آن لباس دو میلیونیت کفن بهرت آورده غسال ما
خدایا مرا زین بلا دور دار ز مکر وفریبش تومعذور دار
اسیرم نکن زین جهان کثیف که الله واعلم ونحن النحیف...
(( هر کس دینی به گردن اوست ویا به کسی مقروض است و آن را ادا نکرده باز گردد به خدا سوگند که اگر حقی از حق الناس را به گردن داشته باشید وفردا کشته شوید شهید محسوب نمی شوید مگر آنکه آن حق را ادا نمایید))
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بزن بر سر ناتوان دست زور که گر شد توانا زند بر سرت همچو مور
برو در پی پارتی وسیم و زر که گر این نشد جمله هستی تو خر
چو باشی همیشه پی سیم وزر شود روزگارت ز بهتر بتر
چو کردی حلال وحرام این زمان شود حال وروزت چنان انتران
بخور مال مردم که بس خوردنیست ببر انچه دارند چون بردنیست
زر وسیم را جمله پارو نما و آن را به نام دو بازو نما
بگو آنچه بردم بود حق من همین است راز ترق تق من
به صبح وبه شب کار کردم تلاش خدا داده این را ز بهر معاش
اگر بینی اینک زتو برترم بخوان بیت چهارم تو ای انترم
چنان برج سازی نما در جهان که دستت رسد برق رنگین کمان
اگر دیدی آواره ای را به پیش بکش از غرور آن دو دستت به ریش
اگر بنده ای در فغان بود وغم به خود غره شو چون نداری تو کم
جهان را ببینی تو در پیش خود که پایان ندارد زبهرت وخود......
به یک صبح یا یک غروب غریب بفهمی که بوده است اینها فریب
بیاید اجل با دو همکار خود ببندد به دستت دو افسار خود
بگوید رها کن هر آن چیز را که بردی وخوردی همه چیز را
کنون بنگر ای انتر زهر مار که از دیدنم گشته ای بس خمار
نکردی حلال وحرام این زمان ؟ شده حال وروز تو چون انتران
ببردی تو مال یتیم وضعیف ببین که چگونه تو گشتی کثیف
رها کن دگر برج خود در جهان که گور است بهر تو جام زمان
بخواب اینک اندر یک ونیم جا که بدتر بود بهرت از صد گناه
بکن آن لباس دو میلیونیت کفن بهرت آورده غسال ما
خدایا مرا زین بلا دور دار ز مکر وفریبش تومعذور دار
اسیرم نکن زین جهان کثیف که الله واعلم ونحن النحیف...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی ۱۳۹۱ ساعت 11:59 توسط حق الناس
بسم الله الرحمن الرحیم / سلام / اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم/